<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rdf:RDF
    xmlns="http://purl.org/rss/1.0/"
    xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#"
    xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
    xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
    <channel rdf:about="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/rss">
        <title>روز نوشته ها</title>
        <description>پایگاه رسمی انتشار افکار و نظرات تربیتی حاج فردوسی</description>
        <link>http://hajferdowsi1.mihanblog.com</link>
       <dc:date>2012-05-21T10:48:52+01:00</dc:date>
        <items>
            <rdf:Seq>
                <rdf:li rdf:resource="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/435"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/434"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/433"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/432"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/431"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/430"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/429"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/428"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/427"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/426"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/425"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/424"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/422"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/421"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/420"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/419"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/418"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/417"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/416"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/415"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/414"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/413"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/411"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/410"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/412"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/409"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/408"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/407"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/406"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/405"/>
            </rdf:Seq>
        </items>
    </channel>
    <item rdf:about="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/435">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2012-05-21T00:00:00+01:00</dc:date>
        <dc:source>hajferdowsi1.mihanblog.com</dc:source>
        <dc:creator>دفتر مرکزی منهاج فردوسیان (قم مقدسه) </dc:creator>
        <title>کسب علم برای بانوان</title>
        <link>http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/435</link>
        <description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=arial,helvetica,sans-serif color=#cc0000 size=5&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;سلام&lt;BR&gt;آیا مطالعه‌ی سیر دروس حوزوی و اجتهاد و فلسفه و عرفان برای زنانی که طالب کسب علم و سیر الی الله هستند مفید و مثمر ثمر است؟&lt;BR&gt;بنده به فرزند و همسرم توجه کامل دارم و می‌دانم وظیفه، خوب همسرداری و تربیت فرزندان صالح است و علاوه بر آن تمایل به کسب علوم و معارف و ... دارم لطفاً راهنمایی بفرمایید.&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;...........................................................................&lt;BR&gt;باسمه تعالی و تقدس&lt;BR&gt;سلام علیکن&lt;BR&gt;طلب علم «مفید» بر هر زن و مرد مسلمان لازم است اما باید توجه داشته باشید:&lt;BR&gt;1. نیت‌تان در کسب علم، باید جلب رضای حق تعالی و کمک به رفع جهل از جامعه‌ی اسلامی و بشری باشد.&lt;BR&gt;2. با رضایت کامل شوهر و همکاری‌ او باشد.&lt;BR&gt;3. به قدری که توانایی فکری و جسمی در خود سراغ دارید ادامه دهید و هر جا احساس کردید علم خاصی به درد شما نمی‌خورد یا توانایی درک و فهم آن را ندارید، خود را به زحمت نیاندازید.&lt;BR&gt;4. قواعد و قوانین منهاج فردوسیان، مجموعه‌ی کاملی از اعتقادات درست و احکام عملی شیعی است. اگر بتوانید بر این قواعد نظری و قوانین عملی، تسلط علمی یافته و توانایی توضیح دادن آن را [حد اقل] برای خانواده‌تان پیدا کنید، به مجموعه‌ای از علم مفید دسترسی یافته‌اید که برای تحصیل آن، سال‌ها باید از این درس به آن درس و از این کتاب به آن کتاب در تکاپو می‌بودید.&lt;BR&gt;اعتقاد راسخ ما این است که آنچه از دیدگاه‌ها و اعمالی که در رسیدن انسان به کمال و سعادت نقش دارد، در مجموعه‌ی قواعد نظری و قوانین عملی منهاج فردوسیان آمده است. البته با آمدنِ نسخه‌های دوم و سوم منهاج، «کامل‌ترین و جامع‌ترین» بودنِ این برنامه بیشتر آشکار خواهد شد. &lt;BR&gt;5. علومی همچون فلسفه و عرفان،‌ بسیار سنگین و پیچیده است و تجربه نشان داده متناسب با روح و فکر زنانه نیست؛ علاوه بر این که فراگیری‌اش نقش مثبتی در رسیدن به کمال و سعادت ندارد.&lt;BR&gt;برای موفقیت شما و همه‌ی بانوان منهاجی در عرصه‌های علم و عمل، دعا می‌کنم.&lt;BR&gt;و الحمد لله&lt;BR&gt;حاج فردوسی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/434">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2012-05-20T00:00:00+01:00</dc:date>
        <dc:source>hajferdowsi1.mihanblog.com</dc:source>
        <dc:creator>دفتر مرکزی منهاج فردوسیان (قم مقدسه) </dc:creator>
        <title>پرسشی در خصوص اوقات پنجگانه نماز</title>
        <link>http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/434</link>
        <description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=arial,helvetica,sans-serif size=5&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;با سلام حضور شما حاج فردوسی عزیز&lt;BR&gt;اگر ممکن است در خصوص افضل اوقات ادای نمازهای پنجگانه یومیه توضیح بفرمایید.&lt;BR&gt;ضمنا به نظر شما اگر بنده نماز عصر را «بلافاصله بعد از نماز ظهر» بصورت «جماعت» بجا بیاورم افضل است یا اینکه بصورت «فرادا» در «زمان خاص نماز عصر»؟&lt;BR&gt;با تشکر از راهنماییهای شما&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;...........................................................................&lt;BR&gt;باسمه تعالی&lt;BR&gt;سلام علیکم&lt;BR&gt;هر یک از نمازهای پنج‌گانه دارای سه وقت است که توضیح می‌دهم:&lt;BR&gt;1. اول وقت: بعد از اذان مربوطه (مثلاً اذان ظهر) به اندازه‌ی رکعات همان نماز (مثلاً چهار رکعت) اول وقت است.&lt;BR&gt;2. وقت فضیلت: مدتی بیشتر از خواندن تعداد رکعات است. چون در نمازهای پنجگانه و در فصول و ماه‌های مختلف، فرق می‌کند،‌ توصیه می‌کنم از نرم افزار «نجوم اسلامی» استفاده کنید. (برای تهیه‌ی این نرم افزار به پایین &lt;A title=&quot;&quot; href=&quot;http://hajferdowsi1.mihanblog.com/extrapage/esales&quot; target=_blank&gt;این صفحه&lt;/A&gt; مراجعه نمایید)&lt;BR&gt;3. وقت اداء: این وقت که از دو وقت قبلی وسعت بیشتری دارد، برای هر نماز فرق می‌کند. برای دانستن دقیق این وقت نیز به نرم افزار یاد شده مراجعه نمایید.&lt;BR&gt;نماز جماعت در صورتی که بیان شده از نماز فرادا در اول وقت خاص، افضل است.&lt;BR&gt;موفق باشید&lt;BR&gt;حاج فردوسی&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/433">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2012-05-19T00:00:00+01:00</dc:date>
        <dc:source>hajferdowsi1.mihanblog.com</dc:source>
        <dc:creator>دفتر مرکزی منهاج فردوسیان (قم مقدسه) </dc:creator>
        <title>نامه‌ی متأهل گرفتار</title>
        <link>http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/433</link>
        <description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=arial,helvetica,sans-serif color=#cc0000 size=5&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;باعرض سلام خدمت حاج اقای فردوسی عزیز&lt;BR&gt;من کتب شما رو مطالعه کردم و به واسطه یکی از دوستانم که منهاجی میباشد من هم منهاجی شدم و به خیلی از ان قانونها عمل کردم فقط یه مشکل دارم اگه امکانش میباشه منو راهنمایی کنید حاج اقا من متاهلم و یک فرزند دارم اما چون ازدواج من به میل خودم نبود با اینکه همسرم زن با ایمان و واقعا زحمتکشی میباشه ولی از لحاظ قشنگی و از لحاظ اندام اصلا اون چیزی که در ذهن من بوده نیست و اصلا دوستش ندارم با اینکه اون منو خیلی دوست داره البته من بسیار از او خوش تیپتر و قشنگتر هستم ولی از این موضوع به او هیچی نگفتم.&lt;BR&gt;حالا اینها به کنار مشکل من اینه که من در مجردی دنبال ناموس کسی نبودم و ادم بسیار سالمی بودم منتهی خیلی دنبال استمنا بودم و از بعد ازدواج چون از همسرم راضی نبودم این عمل خیلی بیشتر شده و حتی خیلی چشم چران شدم و همش دنبال سایتها و فیلمهای مستهجن هستم که با استمنا خودمو خالی کنم با اینکه خیلی از مضرات استمنا میدونم ولی نمیتونم این عمل را ترک کنم حاج اقا خواهش میکنم فقط خواهش میکنم کمکم کنید چند بار بابت این بدبختیها میخواستم خودکشی کنم. در ضمن من خیلی ادم دلرحمی هستم چون حتی نتونستم در دوران عقد همسرمو طلاق بدم چون من رو خیلی دوست داره. باور کنید حاج اقا افراد معتاد و دزدی را میشناسم که همسرشون صدها برابر از همسر من زیباتر و خوش هیکلتر هستن و من همیشه حسرت میخورم و مجددا سراغ استمنا میروم&lt;BR&gt;حاج اقا مجددا عاجزانه خواهش میکنم کمکم کنید&lt;BR&gt;با تشکر&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;............................................................................&lt;BR&gt;باسمه تعالی&lt;BR&gt;سلام علیکم&lt;BR&gt;از این که به نظام تربیتی منهاج فردوسیان پیوسته‌اید،‌ خوشحالم و به شما تبریک می‌گویم. نکاتی را عرض می‌کنم به امید این که مفید باشد، ان شاء الله تعالی.&lt;BR&gt;1. خدای تعالی هر کسی را با چیزی آزمایش می‌کند. آزمایش شما با داشتن همسری است که زیبایی و جذابیت مورد تصور شما را ندارد. اگر بر این نقص، با خوشرویی و رضایت صبر کنید،‌ به زودی اجر عظیمی خواهید یافت. وعده‌ی خدای تعالی این است که پاداش صابران را بدون حساب خواهد داد. اگر همسر شما شیعه‌ی دوازده امامی است و اهل نماز و روزه و حجاب و تقوا و طهارت می‌باشد، در نزد خدای عالم، جایگاهی دارد و نباید به هیچ وجهی دلش را بیازارید. اگر برای نقص زیبایی‌اش منتی بر سرش بگذارید، اثر بسیار بدی در رسیدن شما به کمال و سعادت خواهد داشت.&lt;BR&gt;2. راه سالمی که خدای متعال برای فرو نشاندن آتش شهوت مقرر فرموده، همسر دائم و موقت است. اگر شهوت را با همسرتان فرو نشانید، ثواب‌های بسیاری نصیبتان خواهد شد که راه کمال و سعادت را برایتان هموار خواهد ساخت ولی اگر از جاده‌ی انحرافی خودارضائی بروید، رسیدنتان به درجات عالیه، دیر و دور خواهد شد. راهی که باید در یک سال طی کنید، چند سال طول خواهد کشید.&lt;BR&gt;3. در حال سجده و با گریه از خدای تعالی بخواهید که قناعت بر این همسر و منحرف نشدن به سوی خودارضائی را نصیبتان کند. دعا بسیار اثر دارد.&lt;BR&gt;4. بنده هم در مواقع استجابت دعا بویژه سحرگاهان برایتان دعا خواهم کرد و امیدوارم سایر رفقای منهاجی نیز برای این مشکل ویژه‌ی شما دعا کنند.&lt;BR&gt;5. با کتاب «بهشت و جهنم در منهاج فردوسیان»‌ خصوصاً قسمت آیات و روایات جهنم بیشتر مأنوس باشید و بدانید اگر بر داده‌ی خدا صبر نکنید و راضی نباشید، آینده‌ی سختی پیش رو خواهید داشت.&lt;BR&gt;6. بهشت زیبای خدا با تمام نعمت‌های فوق تصورش، برای کسانی است که ایمان آورده و عمل صالح انجام دهند. کسی که عمل زشت انجام دهد به آن درجات و آن نعمت‌ها نخواهد رسید. ما نمی‌دانیم چند روز دیگر در این دنیا هستیم و چه زمانی به سرای باقی منتقل خواهیم شد. &amp;nbsp;پس این چند روز باقیمانده را با شکرگزاری و پاکی بگذرانید و با پاکی به سرای ابدی سفر کنید.&lt;BR&gt;زمانی که جان به حلقوم برسد خواهید یافت که دنیا و همه‌ی زیبایی‌هایش سرابی و توهمی بیش نبود و اصلِ لذت و زیبایی در بهشت قرار داشت. البته آن‌وقت دیر است و نمی‌شود جبران کرد. پس از امروز به فکر باشید و دریچه‌ی چشم را بر ناموس مسلمین و عکس‌ها و فیلم‌های تحریک کننده و فریبنده ببندید تا دلتان آسوده شده و لذت ایمان را بچشید. تا لذت ایمان را نچشید، بهره‌ی لازم را برداشت نکرده‌اید.&lt;BR&gt;و الحمد لله&lt;BR&gt;حاج فردوسی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/432">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2012-05-18T00:00:00+01:00</dc:date>
        <dc:source>hajferdowsi1.mihanblog.com</dc:source>
        <dc:creator>دفتر مرکزی منهاج فردوسیان (قم مقدسه) </dc:creator>
        <title>سؤالی درباره‌ی شرح و مشروح قوانین</title>
        <link>http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/432</link>
        <description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=arial,helvetica,sans-serif color=#cc0000 size=5&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;سلام &lt;BR&gt;ممنون ازمطالب خوبتان &lt;BR&gt;دستوراتی نظیر اینکه نمازشب ضروری، خواب بین الطلوعین ممنوع و... را در کجای وبلاگتان میتونم کامل دریافت کنم؟ تمام دستورات ضروری و مکروهات قرانی و روایات را دوست دارم بدانم تا عمل کنم و یا ترک کنم. لطفاً راهنمایی بفرمایید.&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;.......................................................................&lt;BR&gt;باسمه تعالی&lt;BR&gt;سلام علیکم&lt;BR&gt;نظام جامع تربیتی منهاج فردوسیان، متشکل از تمام اعتقادات امامیه و تمام احکام (واجب، مستحب، حرام و مکروه) است. آنچه در اینجا یا سایر پایگاه‌های مرتبط و مشابه می‌بینید، بخشی از این نظام است. برای آشنایی با تمام قواعد نظری و قوانین عملی منهاج فردوسیان، می‌توانید کتاب «مجموعه‌ی قواعد نظری و قوانین عملی منهاج فردوسیان»‌ را از&amp;nbsp;&lt;A title=&quot;&quot; href=&quot;http://hajferdowsi.net/extrapage/esales&quot; target=_blank&gt;فروشگاه&lt;/A&gt; تهیه کرده و مطالعه نمایید.&lt;BR&gt;یکی از رفقای منهاجی در اقدامی زیبا، (و با هماهنگی) شرحی بر قوانین منهاج می‌نویسد. برای اطلاع از این شروح به&amp;nbsp;وبلاگ «&lt;A title=&quot;&quot; href=&quot;http://menhajyar.mihanblog.com/&quot; target=_blank&gt;یاران منهاج&lt;/A&gt;»&amp;nbsp;مراجعه نمایید.&lt;BR&gt;موفق باشید&lt;BR&gt;حاج فردوسی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/431">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2012-05-16T00:00:00+01:00</dc:date>
        <dc:source>hajferdowsi1.mihanblog.com</dc:source>
        <dc:creator>دفتر مرکزی منهاج فردوسیان (قم مقدسه) </dc:creator>
        <title>پرسشی درباره‌ی شرایط امام جماعت</title>
        <link>http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/431</link>
        <description>&lt;FONT face=arial,helvetica,sans-serif color=#cc0000 size=5&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=arial,helvetica,sans-serif color=#cc0000 size=5&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;سلام علیکم&lt;BR&gt;با تشکر از شما، بنده از یکی از روحانیون در مورد شرایط امام جماعت سوال کردم، که ایشان در پاسخ گفتند، ایشان اولا باید عادل باشد ثانیا قرائتش (تجوید) از شما بهتر باشد...&lt;BR&gt;بعد از شنیدن این سخن وسواس عجیبی بر من حاکم شد، نزدیک 2، 3 سال من رفتن به نماز جماعت مسجدمان را ترک کردم و دیگر نرفتم، به دلیل اینکه قرائت بنده از امام جماعت ما بهتر بود... هر چند که در مساله ی عادل بودن هم چاره ای جز پذیرفتن اینکه این شخص آدم خوبی است مجبور به پذیرش شرط اول شدیم (به دلیل اینکه بسیاری از مواقع پیش می آید که فرصتی برای تحقیق در مورد عادل بودن امام جماعت پیش نمی آید. مانند: بین راه ها یا شهرهای دیگر و مساجد دیگر، دانشگاه و... که می رویم) و ضمن اینکه به نظر من در این دوره زمونه شخص عادل بسیار کم شده و بهتر بگوییم شاید نباشد. حتی من نمی دانم به چه صورت باید در مورد عادل بودن یک نفر تحقیق کنم، آن هم در وقت بسیار کم قبل از نماز!&lt;BR&gt;حتی این موضوع به گونه ای در من شدت پیدا کرده که حتی دیگر نمی توانم پشت عالمان بزرگ هم نماز بخوانم، در مساجد بزرگ و یا حرم مطهر!&lt;BR&gt;ابتدا در هر نماز جماعتی شرکت می کردم ولی در انتها دوباره خودم نماز را می خواندم (اعاده) ولی بعد از مدتی خسته شدم. جناب فردوسی چکار کنم، خواهشا راهنماییم بفرمایید و راهی به نشان دهید.&lt;BR&gt;با تشکر&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;...........................................................................&lt;BR&gt;باسمه تعالی&lt;BR&gt;سلام علیکم&lt;BR&gt;توجه شما را به چند مطلب جلب می‌‌کنم:&lt;BR&gt;1. نماز جماعت یکی از عبادت‌های مورد سفارش شرع انور است و اثر بسیار زیادی در رسیدن به کمال و سعادت دارد پس نباید به بهانه‌های واهی و سست، ترک شود.&lt;BR&gt;2. امام جماعت باید شیعه‌ی دوازده امامى، عاقل و حلال زاده باشد و اگر مأموم او مرد است، امام نیز باید مرد باشد. مرتکب گناه کبیره نشود یا اگر مرتکب شد توبه کند، بر گناهان صغیره اصرار نداشته باشد (یعنی همواره انجام دهد بدون توبه)، قرائتش درست باشد (نه این که از شما بهتر باشد)، خودش را بر جماعت تحمیل نکرده باشد (یعنی با رضایت مأمومین باشد)،‌ نماز را نه خیلی سریع و نه خیلی کُند (بلکه به طور متعارف) بخواند.&lt;BR&gt;3. ما مأموریم به ظاهر افراد حکم کنیم یعنی اگر از ظاهر کسی فسقی نمایان نیست، حکم به عدالت او می‌شود؛ مثل این که ریشش را نتراشیده باشد، ‌سبیل‌هایش بلند یا تاب‌داده نباشد، نمادهای ضاله مانند انگشتر اسکلتی، گردن‌بند طلا و صلیب نداشته باشد، لباس کفار (تی‌شرت با عکس فلان خواننده و هنرپیشه) نپوشیده باشد، شلوار فشن پاره پوره نداشته باشد و ... بالاخره از ظاهرش مشخص باشد که بنای زندگی‌اش بر گناه کردن نیست بلکه در صدد خوب بودن است.&lt;BR&gt;4. نهان افراد با خداست و فقط در روز قیامت (اگر صلاح باشد) نمایان خواهد شد.&lt;BR&gt;5. وسواس از ناحیه‌ی شیطان است و هدفش این است که شما را از منهاج (راه روشن و درست) خارج کرده به افراط یا تفریط گرفتار نماید. و معلوم می‌شود آن ملعون در این مورد موفق بوده است و مدت‌ها موجبات خوشحالی او را فراهم کرده‌اید.&lt;BR&gt;6. با ملاکی که عرض شد، خواهید یافت که در این زمانه نیز عادل (در حد تعریف شرعی نه در حد عدل امیرالمؤمنین علیه‌السلام) پیدا می‌شود و به راحتی هم پیدا می‌شود.&lt;BR&gt;7. نماز فرادا را می‌توان به جماعت اعاده کرد ولی نماز جماعت را نمی‌شود به صورت فرادا اعاده نمود.&lt;BR&gt;8. بد گمان بودن به مؤمنین و مؤمنات، گناهی است که شما مدت‌ها بدان گرفتار بوده‌اید و باید به درگاه الهی اظهار توبه و ندامت کنید.&lt;BR&gt;9. آنچه در نماز جماعت بر عهده‌ی‌ امام جماعت است، فقط حمد و سوره می‌باشد و بقیه‌ی اعمال و اذکار بر عهده‌ی مأموم است. اگر کسی بتواند حمد و سوره را با قرائت درست بخواند، (به اضافه‌ی شرایطی که گذشت) می‌تواند امام جماعت باشد.&lt;BR&gt;10. پس سعی کنید تا امکان دارد در نماز جماعت شرکت کنید، در صف اول و نزدیک امام بایستید، نافله‌هایتان را بخوانید و&amp;nbsp;برای بیشتر و بهتر شدن حضور قلب در نماز تلاش کنید.&lt;BR&gt;11. برای رهایی از وسوسه‌های ‌شیطان و گناه سوء ظن به مؤمنین، برایتان دعا خواهم کرد. ان شاء الله&lt;BR&gt;12. «حاج فردوسی» بدون القاب، حتی «آقا» و «جناب».&lt;BR&gt;و الحمد لله&lt;BR&gt;حاج فردوسی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/430">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2012-05-15T00:00:00+01:00</dc:date>
        <dc:source>hajferdowsi1.mihanblog.com</dc:source>
        <dc:creator>دفتر مرکزی منهاج فردوسیان (قم مقدسه) </dc:creator>
        <title>پرسشی در خصوص شرکت در نماز جمعه</title>
        <link>http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/430</link>
        <description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=arial,helvetica,sans-serif color=#cc0000 size=5&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;با سلام و عرض ارادت حضور شما حاج فردوسی عزیز&lt;BR&gt;اگر ممکن است بنده را راهنمایی بفرمایید که حضور در نماز جمعه در ایام غیبت امام به چه میزان تاکید شده؟ آیا می توان همان اعمال و نماز را در منزل به جای آورد و هر چند وقت یکبار به لحاظ اهمیت دادن به موضوع در آن شرکت نمود؟&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;...........................................................................&lt;BR&gt;باسمه تعالی&lt;BR&gt;سلام علیکم&lt;BR&gt;1. حضور در جماعت مسلمین (مانند نماز جماعت، نماز عید و نماز جمعه) از سفارشات اسلام عزیز و موجب رسیدن به کمال و سعادت است. پس تا جایی که می‌توانید، از این خیر بزرگ بهره ببرید.&lt;BR&gt;2. نماز جمعه شرایط خاصی در امام جمعه، تعداد مأمومین، مسافت بین دو نماز جمعه و غیره دارد که (معمولاً) نمی‌شود در منزل به جا آورد.&lt;BR&gt;موفق باشید&lt;BR&gt;حاج فردوسی &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/429">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2012-05-12T20:00:00+01:00</dc:date>
        <dc:source>hajferdowsi1.mihanblog.com</dc:source>
        <dc:creator>دفتر مرکزی منهاج فردوسیان (قم مقدسه) </dc:creator>
        <title>سوال در خصوص ارجحیت بین زیارات وارث و عاشورا</title>
        <link>http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/429</link>
        <description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=arial,helvetica,sans-serif color=#cc0000 size=5&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;با سلام و عرض ارادت حضور شما حاج فردوسی عزیز&lt;BR&gt;اگر ممکن است بنده را راهنمایی بفرمایید که کدامیک از زیارات امام حسین(ع) (زیارت وارث یا زیارت عاشورا) به لحاظ روایی موثق تر و از نظر ائمه معصومین ارجح و مورد تایید قوی تر می باشد؟&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;............................................................................&lt;BR&gt;باسمه تعالی&lt;BR&gt;سلام علیکم&lt;BR&gt;زیارت وارث را سید بن طاووس (ره) با چند واسطه از جابر جعفی و او از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده است.&lt;BR&gt;مصدر اصلی زیارت عاشورا، دو كتاب معتبر؛ یعنی كامل الزیارات تألیف جعفر بن محمد بن قولویه قمی&amp;nbsp; و مصباح المتهجد شیخ طوسی (رضوان الله تعالی علیهما) است و این دو بزرگوار تقریباً با شش سند این زیارت را نقل كرده‌اند. بنا بر این،‌ زیارت عاشورا از لحاظ متن،‌ سند، توصیه، آثار و خواص از زیارت وارث پیش‌تر است.&lt;BR&gt;موفق باشید&lt;BR&gt;حاج فردوسی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/428">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2012-05-12T00:00:00+01:00</dc:date>
        <dc:source>hajferdowsi1.mihanblog.com</dc:source>
        <dc:creator>دفتر مرکزی منهاج فردوسیان (قم مقدسه) </dc:creator>
        <title>نامه‌ی دانشجوی غریب (2)</title>
        <link>http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/428</link>
        <description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=arial,helvetica,sans-serif color=#cc0000 size=5&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;با سلام خدمت شما حاج فردوسی محترم و تشکر فراوان بابت پاسخ مفصلی که به نامه اینجانب دادید. پاسخ های شما برایم بسیار امید بخش و قابل استفاده می باشند اما در رابطه با سوال ششم که بیشتر دغدغه و آشفتگی اینجانب در رابطه با موضوع آن می باشد به نظرم درست بیان نکرده بودم. در اصل مساله ای که با آن درگیر هستم و زندگی و افکار مرا بعضا شدید درگیر خود می کند بحث مراسم عروسی خودمان است که در پیش داریم و همسرم به هر دلیلی و با توجه به شرایط محیطی که در آن بزرگ شده و شرایط سنی علاقه دارد مراسم عروسی همراه با رقص و آهنگ باشد. (البته بدون مخلوط بودن زنان و مردان)&lt;BR&gt;حال حقیر که از ابتدا ان شا الله با توکل به خداوند وارد این مسیر شده ام چگونه در این برهه از زمان عمل کنم که موجبات نارضایتی خداوند و امام زمان(عج) نشویم. و از طرفی&amp;nbsp; جوری برخورد نکنم که همسرم به عنوان یک دختر که آرزوهای خاص خودش را دارد از ابتدای زندگی با ناراحتی وارد زندگی مشترک نشود؟ (که نمی دانم این چه رسمی ست که در بعضی دختران وجود دارد همان رویاها و آرزوهایشان برای ازدواج و عشق و عاشقی های ظاهری ...) چطور باعث شوم همسرم حقیقت این کارها و رفتارهای پوچ را دریابد و شروع زندگی ما با گناه و یا اختلاف و سر خوردگی نباشد؟ در ضمن خدا رو شکر همسرم اهل نماز و حلال و حرام خدا می باشند اما این خواسته هایش برای عروسی به نظرم بیشتر به دلیل همان شرایط محیطی و سنی (17 سال) ایشان هست.&lt;BR&gt;با این حال بسیار محتاج دعای شما هستم امیدوارم مرا راهنمایی بفرمایید. ان شالله که از این امتحان پیش رو شرمنده بیرون نیایم. باز نمی دانم چه بگویم و ما را دعا کنید دعا کنید دعا کنید&lt;BR&gt;ان شا الله شما و همه رفقای منهاجی در پناه توجهات حضرت امام زمان (عج) همواره موفق و سربلند باشید.&lt;BR&gt;یا حق&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;...........................................................................&lt;BR&gt;باسمه تعالی&lt;BR&gt;سلام علیکم&lt;BR&gt;دل‌ها به دست خداست و مشکل شما با دل همسرتان است. دل او چیزی می‌خواهد که خدا نمی‌پسندد. بهترین راه برای اصلاح این امر و عبور از این گردنه، دعاست. با خلوص نیت و توجه، دعا کنید یعنی از خدای بزرگ که بر هر کاری تواناست و دل‌ها به دست اوست بخواهید که دل همسرتان را از محبت گناه تهی کرده و از محبت معنویات،‌ پُر نماید.&lt;BR&gt;من نیز برای موفقیت شما در مراحل مختلف زندگی، بویژه مرحله‌ای که در پیش دارید، دعا می‌کنم.&lt;BR&gt;موفق باشید&lt;BR&gt;حاج فردوسی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/427">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2012-05-09T00:00:00+01:00</dc:date>
        <dc:source>hajferdowsi1.mihanblog.com</dc:source>
        <dc:creator>دفتر مرکزی منهاج فردوسیان (قم مقدسه) </dc:creator>
        <title>نامه‌ی دانشجوی غریب (1)</title>
        <link>http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/427</link>
        <description>
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot; size=&quot;5&quot; color=&quot;#000099&quot;&gt;با سلام خدمت شما حاج آقا فردوسی محترم&lt;br&gt;اینجانب پسر جوانی هستم 22 ساله، دانشجو و غریب یک سال است متاهل شده ام اما فعلا مستقل زندگی نمیکنیم (در دوران نامزدی به سر میبریم. البته عقد دائم کرده ایم)&lt;br&gt;نمی دانم از کجا شروع کنم و از چه بنویسم، چندین ماهی می شود که با منهاج فردوسیان آشنا شده ام و مطالب سایت را کم و بیش خوانده ام و مختصری شناخت از شما و منهاج فردوسیان پیدا کردم. حقیر قطره ای هستم ناچیز در دریای بیکران بندگان خداوند. نه ادب بندگی را کامل به جا آورده ام و نه شکرش را (مقصودم این نیست که در برابر شما اقرار به گناه کنم که میدانم که اقرار به گناه و خطا تنها باید نزد خداوند باشد) در خاطرم هست که شنیده بودم هرچه انسان(غیر معصوم(ع) ) بیشتر بداند، متوجه می شود که کمتر می داند. و حال احساس میکنم چیزی نمی دانم ودر این دنیا سرگردانم. مقصد را میدانم ـ حلال و حرام خدا را با خبرم ـ اما از هوای نفس هم بی نصیب نمانده ام. نه دنبال علوم غریبه ام نه دنبال کشف و شهود. شاید مشکل اصلی همان نداشتن برنامه هست که احتمال زیاد منهاج فردوسیان را پیشنهاد خواهید داد.&lt;br&gt;اما .... اما چند سوال درد دل گونه...!&lt;br&gt;حتما از اوضاع جامعه بخصوص دانشگاه ها خانواده ها و مسائل فرهنگی آن با خبرید. اطلاع از اوضاع فکری و سطح تفکر جوانان امروزی دارید. از دختران تا پسران. از ازدواج ها تا طلاق ها. از عشق های لحظه ای تا فراق های هفته ای. از روشنفکری تا نقد اندیشه های فلان شخص. از .... تا.... !&lt;br&gt;1ـ برنامه شما برای شخصی که باید وارد صراط مستقیم شود و آن را طی کند اما غرق در دنیا و مادیات و ... هست چیست؟&lt;br&gt;2ـ چطور این مسیر درست را به اطرافیانی که با آنان زندگی میکنیم و رفتار و کردار ما بر هم تاثیر میگذارد بگوییم؟ چطور به آنان بفهمانیم که انجام حرام یعنی گناه و گناه یعنی دور شدن از خدا. چطور بفهمانیم دور شدن از خدا یعنی چه؟!&lt;br&gt;3ـ آیا این دو موجود می توانند در کنار هم به سمت خدا حرکت کنند در حالی که هر دو در نهایت دنبال خدا هستند اما گاهی یکی نمی تواند از خواسته و آرزوهای در ظاهر شیرین دنیایی خود دل بکند؟&lt;br&gt;4ـ دختر یا پسر جوانی که در خانواده ای بزرگ شده اند که شاید ظاهر دین را داشته اند اما از کنار سایر موضوعات ساده میگذرند از آهنگ و رقص گرفته تا پوشش و حجاب ناقص اقوام و رفت آمد با آنان، آیا می شود به توفیق الهی روزی بنده واقعی خداوند باشند.&lt;br&gt;5 ـ چطور باید بر مهمانی های آنچنانی خانوادگی صبر وغلبه کرد؟ نرویم اختلاف می شود. برویم و خاموش و سر به زیر گوشه ای بنشینیم و نگیم و نخندیم اختلاف می شود. برویم و بخندیم گناه می شود.&lt;br&gt;6 ـ و اینکه بارها به ایشان گفته ام اما چطور همسرم را متوجه کنم که حقیقتا برگزار کردن یک عروسی که اگر آهنگ و رقص زن در مقابل زن هم در آن باشد و نامحرمی هم نبیند باز گناه دارد؟(چطور جلوی این نوع اتفاق و عروسی را بگیرم؟)&lt;br&gt;سرگردانی و پریشانی مرا در سوال کردنم ببخشید. یادم هست روزگاری آزوی شهادت داشتم و امروز از این می ترسم که خدای ناکرده با شرمندگی نزد خداوند حاضر شوم. فقط میدانم تا دیر نشده باید اقدام کرد باید التماس کرد و متوسل با ائمه معصومین علیهم سلام شد تا نجات یافت. لازم میدانم بگویم که ازدواج ما عشق و عاشقی نبوده و بعد از پیشنهاد از طرف پدرم به خواستگاری رفتیم و بعد آشنایی و با توکل و محض رضای خدا ازدواج کردیم!!!&lt;br&gt;خدا رو شکر. کاش من و همسرم هم جز منهاجیان بشویم.&lt;br&gt;اما حاج فردوسی محترم لطفا مرا راهنمایی کنید که چطور این مسائل را حل کنم و همسرم را با خود همراه کنم و با هم به سمت خدا بیاییم. امیدوارم از اینکه وقت شما را گرفتم حلال کنید و مرا راهنمایی بفرمایید.&lt;br&gt;التماس دعا&lt;br&gt;حق نگهدارتان&lt;br&gt;...........................................................................&lt;br&gt;&lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;باسمه تعالی و تقدس&lt;br&gt;سلام علیکم&lt;br&gt;شور و حرارت شما برای رسیدن به کمال و سعادت، قابل ستایش است و خیلی باید قدرش را بدانید. در جهانی که اکثر جمعیتش را غافلان تشکیل می‌دهند، چنین بیداری وجدانی کمیاب است. و اما جواب سؤالات شما:&lt;/font&gt;&lt;br&gt;1ـ برنامه شما برای شخصی که باید وارد صراط مستقیم شود و آن را طی کند اما غرق در دنیا و مادیات و ... هست چیست؟&lt;br&gt;&lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;جواب: هدایت دو نوع است؛ یکی به معنی افاضه‌ی ایمان و ایجاد طلب است. این نوع هدایت فقط و فقط در انحصار وجود مقدس حق تعالی است و حتی به صراحت،‌ رسول اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) را از داشتن چنین هدایتی محروم معرفی می‌فرماید.&lt;br&gt;نوع دیگر هدایت،‌ راهنمایی کسانی است که اشتیاق لازم جهت کسب درجات عالیه را دارند. آنچه از انبیاء،‌ اوصیاء و علماء بر می آید،‌ این نوع هدایت است. اگر خدای متعال اراده‌ی خیر برای بنده‌ای کرده بود و دلش را برای پذیرش هدایت‌گری انبیاء‌ آماده نموده بود، ما می‌توانیم راه درست را به او نشان دهیم. اگر کسی شوق لازم را در خودش نمی‌بیند،‌ با مطالعه‌ی پیوسته‌ی کتاب «بهشت و جهنم در منهاج فردوسیان» و تأمل و تفکر در آن، به شوق و انگیزه‌ی لازم خواهد رسید. ان شاء الله&lt;br&gt;و اگر شوق و انگیزه‌ی لازم را دارد،‌ کتاب منهاج را باز کرده و قدم به قدم بر طبق آنچه در صفحات 33 تا 37 (نسخه‌ی اول) آمده،‌ عمل نماید تا در اندک زمانی تکامل را حس کرده و سعادت را لمس کند. ان شاء‌ الله.&lt;br&gt;&lt;font color=&quot;#000099&quot;&gt;2ـ چطور این مسیر درست را به اطرافیانی که با آنان زندگی میکنیم و رفتار و کردار ما بر هم تاثیر میگذارد بگوییم؟ چطور به آنان بفهمانیم که انجام حرام یعنی گناه و گناه یعنی دور شدن از خدا. چطور بفهمانیم دور شدن از خدا یعنی چه؟!&lt;/font&gt;&lt;br&gt;جواب: قرار نیست یک نفر که از جانب خدای تعالی هدایت می‌یابد،‌ تمام اطرافیانش هم همان هدایت را دریافت کنند. در روایات ما وارد شده است که روز عاشورا برای حضرت اباعبد الله (علیه‌السلام) در خانه عزاداری کنید اگر از اهل خانه تقیه ندارید. یعنی در قدیم، کار آنقدر مشکل بوده که یک نفر شیعه از زنش یا پسر بزرگش یا دامادش تقیه می‌کرده و بخشی از اعتقادات خود را انکار می‌نموده است!! شما یقیناً‌ امروز چنین شرایطی ندارید. به راحتی اظهار اعتقادات صحیح می‌کنید و بدان افتخار هم دارید. این، نعمت بسیار بزرگی است که باید شاکر آن باشیم.&lt;br&gt;کسی را که خدای تعالی برایش اراده‌ی خیر نکرده،‌ از دست هیچ کس بر نمی‌آید که نجاتش دهد، البته باید با امیدواری فراوان،‌ همواره برای هدایت یافتن دیگران،‌ دعا کنیم.&lt;br&gt;&lt;font color=&quot;#000099&quot;&gt;3ـ آیا این دو موجود می توانند در کنار هم به سمت خدا حرکت کنند در حالی که هر دو در نهایت دنبال خدا هستند اما گاهی یکی نمی تواند از خواسته و آرزوهای در ظاهر شیرین دنیایی خود دل بکند؟&lt;/font&gt;&lt;br&gt;جواب: جامعه همواره آلوده بوده و خواهد بود، اگر کسی حرکت به سوی معنویت و بهشت برین را مشروط به اصلاح جامعه، خانواده و محیط کارش کند، شاید هیچگاه قدم از قدم بر ندارد. اطراف ما پُر است از انسان‌هایی که دل به ظاهر شیرین دنیا داده‌اند و از باطن مسموم آن غافلند. سعی من بر این است که رفقایم را به این مسأله‌ى مهم متوجه نمایم که به فکر اصلاح خودتان باشید، اصلاح دیگران در مرحله‌ی بعد قرار دارد. «غافل» را قرآن کریم،‌ پایین‌تر از «حیوانات» معرفی فرموده است؛ حال فرقی نمی‌کند که این «غافل» مرد باشد،‌ زن باشد،‌ کوچک باشد،‌ بزرگ باشد، جوان باشد،‌ پیر باشد یا ... اگر کسی «غافل» شد با او مدارا کنید و به فکر اصلاح خودتان باشید. البته دعا برای هدایت دیگران و امر به معروف و نهی از منکر، به جای خودش محفوظ است.&lt;br&gt;&lt;font color=&quot;#000099&quot;&gt;4ـ دختر یا پسر جوانی که در خانواده ای بزرگ شده اند که شاید ظاهر دین را داشته اند اما از کنار سایر موضوعات ساده میگذرند از آهنگ و رقص گرفته تا پوشش و حجاب ناقص اقوام و رفت آمد با آنان، آیا می شود به توفیق الهی روزی بنده واقعی خداوند باشند.&lt;/font&gt;&lt;br&gt;جواب: از اعجازهای خداوند این است که «یُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَ یُخْرِجُ الْمَیِّتَ مِنَ الْحَیِّ وَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها» یعنی: زنده را از مرده بیرون مى‏آورد، و مرده را از زنده بیرون مى‏آورد، و زمین را بعد از مرگش زنده مى‏سازد. (سوره‌ی روم/آیه‌ی 19)&lt;br&gt;شاید خداوند در رحم این زن یا در صلب آن مرد،‌ برکتی قرار داده باشد که نسلی پاک و الهی را تحویل بدهد. بعضی از مؤمنین راستین، از پدر یا مادری مشرک متولد شده‌اند. یکی از زنان خوب رسول اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم)،‌ دختر ابوسفیان (سرکرده‌ی‌ کفار و منافقین قریش) است. پس توجه داشته باشید که همه چیز عالم همان نیست که ما می‌بینیم و می‌فهمیم. باید به رضای الهی راضی بود و برای بهبود اوضاع،‌ دعا و تلاش کرد.&lt;br&gt;&lt;font color=&quot;#000099&quot;&gt;5 ـ چطور باید بر مهمانی های آنچنانی خانوادگی صبر وغلبه کرد؟ نرویم اختلاف می شود. برویم و خاموش و سر به زیر گوشه ای بنشینیم و نگیم و نخندیم اختلاف می شود. برویم و بخندیم گناه می شود.&lt;/font&gt;&lt;br&gt;جواب: به صراحت اعلام کنید که منهاجی شده‌اید و بعضی کارها برای شما ممنوع است. بگو و بخند از خوش اخلاقی است ولی غیبت،‌ توهین، مسخرگی، مسخره کردن،‌ دست دادن و روبوسی با نامحرم، رقصیدن، نواختن و گوش دادن موسیقی، نوشیدن شراب،‌‌ خوردن گوشت خوک و خرگوش و خرچنگ و اینگونه کارها (که در قوانین منهاج آمده است)، را ترک کنید. خیلی مؤدبانه تفهیم کنید که تا حدودی همراه جمع هستید،‌ از بقیه‌ی راه عذرخواهی نموده و با خوشرویی جدا شوید. بعد از مدتی خواهید دید که شما را به عنوان یک منهاجی محکم خواهند شناخت و احترام خواهند کرد. بعد از مدتی خواهید دید که اگر بخواهید خلاف قوانین منهاج عمل کنید،‌همان انسان لاابالی به شما تذکر خواهد داد و اظهار تعجب خواهد کرد که شما منهاجی هستید و این کارها از یک منهاجی بعید است.&lt;br&gt;مثل معتادی که با افتخار ترک می‌کند، مثل سیگاری‌ای که با افتخار سیگار را ترک می‌کند، و به همه‌ی رفقا و بستگانش اعلام می‌نماید که من دیگر تریاکی نیستم،‌ من دیگر سیگاری نیستم، شما هم با افتخار اعلام کنید که من دیگر منهاجی شده‌ام و فلان کار و فلان کار را برای همیشه ترک کرده‌‌ام. شیطان‌پرست با افتخار اعلام می‌کند بنده‌ی شیطان شده است، موهای فشنش،‌ آرایش صورتش، گردنبند اسکلتی‌اش، شلوار پاره‌اش و انگشتر جمجمه‌ای‌اش را با افتخار نشان همه می‌دهد ولی مؤمن از اعلام و بیان این که ایمان راسخ به خدای تعالی و اولیای دین پیدا کرده و مقید شده است به دستوراتشان عمل کند،‌ شرم دارد و حاشیه می‌رود.&lt;br&gt;بسیار خوشم آمد از جوانی که می‌گفت:‌ رفیقم موبایلش را به من نزدیک کرد که چند تصویر نامناسب نشانم دهد ولی من با مهربانی دستم را روی صفحه گذاشتم و گفتم: «عزیزم من منهاجی شده‌ام. برای من جایز نیست به هر تصویری نگاه کنم. از این به بعد هم از اینگونه تصاویر و فیلم‌‌ها به من نشان نده. من رفیق گذشته‌ات نیستم. من فرق کرده‌ام. من منهاجی شده‌ام.» او هم تبسمی کرد و دیگر هیچوقت مرا با انحراف و جهنم خودش شریک نکرد.&lt;br&gt;&lt;font color=&quot;#000099&quot;&gt;6 ـ و اینکه بارها به ایشان گفته ام اما چطور همسرم را متوجه کنم که حقیقتا برگزار کردن یک عروسی که اگر آهنگ و رقص زن در مقابل زن هم در آن باشد و نامحرمی هم نبیند باز گناه دارد؟(چطور جلوی این نوع اتفاق و عروسی را بگیرم؟)&lt;/font&gt;&lt;br&gt;جواب: به زبان خوش تذکر بدهید، نهی از منکر نمایید و سعی کنید ورود و حضور در چنین جلساتی نداشته باشید. بیش از این از شما خواسته نشده است.&lt;br&gt;&lt;font color=&quot;#000099&quot;&gt;ـ لطفا مرا راهنمایی کنید که چطور این مسائل را حل کنم و همسرم را با خود همراه کنم و با هم به سمت خدا بیاییم.&lt;/font&gt;&lt;br&gt;جواب: اعتقاد ما این است،‌ چنان که در قواعد نظری نسخه‌ی دوم خواهد آمد، اگر کسی آرزوی داشتن زندگی بدون گناه را داشته باشد،‌ بالاخره خدای تعالی او را به آرزویش خواهد رسانید. والعاقبة للمتقین.&lt;br&gt;همچنین اعتقاد داریم، چنان که در قواعد نظری منهاج آمده است،‌ اگر کسی بین خود و خدای خود را اصلاح کند،‌ خدای تعالی بین او و مردم را اصلاح خواهد فرمود. اگر شما رابطه‌ی خود و خدای متعال را در پنهان اصلاح کنید، خدای تعالی تمام جهان را مأمور می‌کند تا رابطه‌ی شما را در عیان و با مردم،‌ اصلاح کنند. اگر در کار و حالات خودتان دقت کنید،‌ خواهید یافت اعمالی که در شأن شما نیست ولی انجامش می‌دهید یا در شأن شماست که انجام دهید ولی ترکش می‌کنید. اگر تمرکزتان بر روی اصلاح این موارد باشد و استقامتی نشان دهید، تمام زمین و آسمان که سربازان حق تعالی هستند،‌ شما را حمایت خواهند کرد.&lt;br&gt;با کتاب «بهشت و جهنم ‌در منهاج فردوسیان» مأنوس باشید. هم زمانی که در تنهایی با همسرتان هستید و هم در جمع های خانوادگی،‌ بسیار برایشان بخوانید. شاید دلی در آن جمع باشد و از خواب غفلت بیدار گردد. اگر شما در وقت مطالعه و بازگویی اوصاف بهشت و اوصاف جهنم،‌ حال لازم را داشته باشید؛ یعنی در اوصاف بهشت به وجد بیایید و در اوصاف جهنم به ترس و گریه بیافتید،‌ اثرش هم بر خود شما، هم بر همسرتان و هم بر جمع اطرافیان،‌ بسیار بیشتر خواهد بود.&lt;br&gt;برای سعادت و موفقیت شما و همه‌ی زوج‌‌های جوان منهاجی دعا می‌کنم&lt;br&gt;حاج فردوسی&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/426">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2012-05-07T00:00:00+01:00</dc:date>
        <dc:source>hajferdowsi1.mihanblog.com</dc:source>
        <dc:creator>دفتر مرکزی منهاج فردوسیان (قم مقدسه) </dc:creator>
        <title>سوالی در خصوص صله ی رحم</title>
        <link>http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/426</link>
        <description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=arial,helvetica,sans-serif color=#cc0000 size=5&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;با سلام و عرض ارادت حضور شما حاج فردوسی عزیز&lt;BR&gt;اگر ممکن است بنده را در خصوص چگونگی صله رحم با بستگان نزدیک بی نماز و اهل ماهواره و نظایر آن راهنمایی بفرمایید.&lt;BR&gt;با تشکر و دعای خیر برای شما&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;...........................................................................&lt;BR&gt;باسمه تعالی&lt;BR&gt;سلام علیکم&lt;BR&gt;«رحم» به معنی زهدان است که دستگاه تولید و رشد جنین می باشد. پس بحث های «صله ی رحم» و «قطع رحم» مربوط به بستگان نسبی است؛ یعنی کسانی که به یک رحم مربوط می شوند. و بر طبق برخی روایات، تا چهل نسل، رحم محسوب می شوند.&lt;BR&gt;پس افرادی همچون پدر زن، مادر شوهر، داماد، عروس، داماد خاله، عروس عمه و ... رحم محسوب نمی شوند و از محل بحث ما خارج هستند.&lt;BR&gt;در مورد رفتار با «رحم» سه حالت وجود دارد که به ترتیب توضیح می دهم و سپس نتیجه گیری می کنم؛&lt;BR&gt;حالت اول: صله ی رحم، یعنی خوشحال کردن.&lt;BR&gt;آنچه موجب طول عمر و زیاد شدن مال و برکت زندگی است و ثواب عظیم اخروی دارد، خوشحال کردن ارحام است. یعنی اگر بتوانید برای کسی که وابستگی خونی به شما دارد، کاری انجام دهید که او شاد شود، «صله ی رحم» انجام داده اید. مثلاً برایش زن پیدا کنید، برایش شوهر پیدا کنید، برایش کار پیدا کنید، به او وام قرض الحسنه بدهید، برایش مسکن بسازید یا بخرید، قسمتی از مخارج خانواده اش را به عهده بگیرید، برایش هدیه و کادو ببرید و اگر از دیدن شما شاد می شود، به دیدنش بروید. حتی اگر از تماس تلفنی و احوالپرسی تلفنی خوشحال می شود، به او تلفن زده و حالش را بپرسید. و مانند این موارد.&lt;BR&gt;حالت دوم: قطع رحم، یعنی رنجاندن.&lt;BR&gt;آنچه موجب کوتاه شدن عمر و بی برکتی در زندگی است و کیفر شدید اخروی دارد، رنجاندن «رحم» است به هر طریقی که انجام شود. از جمله کارهایی که موجب رنجاندن ارحام می شود و مصداق قطع رحم است می توان به این موارد اشاره کرد: دعواهای زمان تقسیم ارث، توهین کردن، کارشکنی کردن و مانع شدن از این که به مقاصدشان برسند و ... حتی دعواهای برادران و خواهران (مجرد) در خانه ی پدری بر سر لباس، غذا، مسائل درسی، اختلافات سیاسی و بحث های بی فایده اگر موجب رنجش طرف مقابل گردد، قطع رحم است و بدون شک پیامدهای بسیار بد دنیوی و اخروی دارد.&lt;BR&gt;حالت سو: نه صله و نه قطع، یعنی روابط عادی داشتن.&lt;BR&gt;اینطور نیست که اگر کسی صله ی رحم نکند، حتماً قطع رحم کرده است. بلکه می توان حالتی عادی داشت یعنی نه رحمتان را خوشحال کنید و نه موجب رنجش و آزردگی خاطرش را فراهم آورید. در این حال، گر چه از ثواب و برکات بسیار «صله ی رحم» محروم می شوید ولی چون موجب رنجش او نشده اید، ضرری هم نخواهید دید.&lt;BR&gt;بعد از این مقدمه، برگردیم به سؤال شما: «در خصوص چگونگی صله رحم با بستگان نزدیک بی نماز و اهل ماهواره و نظایر آن»&lt;BR&gt;به نظر می رسد شما ـ مثل خیلی از مردم جامعه ـ «صله ی رحم» را «دید و بازدید» معنی کرده اید. لهذا این اشکال برایتان پیش آمده که با ارحام بی نماز و اهل معصیت، چگونه رفت و آمد کنید که از انحرافات و معصیت های آنان به شما و خانواده تان آسیبی نرسد. در عین حال خود را ملزم می دانید که حتماً باید با آنها رفت و آمد داشته باشید.&lt;BR&gt;از مقدمات بالا، به روشنی معلوم می شود که برای صله ی رحم، اصلاً نیازی به رفت و آمد نیست و می توان در حالی که اصلاً رحم را نبینید، او را خوشحال کنید و ثواب بزرگ صله ی رحم را کسب کنید. همچنین می توانید او را نیازارید و برایش ایجاد گرفتاری و دردسر نکنید، تا گرفتار قطع رحم نشوید. یکی از بهترین راه های صله ی رحم، «استغفار کردن»، «دعا کردن» و «زیارت کردن» برای ارحام در زندگی و بعد از مرگ آنهاست.&lt;BR&gt;و اما جواب: وظیفه ی شرعی شما این است که خود و خانواده تان را از معرض گناه و انحراف دور کنید پس اگر قوم و خویش شما اهل معصیت است و احتمال واگیری به خود یا خانواده تان می دهید، رفت و آمد با آنها را محدود کنید ولی از خوشحال کردنشان از هر راهی که به نظرتان می رسد، دریغ ننمایید؛ مانند تماس تلفنی، کارت پستال فرستادن، سلام رساندن توسط دیگران، سفارش آنها را به دیگران کردن و مانند اینها.&lt;BR&gt;امیدوارم حق مطلب را بیان کرده و راه درست را نشان داده باشم.&lt;BR&gt;موفق باشید&lt;BR&gt;حاج فردوسی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/425">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2012-05-06T00:00:00+01:00</dc:date>
        <dc:source>hajferdowsi1.mihanblog.com</dc:source>
        <dc:creator>دفتر مرکزی منهاج فردوسیان (قم مقدسه) </dc:creator>
        <title>پرسشی درباره ی حدود مراوده</title>
        <link>http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/425</link>
        <description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=arial,helvetica,sans-serif color=#cc0000 size=5&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;با سلام و عرض ارادت&lt;BR&gt;بنده کارمندی هستم که در محل کارم با تعدادی افراد کاهل نماز و روزه و ...، ناچاراً هم اتاق هستم. اگر ممکن است در خصوص حدود مراوده و ارتباط بنده با آنها، توضیحی بفرمایید تا خدای نکرده از حدود الهی خارج نشوم!&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;...........................................................................&lt;BR&gt;باسمه تعالی&lt;BR&gt;سلام علیکم&lt;BR&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffff99&quot;&gt;اولاً: &lt;/FONT&gt;قرآن کریم می فرماید: «&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ccffff&quot;&gt;یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا عَلَیْكُمْ أَنْفُسَكُمْ لا یَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیْتُمْ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمیعاً فَیُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ&lt;/FONT&gt;» (مائده/105) یعنی: اى كسانى كه ایمان آورده‏اید، به خودتان بپردازید. هر گاه شما هدایت یافتید، آن كس كه گمراه شده است به شما زیانى نمى‏رساند. بازگشت همه شما به سوى خداست. پس شما را از آنچه انجام مى‏دادید، آگاه خواهد كرد.&lt;BR&gt;پس: تا می توانید سعی کنید که خودتان به قوانین منهاج عمل کنید. اگر تمام مردم زمین گمراه شوند ولی شما هدایت یابید، گمراهی آنان به شما ضرری نخواهد زد.&lt;BR&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffff99&quot;&gt;ثانیاً:&lt;/FONT&gt; قرآن کریم می فرماید: «&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ccffff&quot;&gt;وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى‏ تَنْفَعُ الْمُؤْمِنینَ&lt;/FONT&gt;» (ذاریات/55) یعنی: و پند ده، كه مؤمنان را پند، سود بخشد.&lt;BR&gt;پس: دوستان و همکارانتان را نصیحت کنید، شاید بپذیرند و هدایت شوند.&lt;BR&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffff99&quot;&gt;ثالثاً:&lt;/FONT&gt; قرآن کریم می فرماید: «&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ccffff&quot;&gt;كُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَر&lt;/FONT&gt;» (آل عمران/110) یعنی: شما بهترین امتى هستید كه براى مردم پدیدار شده‏اید، [زیرا] به كار پسندیده فرمان مى‏دهید، و از كار ناپسند بازمى‏دارید.&lt;BR&gt;پس: بیش از نصیحت دوستانه، آنان را امر به خوبی ها و نهی از بدی ها کنید.&lt;BR&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffff99&quot;&gt;رابعاً:&lt;/FONT&gt; قرآن کریم می فرماید: «&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ccffff&quot;&gt;ادْعُ إِلى‏ سَبیلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتی‏ هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبیلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدینَ&lt;/FONT&gt;» (نحل/125) یعنی: با حكمت و اندرز نیكو به راه پروردگارت دعوت كن و با آنان به [شیوه‏اى‏] كه نیكوتر است مجادله نماى. در حقیقت، پروردگار تو به [حال‏] كسى كه از راه او منحرف شده داناتر، و او به [حال‏] راه‏یافتگان [نیز] داناتر است.&lt;BR&gt;پس: امر به خوبی ها و نهی از بدی ها و نصیحت هایتان باید با زیبایی و نیکویی تمام باشد، شاید در دلشان اثر کرد.&lt;BR&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffff99&quot;&gt;خامساً:&lt;/FONT&gt; قرآن کریم می فرماید: «&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ccffff&quot;&gt;إِنْ أُریدُ إِلاَّ الْإِصْلاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَ ما تَوْفیقی‏ إِلاَّ بِاللَّهِ عَلَیْهِ تَوَكَّلْتُ وَ إِلَیْهِ أُنیبُ&lt;/FONT&gt;» (هود/88) یعنی: من قصدى جز اصلاح [جامعه‏] تا آنجا كه بتوانم، ندارم، و توفیق من جز به [یارى‏] خدا نیست. بر او توكّل كرده‏ام و به سوى او بازمى‏گردم.»&lt;BR&gt;پس: در این راه از خدا کمک بخواهید، بر او توکل کنید و اگر موفقیتی حاصل شد، از توفیق او بدانید نه از تلاش خودتان.&lt;BR&gt;امیدوارم با دقت و مطالعه ی مکرر این آیات، به جوابی کامل و جامع برسید. ان شاء الله&lt;BR&gt;موفق باشید&lt;BR&gt;حاج فردوسی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/424">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2012-05-05T00:00:00+01:00</dc:date>
        <dc:source>hajferdowsi1.mihanblog.com</dc:source>
        <dc:creator>دفتر مرکزی منهاج فردوسیان (قم مقدسه) </dc:creator>
        <title>پرسشی در مورد رفتار با شوهر کاهل نماز</title>
        <link>http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/424</link>
        <description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=arial,helvetica,sans-serif color=#000099 size=5&gt;سلام ، همسر بنده نماز را سبک می شمارد. گاهی اوقات آخر وقت می خواند و گاهی اوقات مشخص است که تند و بی توجه می خواند. تذکر که می دهم می گوید خدا که به نماز من نیازی ندارد که از من خواسته نماز بخوانم. خیلی با آرامش و دوستانه تحت این واژه که چون دوستت دارم می گویم و از مهربانی خدا می گویم که بدین وسیله شکر نعماتش را به جا می آوریم و ایشان می گویند* پس خدای مهربان نماز نخواندن مرا خواهد بخشید.* لطفا راهنمایی بفرمایید.&lt;BR&gt;1. طبق روایت بفرمایید که آیا تا این حد خوش بین بودن درست است و اگر نیست آیات و روایاتی بفرمایید که خداوند به راحتی از این مهم نمی گذرد.&lt;BR&gt;2. تا چه حد امر به این معروف مهم بر من لازم است؟&lt;BR&gt;3. آیا اگر این موضوع باعث بگو مگو شود مراء به حساب می آید یا مراء فقط در مسائل دنیوی است که زنان از آن نهی شده اند؟&lt;BR&gt;4. چه کنم افکار و عقاید ایشان در فرزند پسرم اثر نکند با توجه به اینکه پدر الگوی پسر است؟ چون هم اکنون که مقید است اما پدرش می گوید ما هم که به سن او بودیم همینطور بودیم. به دانشگاه که برود تغییر می کند و می فهمد کار مردم را راه انداختن و جواب مراجعین را دادن از نماز مهم تر است و ثوابش بیشتر. ممنون&lt;BR&gt;...........................................................................&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;باسمه تعالی&lt;BR&gt;سلام علیکم&lt;BR&gt;1. خوش بین بودن به این معنی است که عبادتها را با شرایط و حدودش بجا آوریم، آنگاه امیدوار باشیم عبادت هایمان مقبول درگاه الهی قرار گیرد. نه این&amp;nbsp; که عبادت نکنیم یا با شرایط و حدودش انجام ندهیم و باز هم امیدوار باشیم، این «امیدواری» نیست بلکه «فریب خوردن از شیطان» و «فریب دادن خویش» است. بهترین و روشن ترین روایت در این مورد، همان سخنان امام صادق (علیه السلام) در روزها یا لحظات آخر عمر مبارکشان است که فرمودند: «شفاعت ما به کسی که نماز را سبک بشمارد، نخواهد رسید»&lt;BR&gt;2. همواره و با محبت و دلسوزی، تذکر بدهید. در روایت است که اگر تذکر دادید و عمل نکرد، شما وظیفه تان را انجام داده اید و از این جهت مورد بازخواست قرار نخواهید گرفت.&lt;BR&gt;3. نباید اجازه بدهید کار به بگو مگو و مشاجرات لفظی بکشد، زیرا شیطان تمام همتش این است که بین دو مسلمان، کدورت ایجاد کند. شاید تمام یا بخش زیادی از احساس تکلیفی که در مورد شوهرتان می کنید، از ناحیه ی شیطان باشد تا بعد از تذکر، با تند زبانی، توهین، تحقیر، مقایسه اش با مردان دیگر و مانند این امور ممنوعه، زمینه ی نارضایتی شوهر از شما را فراهم سازد و بدین ترتیب، شما را که از جهات دیگر، ساخته شده و موفق هستید، از این طریق، به زمین بزند و چهره ی جانتان را خدشه دار نماید.&lt;BR&gt;4. کسی نگفته و جایی ننوشته اند که حتماً پدر الگوی پسر است. موارد زیادی سراغ دارم که تحت تربیت مادری فرهیخته و دیندار، فرزندان، علاقه مند به تقوا و طهارت بار آمده اند و انحرافات و گمراهی های پدر، کمترین اثری در آنان نداشته است.&lt;BR&gt;برای این که فرزندتان را از آسیب های اینچنینی ـ چه از ناحیه ی پدرش و چه از ناحیه ی دوستانش و جامعه ـ محافظت نمایید، سعی کنید فرزندتان با کتاب «بهشت و جهنم در منهاج فردوسیان» مأنوس باشد. اگر در دوران دبستان است، برایش بخوانید و توضیح دهید و اگر در سن بالاتر از دبستان قرار دارد، از او بخواهید که وصف بهشت و وصف جهنم را (مثلاً روزی دو صفحه) برایتان بخواند و توضیح دهد. اینگونه ذهن خالی و پاک فرزندتان به تسخیر آیات و روایات در می آید و جایی برای انحرافات و القائات شیاطین باقی نمی ماند.&lt;BR&gt;مهم این است همانطور که به تغذیه و لباس و کفش فرزندتان اهمیت می دهید، به فکر و روحش اهمیت بدهید. اگر فلان و بهمان برایش می خرید تا در بزرگی عقده ای نشود، روحش را از خدا و معنویت پر کنید تا در بزرگی، احساس خلأ معنویت نکند و به سوی جریان های انحرافی فکری متمایل نگردد.&lt;BR&gt;موفق باشید&lt;BR&gt;حاج فردوسی&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/422">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2012-05-03T00:00:00+01:00</dc:date>
        <dc:source>hajferdowsi1.mihanblog.com</dc:source>
        <dc:creator>دفتر مرکزی منهاج فردوسیان (قم مقدسه) </dc:creator>
        <title>تعبیر خواب نان</title>
        <link>http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/422</link>
        <description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=arial,helvetica,sans-serif color=#000099 size=5&gt;با سلام&lt;BR&gt;در خواب دیدم شخصی در فضائل مرحوم قاضی سخن می گوید، شخص بزرگواری کنارم ایستاده بود گفت: نه! فقط طریق اهل بیت (علیهم السلام). آن بزرگوار نان تناول می کرد لقمه ای هم به حقیر داد. تعبیرش چیست؟&lt;BR&gt;..........................................................................&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;سلام علیکم&lt;BR&gt;تعبیر قسمت اول خوابتان را نمی دانم. من مرحوم قاضی (ره) را دارای گرایش هایی به صوفیه می دانم ولی نه تا حدی که از طریق اهل بیت (علیهم السلام) خارج باشد. و الله عالم&lt;BR&gt;ولی «نان» در خواب، برکت است.&lt;BR&gt;موفق باشید&lt;BR&gt;حاج فردوسی&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/421">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2012-05-02T00:00:00+01:00</dc:date>
        <dc:source>hajferdowsi1.mihanblog.com</dc:source>
        <dc:creator>دفتر مرکزی منهاج فردوسیان (قم مقدسه) </dc:creator>
        <title>افضلیت مراعات سه قانون</title>
        <link>http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/421</link>
        <description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=arial,helvetica,sans-serif color=#cc0000 size=5&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;سلام، با توجه به اینکه بسیاری از برادران و یا خواهران منهاجی ممکن است کارمند باشند و در نتیجه بیدار ماندن از قبل از اذان صبح جهت فریضه نماز شب تا زمان بین الطلوعین و هنگام خواندن تحلیلهای قبل از طلوع برای آنها مقدور نباشد ، بفرمایید فضیلت کدام یک بیشتر است تا در انجام آن فریضه بیشتر تلاش نماییم. با تشکر&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;............................................................................&lt;BR&gt;باسمه تعالی&lt;BR&gt;سلام علیکم&lt;BR&gt;قانون های مربوط به هر کدام، بر طبق افضلیت بیان شده است؛ بدین ترتیب:&lt;BR&gt;قانون&amp;nbsp; 373/5: در منهاج فردوسیان،‌ خواندن نماز شب،‌ ضروری است.&lt;BR&gt;قانون&amp;nbsp; 417/5: در منهاج فردوسیان،‌ خواندن تهلیلات دهگانه * قبل از طلوع و غروب خورشید، ضروری است.&lt;BR&gt;قانون&amp;nbsp; 432/6: در منهاج فردوسیان،‌ خوابیدن در فاصله ی اذان صبح تا طلوع آفتاب، ممنوع است. (خواب بین الطلوعین)&lt;BR&gt;یعنی برای مراعات، بهتر است اول نماز شب، سپس تهلیلات و سپس ترک خواب بین الطلوعین در دستور مراقبه و جدول محاسبه قرار گیرد.&lt;BR&gt;موفق باشید&lt;BR&gt;حاج فردوسی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/420">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2012-05-01T00:00:00+01:00</dc:date>
        <dc:source>hajferdowsi1.mihanblog.com</dc:source>
        <dc:creator>دفتر مرکزی منهاج فردوسیان (قم مقدسه) </dc:creator>
        <title>پرسشی در مورد تعیین مرجع تقلید</title>
        <link>http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/420</link>
        <description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=arial,helvetica,sans-serif color=#cc0000 size=5&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;با سلام. یکی از دوستان در مورد چگونگی شناخت مراجع تقلید (جهت فرزندش) از من پرسید که اصلح ترین آنها کیست و چگونه می توان به این مهم پی برد؟ خودم نتوانستم پاسخ ایشان را بدهم. لطفا راهنمایی بفرمایید همانطور که گویی برای فرزند خود بدنبال مرجع اصلح هستید.&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;............................................................................&lt;BR&gt;باسمه تعالی&lt;BR&gt;سلام علیکم&lt;BR&gt;شناخت مرجع تقلید، کاری تخصصی و در اختیار نخبگان و خبرگان علوم دینی است و نباید افراد معمولی جامعه بنا به سلایق شخصی یا جناحی و سیاسی و یا هر ملاحظه ی دیگری، برای خود مرجع تقلید، مشخص نمایند.&lt;BR&gt;بعد از رحلت آیت الله العظمی اراکی (ره) جامعه ی مدرسین حوزه ی علمیه ی قم (که جمعی از مدرسین عالی حوزه هستند) بعد از جلسات مختلف و در نظر گرفتن ملاک های گوناگون، هفت نفر از مجتهدین گرانقدر را شایسته ی مرجعیت تشخیص داده و معرفی نمودند. از آن هفت نفر، سه نفرشان به بهشت برین رحلت کرده اند که عبارتند از:&lt;BR&gt;ـ آیت الله العظمی فاضل لنکرانی،&lt;BR&gt;ـ آیت الله العظمی تبریزی،&lt;BR&gt;ـ آیت الله العظمی بهجت (رحمة الله علیهم)&lt;BR&gt;و چهار نفرشان در قید حیاتند و می توان از آنان تقلید نمود که عبارتند از: &lt;BR&gt;ـ آیت الله العظمی امام خامنه ای،&lt;BR&gt;ـ آیت الله العظمی وحید خراسانی،&lt;BR&gt;ـ آیت الله العظمی مکارم شیرازی،&lt;BR&gt;ـ آیت الله العظمی شبیری زنجانی (حفظهم الله تعالی)&lt;BR&gt;اخیراً نیز دو تن دیگر از آقایان به شرح زیر، معرفی شدند:&lt;BR&gt;ـ آیت الله العظمی صافی گلپایگانی،&lt;BR&gt;ـ آیت الله العظمی سیستانی (حفظهما الله)&lt;BR&gt;پس هر یک از&amp;nbsp;شش بزرگواری که نام برده شدند، را می توانید به عنوان مرجع تقلید به فرزندتان معرفی نمایید. همچنان که من چنین کرده ام.&lt;BR&gt;موفق باشید&lt;BR&gt;حاج فردوسی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/419">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2012-04-29T00:00:00+01:00</dc:date>
        <dc:source>hajferdowsi1.mihanblog.com</dc:source>
        <dc:creator>دفتر مرکزی منهاج فردوسیان (قم مقدسه) </dc:creator>
        <title>پرسشی درباره رجعت</title>
        <link>http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/419</link>
        <description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=arial,helvetica,sans-serif color=#000099 size=5&gt;با سلام و عرض ارادت&lt;BR&gt;آیا ممکن است در خصوص رجعت و نظر شیعه راجع به آن و نیز میزان اثر آن در سعادت انسان توضیح بفرمایید؟&lt;BR&gt;..........................................................................&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;باسمه تعالی&lt;BR&gt;سلام علیکم&lt;BR&gt;در مورد اصل رجعت و توضیح آن، در سراسر اینترنت مطالب خوب و مفیدی یافت می شود، مانند:&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=left&gt;&lt;A href=&quot;http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=172643&quot;&gt;&lt;FONT face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif color=#cc0000 size=3&gt;http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=172643&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;&lt;A href=&quot;http://www.hawzah.net/fa/MagArt.html?MagazineArticleID=42290&amp;amp;MagazineNumberID=4936&quot;&gt;&lt;FONT face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif color=#cc0000 size=3&gt;http://www.hawzah.net/fa/MagArt.html?MagazineArticleID=42290&amp;amp;MagazineNumberID=4936&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;&lt;A href=&quot;http://www.alvadossadegh.com/fa/article/61-zohoor-a-gheybat/274-1388-06-26-02-00-41.html&quot;&gt;&lt;FONT face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif color=#cc0000 size=3&gt;http://www.alvadossadegh.com/fa/article/61-zohoor-a-gheybat/274-1388-06-26-02-00-41.html&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;&lt;A href=&quot;http://www.mahdiyavar.com/forum/index.php?topic=281.0&quot;&gt;&lt;FONT face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif color=#cc0000 size=3&gt;http://www.mahdiyavar.com/forum/index.php?topic=281.0&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=arial,helvetica,sans-serif color=#cc0000 size=5&gt;اما در مورد نقشش در کمال و سعادت انسان، فقط به یک سخن از استاد معظم، حضرت امام صادق (علیه السلام) بسنده می کنم. آن حضرت فرمودند: «لَیْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ یُؤْمِنْ بِكَرَّتِنَا وَ یَسْتَحِلَّ مُتْعَتَنَا»&lt;BR&gt;ترجمه: از ما نیست کسی که به رجعت ما ایمان نداشته باشد و ازدواج موقت را حلال نداند. &lt;FONT face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif size=3&gt;(من ‏لایحضره ‏الفقیه/3/458؛ وسائل ‏الشیعة/21/7؛ بحار الأنوار/53/92)&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;با این حساب، ایمان نداشتن به رجعت، ضربه ی اساسی به کمال و سعادت انسان می زند.&lt;BR&gt;موفق باشید&lt;BR&gt;حاج فردوسی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/418">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2012-04-28T00:00:00+01:00</dc:date>
        <dc:source>hajferdowsi1.mihanblog.com</dc:source>
        <dc:creator>دفتر مرکزی منهاج فردوسیان (قم مقدسه) </dc:creator>
        <title>پرسشی در مورد چشم زخم</title>
        <link>http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/418</link>
        <description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=arial,helvetica,sans-serif color=#000099 size=5&gt;سلام&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=arial,helvetica,sans-serif color=#990000 size=5&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;چگونه بدانیم كسی مورد چشم زخم واقع شده و دفع چشم زخم چگونه است؟&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;...........................................................................&lt;BR&gt;باسمه تعالی&lt;BR&gt;سلام علیکم&lt;BR&gt;همیشه چشم زخم در جایی اتفاق می افتد که چیزی یا کسی در چشم ها بزرگ بیاید مثل این که انسانی زیبایی و رعنایی خاصی داشته باشد یا ماشین کذایی بخرد یا خانه ی کذایی بسازد یا جواهرات چشم گیر داشته باشد و مانند آن، پس در چیزهایی که به چشم نمی آید ولی بزرگ است مثل این که کسی در رشته ی خوبی در دانشگاه قبول شود یا فلان مشکل از پرونده ی کاری اش حل شود یا با طرحش موافقت شود و مانند این چیزها که گرچه در خیال، بزرگ جلوه می کند ولی به چشم نمی آید، اینها مورد چشم زخم قرار نمی گیرد.&lt;BR&gt;یکی از راه های پیشگیری از چشم زخم، خواندن دو آیه ی آخر سوره ی قلم است و یکی از راه های درمان چشم زخم، صدقه دادن می باشد.&lt;BR&gt;موفق باشید&lt;BR&gt;حاج فردوسی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/417">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2012-04-26T00:00:00+01:00</dc:date>
        <dc:source>hajferdowsi1.mihanblog.com</dc:source>
        <dc:creator>دفتر مرکزی منهاج فردوسیان (قم مقدسه) </dc:creator>
        <title>پرسشی درباره ی ریش</title>
        <link>http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/417</link>
        <description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=arial,helvetica,sans-serif color=#cc0000 size=5&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;سلام حاج فردوسی &lt;BR&gt;سؤالی داشتم در خصوص حد ریش در برادران منهاجی لطفاً عنایت فرمایید توضیحی در خصوص حد ریش و حدود حرام بودن آن را در منهاج فردوسیان بفرمایید؟&lt;BR&gt;ضمنا آیا ریش پرفسوری گذاشتن و با ماشین ریش را کوتاه کردن برای اصحاب منهاج اشکال ندارد؟&lt;BR&gt;با تشکر از شما&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;...........................................................................&lt;BR&gt;باسمه تعالی&lt;BR&gt;سلام علیکم&lt;BR&gt;آنچه در منهاج فردوسیان مطرح است، نهی از زایل کردن ریش است. یعنی منهاجیّون نباید ریش خود را از بین ببرند. امّا این که حد ریش کدام است، باید به عُرف مراجعه نمود. البته منظور از عُرف، مردم کوچه و بازار نیستند بلکه منظور، عرف عقلاست. در عرف عقلا چهار گزینه در مورد صورت وجود دارد؛&lt;BR&gt;اول: «کوسه» (یا کوسج) یعنی کسی که موی ریش ندارد یا بسیار کم دارد به حدی که به آن اعتنا نمی شود،&lt;BR&gt;دوم: «تراشیدن»، یعنی موی صورت را با تیغ و مانند آن، چنان از بین ببرد که اثری از مو در صورت نماند.&lt;BR&gt;سوم: «موی صورت» یعنی موهای کوتاهی که نیاز به شانه نداشته باشد.&lt;BR&gt;چهارم: «ریش» که نیاز به شانه دارد.&lt;BR&gt;همین تقسیم بندی برای موی سر نیز وارد است؛&lt;BR&gt;اول: «کچل» یعنی کسی که موی سر ندارد،&lt;BR&gt;دوم: «تراشیده» یعنی مویی که با تیغ و مانند آن، از ته زده شده باشد،&lt;BR&gt;سوم: «موی کوتاه سر» (مانند سربازان) که نیاز به شانه ندارد،&lt;BR&gt;چهارم: «زلف» (یا گیسو) که نیاز به شانه دارد.&lt;BR&gt;با این تقسیم بندی در می یابیم که «ریش» غیر از «موی صورت» است در حالی که خیلی از مردم (و حتی افراد مذهبی) چنین خیال می کنند که موی صورت، همان ریش است. در حالی که ریش، دارای لوازم و مشخصاتی است. یکی از بهترین راه های تشخیص حد ریش [در قسمت کمی]، نیاز آن به شانه است. اگر وقتی مرد از خواب شبانه بر می خیزد یا از حمام و استخر خارج می شود، نیاز به شانه کردن صورت داشته باشد، معلوم می شود ریش دارد. ولی اگر نیاز ندارد، معلوم می شود یا «کوسه» است، یا صورتش را «تراشیده» است و یا «موی صورت» دارد ولی «ریش» ندارد.&lt;BR&gt;اما حد ریش از ناحیه ی بلندی، یک قبضه است یعنی با دست خود، ریشش را از زیر چانه در مشت بگیرد، هر مقدار که از زیر دستش بیرون باشد را باید کوتاه کند.&lt;BR&gt;قاعده ی شانه برای تشخیص ریش، برای تشخیص «زلف» یا «گیسو» هم صادق است یعنی مرد یا زنی که از خواب برخیزد یا از حمام بیرون آید و نیاز به شانه نداشته باشد، یا «کچل» است، یا سرش را «تراشیده» و یا «موی سر» دارد ولی «زلف» (گیسو) ندارد. فقط کسی «زلف» یا گیسو دارد که نیاز به شانه داشته باشد و الا به هم ریخته و نامنظم جلوه می کند.&lt;BR&gt;نکته ی دیگر در مورد ریش چانه (یا پرفسوری) باید عرض کنم که در عرف عقلا، ریش از رستنگاه آن (روبروی گوش) شروع و تا نقطه ی مقابلش امتداد می یابد. پس هر قسمتی که کوتاه تر از حد نیاز به شانه باشد، اطلاق «ریش» بر آن نمی شود.&lt;BR&gt;موفق باشید&lt;BR&gt;حاج فردوسی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/416">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2012-04-25T00:00:00+01:00</dc:date>
        <dc:source>hajferdowsi1.mihanblog.com</dc:source>
        <dc:creator>دفتر مرکزی منهاج فردوسیان (قم مقدسه) </dc:creator>
        <title>حوزه یا دانشگاه؟</title>
        <link>http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/416</link>
        <description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=arial,helvetica,sans-serif color=#cc0000 size=5&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;بسمه تعالی&lt;BR&gt;با تشکر از پاسختان&lt;BR&gt;یعنی در منابع دینی و قرآن و همچنین از ائمه در این رابطه روایتی نیامده؟ من خودم در این باره بسیار تحقیق کردم و قرار است درباره این مطلب کنفرانسی را نیز ارائه دهم. و می خواستم جواب نهایی را از شما بگیرم (منبع معتبر و جوابی مشخص)&lt;BR&gt;البته از طرفی این سوالات برای خیلی های دیگر هم پیش آمده و درگیر این موضوع نیز هستند و به نظرم جوانان امروزی با درک و دقت بالایی به دنبال کردن و موشکافانه بررسی کردن مسائل دینی هست ولی خب متاسفانه بیشتر به دنبال دلایل عقلی و تجربی می گردند.&lt;BR&gt;حال به نظر شما همین حدیث می تواند این آتش برافروخته از این همه ابهام و سوالات وسیع در این رابطه را خاموش کند؟&lt;BR&gt;البته بیشتر این سوال را می پرسند که: &quot;یک اتفاقی برایم رخ داده که احساس می کنم قبلا برایم اتفاق افتاده یا مثلا به مکانی رفته که تا به حال آنجا نرفته اما انگار این مکان را قبلا دیده&quot; که ظاهرا مربوط به عالم ذر می شود و از این دست سوالات.&lt;BR&gt;علی الظاهر انسان در این عالمی که بوده اتفاقاتی برایش پیش آمده و سرگذشتی داشته.&lt;BR&gt;حال اگر نیازی می بینید که پاسخ بنده را بدهید که ممنون می شوم در غیر این صورت باز هم از شما بابت حوصله تان صمیمانه قدردانی می کنم. واقعا حوزه امثالی مثل شما را می خواهد که واقعا دلسوز باشند، تفکر داشته باشند، خلاق باشند، ان شاءالله که خداوند مرتبه فردوس را لایق شما گرداند.&lt;BR&gt;راستی (خیلی عذر می خواهم که متنم طولانی شد) حالا که بحث به اینجا کشیده شد، می خواستم با شما مساله ای را در میان بگذارم. بنده ان شاءالله این ترم فارغ التحصیل می شوم. درباره ی ادامه ی مسیرم به یک دو راهی بزرگ برخوردم که هر کدام معایب و مزایا، امتحانات، سختی ها و آسانی های خودشان را دارند. و آن &quot;ادامه تحصیل در دانشگاه و یا رفتن به حوزه&quot; هست.&lt;BR&gt;این مساله نیز چند ماهی است فکر بنده را مشغول کرده چون این انتخاب سرنوشت آینده من چه در این جهان و چه دیار باقی را معین می کند و با انتخاب های دیگر فرق دارد.&lt;BR&gt;این را هم می دانم که عمل به دستورات منهاج در هر شغل و لباسی که باشد انسان را سعادتمند می کند، اما بالاخره انتخاب هریک از این مسیرها در کیفیت این راه تاثیر گذار هستند.&lt;BR&gt;اگر می توانستم به صورت حضوری خدمتتون برسم که به نظرم خیلی بهتر هست و راحت تر می توانیم پیرامون این موضوع صحبت کنیم، اما اگر این امکان وجود ندارد، می خواستم نظر شما را بدانم که چه کار کنم، آیا استخاره کنم؟ اصلا با وجود کتابی مثل منهاج نیازی داریم کسی طلبه بشود، چون هرکس به آن عمل کند خود یک روحانی وارسته است، با این تفاوت که دروس حوزوی نخوانده ...&lt;BR&gt;منتظر کمک و راهنماییهایتان هستم... ان شاءالله خداوند عاقبتتون رو به خیر کند.&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;...........................................................................&lt;BR&gt;باسمه تعالی&lt;BR&gt;سلام علیکم&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;ـ یعنی در منابع دینی و قرآن و همچنین از ائمه در این رابطه روایتی نیامده؟&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;جواب: چون مسأله ی پر اهمیتی نبوده، در روایات خیلی کم به آن پرداخته شده است. از جمله روایت زیر است (که شاید روشن ترین روایت این موضوع باشد):&lt;BR&gt;عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ نُعَیْمٍ الصَّحَّافِ قَالَ سَأَلْتُ الصَّادِقَ ع عَنْ قَوْلِهِ فَمِنْكُمْ كافِرٌ وَ مِنْكُمْ مُؤْمِنٌ فَقَالَ عَرَفَ اللَّهُ إِیمَانَهُمْ بِوَلَایَتِنَا وَ كُفْرَهُمْ بِتَرْكِهَا یَوْمَ أَخَذَ عَلَیْهِمُ الْمِیثَاقَ وَ هُمْ ذَرٌّ فِی صُلْبِ آدَمَ ع &lt;BR&gt;(بحارالأنوار/26/271 و 57/284 به نقل از کافی؛ تفسیر قمی/2/371)&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;ـ جوانان امروزی با درک و دقت بالایی به دنبال کردن و موشکافانه بررسی کردن مسائل دینی هست ولی خب متاسفانه بیشتر به دنبال دلایل عقلی و تجربی می گردند.&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;جواب: شیطان از تلاش های موشکافانه ی انسان، از تحقیق، اکتشاف، اختراع، تکنولوژی، بحث های علمی [صِرف و بی ثمر] ناراحت نمی شود و اتفاقاً خیلی هم خوشحال است که بدون تلاش او، این انسان در غفلتی فراگیر، سرگرم شده و سرمایه اش در حال از بین رفتن باشد.&lt;BR&gt;پس این از حیله های شیطان است که مؤمن را اسیر بحث های مذهبی ای کند که ثمره ی عملی ای ندارد. در عین حال، وجدان خداخواه و معنویت طلبش را ساکت و سرکوب و سرگرم می کند به این بهانه که بحث های من مذهبی و دینی است؛ ولی در واقع، چون ثمره ی عملی ندارد، فرقی بین این بحث ها با نگاه کردن بازی فوتبال نیست.&lt;BR&gt;شیطان از این که ما بنده ی علم خویش باشیم، ناراحت نمی شود. او فقط و فقط می خواهد که ما بنده ی خدا نباشیم. پس تا جوان ما به دنبال دلیلی از علم و تجربه برای بندگی خداست، ناخواسته نوکری شیطان می کند. و این را زمانی خواهد دریافت که کار از کار گذشته باشد و عمر شریف به بحث های خوش آب و رنگ مذهبی به سر آمده و فرصت «عمل» تمام شده باشد.&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;ـ حال به نظر شما همین حدیث می تواند این آتش برافروخته از این همه ابهام و سوالات وسیع در این رابطه را خاموش کند؟&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;جواب: قرآن کریم می فرماید: «قُلْ أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما عَلَیْهِ ما حُمِّلَ وَ عَلَیْكُمْ ما حُمِّلْتُمْ وَ إِنْ تُطیعُوهُ تَهْتَدُوا وَ ما عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبینُ» (نور/54)&lt;BR&gt;ترجمه: بگو: «خدا و پیامبر را اطاعت كنید. پس اگر پشت نمودید، [بدانید كه‏] بر عهده ی اوست آنچه تكلیف شده و بر عهده ی شماست آنچه موظّف هستید. و اگر اطاعتش كنید راه خواهید یافت، و بر فرستاده ی [خدا] جز ابلاغ آشكار [مأموریتى‏] نیست.&lt;BR&gt;وظیفه ی نبی و وصی و عالمان دینی این است که راه را نشان دهند، اگر کسی مطیع بود، به کمال و سعادت خویش خواهد رسید ولی آن که سرکش و عصیانگر باشد، به حیرت و خسران خواهد افتاد.&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;ـ درباره ی ادامه ی مسیرم به یک دو راهی بزرگ برخوردم که هر کدام معایب و مزایا، امتحانات، سختی ها و آسانی های خودشان را دارند. و آن &quot;ادامه تحصیل در دانشگاه و یا رفتن به حوزه&quot; هست.&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;جواب: همانطور که خودتان در ادامه به خوبی اشاره کرده اید، سعادت دنیا و آخرت در منهاج قویم فردوسیان است و بس. اگر بتوانید اعتقاداتتان را بر طبق قواعد نظری منهاج و اعمالتان را بر طبق قوانین عملی منهاج، تنظیم کنید، به خیر و سعادت دنیا و آخرت خواهید رسید.&lt;BR&gt;توصیه ی ما به رفقایی که به این دو راهی می رسند این است که به علاقه و استعداد خدادادی شان توجه کنند و بها بدهند. اگر توانایی حضور شرافتمندانه و پیامبرگونه در لباس روحانیت دارند، اگر بر فقر مالی صبر دارند، اگر با فحش و ناسزای مردم می توانند کنار بیایند، اگر تحمّل توده های مردم با سطح فکرهای پایین را دارند، اگر توانایی شرکت در جنگ تمام عیار کفر علیه اسلام را دارند، و اگر و اگر و اگر، «بسم الله»&lt;BR&gt;اما اگر در خودشان احساس علاقه به رشته ای دیگر (علمی، فنی، هنری) می کنند، بهتر آن است که به استعداد خدادادی لبیک بگویند و سعی کنند در همان لباس و شغل، منهاجی باشند.&amp;nbsp; &lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;ـ آیا استخاره کنم؟&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;جواب: با تضرع و گریه از درگاه خدای متعال بخواهید که علاقه به رشته ای که خیر دنیا و آخرتتان در آن است را در قلبتان قرار دهد. این، بهترین استخاره (طلب خیر) است.&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;ـ اصلا با وجود کتابی مثل منهاج نیازی داریم کسی طلبه بشود، چون هرکس به آن عمل کند خود یک روحانی وارسته است، با این تفاوت که دروس حوزوی نخوانده ...&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;جواب: جامعه نیاز به طلبه و روحانی دارد اما برای رسیدن به کمال و سعادت، نظام جامع تربیتی «منهاج فردوسیان» کافی است.&lt;BR&gt;توجه داشته باشید که «فقیه» (به عنوان قله ی درس های طلبگی) یعنی «کارشناس فقه»؛ همانطور که «پزشک» یعنی «کارشناس سلامتی بدن»، «معمار» یعنی «کارشناس ساخت و ساز»، «خیاط» یعنی «کارشناس دوخت و دوز» و همینطور. آنچه از فقیه که به درد جامعه می خورد، فهم بالا، درک عمیق، استنباط قوی به همراه تسلط کامل بر آیات و روایات است. آنچه که فقیه را رستگار می کند، اعتقادات صحیح و اعمال درستش است نه درس هایی که حفظ کرده و کتاب هایی که خوانده و نوشته است.&lt;BR&gt;اگر اینگونه به ماجرا نگاه کنید، خواهید یافت کسی را که فقیه متبحری بوده ولی عاقبت به خیر نشده همچنان که خواهید یافت کارمند یا کارگری را که منهاجی بوده و عاقبت به خیر شده است.&lt;BR&gt;در هر حال، دعای خیر من بدرقه ی راه شما و سایر رفقای منهاجی است تا به یاری خدای متعال و عنایات خاصه ی آقایمان (ارواحنا فداه) راه درست را بیابید و با قدرت و نشاط، بپیمایید.&lt;BR&gt;و الحمد لله&lt;BR&gt;حاج فردوسی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/415">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2012-04-24T00:00:00+01:00</dc:date>
        <dc:source>hajferdowsi1.mihanblog.com</dc:source>
        <dc:creator>دفتر مرکزی منهاج فردوسیان (قم مقدسه) </dc:creator>
        <title>چند سؤال درباره ی بانوان</title>
        <link>http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/415</link>
        <description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=arial,helvetica,sans-serif color=#990000 size=5&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;سلام علیکم. اولاً می خواستم از محضرتون بپرسم آیا درسته که میگن روزای جمعه نباید نماز رو بلافاصله بعد از اذان خواند؟ دوما چرا و طبق کدام روایت نماز جمعه بر بانوان مکروه است؟ سوما ضمن تشکر از گذاشتن جدول مراقبه در سایتتون ، چرا برای بانوان در جدول نماز جماعت ذکر نشده ؟مگر نقشی در سعادت زنان ندارد؟ و آخرین سئوال: اعمالی مثل زیارت مستمر حضرت معصومه (س) و زیارت امام رضا (ع) برای مجاورینشان (البته برای زنان) و یا روضه رفتن در رسیدن به سعادت موثر است؟&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;...........................................................................&lt;BR&gt;باسمه الحق المبین&lt;BR&gt;سلام علیکم&lt;BR&gt;با تشکر از این که سؤالاتتان شماره دار است؛ و اما جواب:&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;ـ اولاً می خواستم از محضرتون بپرسم آیا درسته که میگن روزای جمعه نباید نماز رو بلافاصله بعد از اذان خواند؟&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;جواب: خیر، این مطلب هیچ مستندی ندارد و یک شایعه ی مذهبی است.&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;ـ دوما چرا و طبق کدام روایت نماز جمعه بر بانوان مکروه است؟&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;جواب: فقط دو روایت عرض می کنم:&lt;BR&gt;قَالَ رَسُولُ اللَّه‏ (صلی الله علیه و آله و سلم): «یَا عَلِیُّ لَیْسَ عَلَى النِّسَاءِ جُمُعَةٌ وَ لَا جَمَاعَةٌ وَ لَا أَذَانٌ وَ لَا إِقَامَةٌ وَ لَا عِیَادَةُ مَرِیضٍ وَ لَا اتِّبَاعُ جَنَازَةٍ وَ لَا هَرْوَلَةٌ بَیْنَ الصَّفَا وَ الْمَرْوَةِ وَ لَا اسْتِلَامُ الْحَجَرِ وَ لَا حَلْقٌ وَ لَا تَوَلِّی الْقَضَاءِ وَ لَا تُسْتَشَارُ وَ لَا تَذْبَحُ إِلَّا عِنْدَ الضَّرُورَةِ وَ لَا تَجْهَرُ بِالتَّلْبِیَةِ وَ لَا تُقِیمُ عِنْدَ قَبْرٍ وَ لَا تَسْمَعُ الْخُطْبَةَ وَ لَا تَتَوَلَّى التَّزْوِیجَ بِنَفْسِهَا وَ لَا تَخْرُجُ مِنْ بَیْتِ زَوْجِهَا إِلَّا بِإِذْنِه‏» &lt;FONT face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif size=2&gt;(من ‏لایحضره ‏الفقیه/4/362)&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;ترجمه: رسول خدا (صلی الله علیه و آله سلم) به امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند: یا علی، [چند چیز] بر زن نیست؛ نماز جمعه، نماز جماعت، اذان و اقامه، عیادت مریض، تشییع جنازه، هروله در سعی و ...&lt;BR&gt;قَالَ الصَّادِقُ (علیه السلام): «لَیْسَ عَلَى النِّسَاءِ أَذَانٌ وَ لَا إِقَامَةٌ وَ لَا جُمُعَةٌ وَ لَا جَمَاعَةٌ»&lt;BR&gt;ترجمه: امام صادق (علیه السلام) فرمودند: اذان و اقامه و نماز جمعه و نماز جماعت بر زن نیست. &lt;FONT face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif size=2&gt;(وسائل ‏الشیعة/5/406)&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;اگر شرکت در نماز جمعه یا جماعت، نقش مثبتی در رسیدن زن به کمال و سعادت می داشت، او را از اینها محروم نمی کردند.&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;ـ سوما ضمن تشکر از گذاشتن جدول مراقبه در سایتتون، چرا برای بانوان در جدول نماز جماعت ذکر نشده؟ مگر نقشی در سعادت زنان ندارد؟&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;جواب: با توجه به روایاتی که ذکر شد، شرکت زن در نماز جماعت، نقش مثبتی در رسیدنش به کمال و سعادت ندارد.&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;ـ و آخرین سئوال: اعمالی مثل زیارت مستمر حضرت معصومه (س) و زیارت امام رضا (ع) برای مجاورینشان (البته برای زنان) و یا روضه رفتن در رسیدن به سعادت مؤثر است؟&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;جواب: هیچ کاری برای زن مانند خدمت به شوهر و جلب رضایت او، در رساندنش به کمال و سعادت مؤثر نیست. برای اینگونه کارها [زیارت، روضه و مراسم مذهبی] برای بانوان، دستوری به ما نرسیده ولی شاید از عمومات ادله ی ولایت، بشود بر مطلوبیت آن استدلال کرد. به عبارت ساده، به ما دستوری نداده اند که زنان به زیارت مزارات مقدسات بروند ولی از آنجا که این رفتن ها از باب اظهار ولایت و دلدادگی به خاندان عصمت و طهارت (علیهم السلام) است، شاید بتوان چنین استنباط کرد که کار خوبی است و اثر مثبتی در کمال و سعادت بانوان خواهد داشت. و الله العالم&lt;BR&gt;بر عمل به منهاج، موفق باشید&lt;BR&gt;حاج فردوسی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/414">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2012-04-23T00:00:00+01:00</dc:date>
        <dc:source>hajferdowsi1.mihanblog.com</dc:source>
        <dc:creator>دفتر مرکزی منهاج فردوسیان (قم مقدسه) </dc:creator>
        <title>سؤالی درباره ی عالم ذر و جبر و اختیار</title>
        <link>http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/414</link>
        <description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=arial,helvetica,sans-serif color=#cc0000 size=5&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;با سلام خدمت حاج فردوسی.&lt;BR&gt;موضوع عالم ذر سال هاست که ذهن بنده رو مشغول کرده و سوالات و شبهات بسیاری از این عالم برایم به وجود آمده که متاسفانه با اینکه بحث روی آن زیاد صورت گرفته اما به نتیجه ی جامع و کاملی نرسیدم.&lt;BR&gt;اینکه واقعا حقیقت عالم ذر به چه صورت هست؟ چه زمانی رخ داده؟ چه کسانی گفتند آری و چه کسانی گفتند خیر؟ مگر آن موقع انسان دارای قدرت تشخیص بوده که عده ای نپذیرفتند؟ آیا امامان و 14 معصوم به این دلیل برگزیده شده اند که که زودتر از بقیه بلی را گفته اند یا دلیل دیگری دارد؟&lt;BR&gt;اگر خداوند سرنوشت همه را تعیین کرده و می داند دقیقا چه سرنوشتی برای انسان ها به وجود می آید و یا جهان هستی؛ پس هدف از خلقت چه بوده؟ پس اختیار چیست؟ آیا مگر نه این است که اختیاری که ما داریم و انتخابی که می کنیم را نیز خدا می داند؟ امامان و پیامبر چگونه مثل روز احوال آخرالزمانی ها را می دانند؟ یا مثلا شخصی میرود خدمت امام علی (ع) و میگوید من از شیعیان شما هستم ولی حضرت میفرمایند که نه تو نیستی چون در عالم ذر به ولایت ما شهادت ندادی. حالا چطور می توان فهمید که من هم در آن عالم شهادت داده ام یا نه؟ و سوالات بسیاری در این زمینه.&lt;BR&gt;درست است که پاسخ این سوالات و شبهات در مسیرم (منهاج) تاثیری ندارند. اما لطف کنید و پاسخ بفرمایید. بسیار ممنون&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;...........................................................................&lt;BR&gt;باسمه تعالی&lt;BR&gt;سلام علیکم&lt;BR&gt;اینطور نیست که پرسش و پاسخ درباره ی عالم ذر و قضا و قدر که برگشت به جبر و اختیار دارد، تأثیری در کمال و سعادت نداشته باشد؛ بلکه بر عکس، کاملاً اثر دارد و اثر منفی هم دارد. در کتاب منهاج می خوانیم: قاعده&amp;nbsp; 98/2: در منهاج فردوسیان اعتقاد دارند؛ تعمُّق كردن در حقیقتِ «قضا و قدر» خطرناك است.&lt;BR&gt;با توجه دادنتان به یک روایت از امیرالمؤمنین (علیه السلام) امیدوارم دلتان روشن و جانتان بیدار شده و از ورود ذهن به محدوده های خطرناکی ـ مانند آنچه در بالا نوشته اید ـ جلوگیری کنید.&lt;BR&gt;وَ سُئِلَ عَلِی عَنِ الْقَدَرِ فَقَالَ: «طَرِیقٌ مُظْلِمٌ فَلَا تَسْلُكُوهُ وَ بَحْرٌ عَمِیقٌ فَلَا تَلِجُوهُ وَ سِرُّ اللَّهِ فَلَا تَتَكَلَّفُوهُ» &lt;FONT face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif size=3&gt;(نهج ‏البلاغة/526/287؛ بحار الأنوار/1/210؛ روضة الواعظین/1/40؛ شرح‏ نهج ‏البلاغة/19/181؛ غررالحكم/102؛ متشابه ‏القرآن/1/200)&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;ترجمه: از آقا درباره ی قَدَر سؤال شد، فرمودند: راه تاریكى است در آن قدم نزنید و دریاى ژرفى است در آن داخل نشوید و راز خدائیست براى فهم آن خود را به زحمت نیفكنید.&lt;BR&gt;امیدوارم شما هم نصیحت مولا را گوش کنید و خود را در فهمیدن چیزهایی که فهمیدنش در حد و اندازه ی ما نیست و خطرناک است، به زحمت نیاندازید.&lt;BR&gt;در مراعات قوانین منهاج موفق باشید&lt;BR&gt;حاج فردوسی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/413">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2012-04-22T00:00:00+01:00</dc:date>
        <dc:source>hajferdowsi1.mihanblog.com</dc:source>
        <dc:creator>دفتر مرکزی منهاج فردوسیان (قم مقدسه) </dc:creator>
        <title>نامه ی بلند میم و جواب های کوتاه حاج فردوسی</title>
        <link>http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/413</link>
        <description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=arial,helvetica,sans-serif color=#990000 size=5&gt;&lt;FONT face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif color=#000099 size=3&gt;سلام&lt;BR&gt;بسیاری از پاسخ های شما را به سوالات دیگران خواندم. لازم بود که به خدمت شما برسانم بر شیوه ی ترویج شما در احکام دین نقدهای بسیاری وارد است و به همین منظور کتاب منهاچ شما را نیز تهیه نموده ام در آن چیزی جز مواردی که قبلا نیز همگان در همان سطوحی که حتی تا دبیرستان از طریق کتب دینی آموزش و پرورش چاپ شده مطلب جدیدی نبود جز دسته بندی مطالب. که البته آن نیز به نظر اینجانب به بد ترین شیوه ی ممکن ! سبک نوشتاری شما در نوشتن کتاب و پاسخ به پرسش از آن شیوه هایی است که به جای ترویج دین در حال خراب کردن آن است این جمله را از من که کارشناس ارشد مدیریت در حوزه تبلیغات و بازاریابی هستم بشنوید با این روش بیشتر به ضدیت با پویایی فقه، اسلام و دین می پردازید. پاسخ گفتن شما به سوالات راه را بر پرسش گر جهت تفکر می بندد. فی المثل به کرات از عبارت ربطی به سعادت و پیشرفت ما ندارد استفاده نموده اید. مگر شما بر اثر واقعی کارها بر انسان و سعادت او آگاهید!؟ لطفا به سوالات بسیار ساده زیر پاسخ دهید:&lt;BR&gt;چگونه می توان بدون تحقیق و پرسش در اصول و فروع دین به حقایق پی برد!؟ آیا اگر انسان مطلبی را با تحقیق بداند بهتر است یا صرفا اینکه مثلا دانستن دلیل فلان چیز به چه درد من می خورد چون گفته اند انجام بده انجام میدهم دیگر؟آیا اگر نرویم و نپرسیم و ندانیم و نبینیم که نماز خواندن و دعا کردن همین مراجع تقلید چگونه بوده و در نهایت به دلیل نماز خواندن پی نبریم مصادق آیه شریفه ای کسانی که ایمان آورده اید ایمان بیاورید نمی شویم؟ آیا این حدیث را «کسی که از تشریح و نجوم خبری نباشد از خداشناسی بهره ای نبرده» نشنیده اید؟ آیا می خواهید بگویید که به من چه که زحل از گاز تشکیل شده یا سنگ چه اثر مثبتی در سعادت من دارد؟ آیا اول دلیل برتری و رجحان شیعه نباید برای افراد ثابت شود تا به قول شما منهاجی شوند؟ چرا نمی خواهید به بررسی مسئله ای مهم مانند آنچه که بر فاطمه زهرا (س) رخ داد بپردازید؟ شما که از دادن جواب طفره می روید و بسیار در پاسخ های شما دیده ام که با صرف اینکه به درد ما نمی خورد یا دلیلی بر آن نیست از پاسخ دادن کناره گیری می کنید آیا بر خلاف آیات قرآن افراد را به پذیرش کورکورانه فرا می خوانید؟ در چنین مسیری که همراه داشتن عقلی را که از آن به نبی باطنی یاد شده منع می کنید؟&lt;BR&gt;پس از نظر شما کتبی مانند علل الشرایع که به بررسی علل احکام در حد وسع می پردازد کل هم کشک است و مانند آب در هاونگ کوبیدن بی اثر است؟ اگر عقل را کنار زد و بر آن زنجیر زد تا نپرسد و نداند بهتر نبود که خداوند از همان ابتدا می فرمود ای انسان هر آن چه که فرستادگان من می گویند بی چون چرا و مانند ربات انجام دهید؟ پس تکلیف معجزات چه میشود؟پس اینگونه بهتر نبود لا یکلف الله نفسا الا وسعها را از قرآن سانسور می کردید؟ آیا اگر عقل را کنار نهیم باز می توانیم به شباهت و نیت صلح امام حسن (ع) و امام حسین علیه السلام (ع) پی ببریم؟ یا تفاوت لباس پوشیدن های امام صادق (ع) و سایر ائمه را درک کنیم ؟ آیا اگر عقل را کنار نهیم و صرفا به آنچه که پیامبر(ص) فرموده اند عمل کنیم به سعادت می رسیم به طور مثال اگر ندانیم که منظور پیامبر (ص) از این گفته که هر کس که گوشت شتر خورده وضویش باطل است و دوباره باید وضو بگیرد، چه بوده؟ آیا اگر با عقل و روحیه کنجکاوی به فهمیدن دلیل این حدیث نپردازیم نعوذبالله خود از کسانی نخواهیم بود که رسول اکرم را تمسخر نماییم و ایشان را به دخل و تصرف در احکام الهی همان گونه که یهود می گوید متهم نماییم؟آیا فراموش کرده ایم که خود پیامبر(ص) در جنگ احد برای جنگیدن در شهر نظر داشتند اما چون نظر دیگران بر جنگ در خارج از شهر بود ایشان نیز آن نظر را پذیرفتند و آن جریان شکست در جنگ پیش آمد. این موضوع را چگونه می توانید پاسخ دهید؟ اگر این ذهن تلاش گر را از خود جدا کنیم چگونه تفاوت شیعه و سنی را درک کنیم، نمی دانم!&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;...........................................................................&lt;BR&gt;باسمه عزّ و جلّ&lt;BR&gt;سلام علیکم&lt;BR&gt;کاش سؤالاتتان را به صورت روشن و شماره گذاری شده می نوشتید. در هر حال قسمت هایی را که نیاز به پاسخ دارد، جدا کرده و پاسخ می دهم.&lt;BR&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#000099&gt;[1] در آن چیزی جز مواردی که قبلا نیز همگان در همان سطوحی که حتی تا دبیرستان از طریق کتب دینی آموزش و پرورش چاپ شده مطلب جدیدی نبود جز دسته بندی مطالب.&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;جواب: تمام دغدغه ی ما در ارائه ی این برنامه ی تربیتی ـ همچنان که از اسمش پیداست ـ این است که به جماعت حیران بفهمانیم که راه، از نظر علمی، بسیار روشن است و تنها دلیل نرسیدن و عقب ماندگی ما از مدارج عالیه ی قرب و کمال، عمل نکردن بر طبق علممان است. شاید شما انتظار دارید برای رسیدن به کمال و سعادت، دستوراتی بیاوریم که نه در کتاب هدایتگر خدا، «قرآن کریم» و نه در بیانات استادان راه هدایت، «رسول اعظم و ائمه ی اطهار (علیهم السلام)» نیامده باشد؟!&lt;BR&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#000099&gt;[2] که البته آن نیز به نظر اینجانب به بد ترین شیوه ی ممکن! سبک نوشتاری شما در نوشتن کتاب و پاسخ به پرسش از آن شیوه هایی است که به جای ترویج دین در حال خراب کردن آن است این جمله را از من که کارشناس ارشد مدیریت در حوزه تبلیغات و بازاریابی هستم بشنوید با این روش بیشتر به ضدیت با پویایی فقه، اسلام و دین می پردازید.&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;جواب: بهتر نیست هر کسی در کاری که کارشناس است، اظهار نظر کند مثلاً شما به بررسی همان محدوده ای که در آن ادعای کارشناسی دارید یعنی «تبلیغات و بازار یابی» بپردازید و درباره ی تراکت، بیلبورد، طرح، آرم، مهر، فرم، کادر و مانند آن نظر بدهید و در محدوده ی فقه، اسلام و دین اظهار نظر نکنید؟!&lt;BR&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#000099&gt;[3] پاسخ گفتن شما به سوالات راه را بر پرسش گر جهت تفکر می بندد.&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;جواب: می پرسند تا پاسخ بگیرند نه این که بپرسند تا تفکر کنند. اگر قرار باشد کسی با تفکر خودش راه را پیدا کند، چه نیازی به پرسیدن راه دارد؟!&lt;BR&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#000099&gt;[4] مگر شما بر اثر واقعی کارها بر انسان و سعادت او آگاهید!؟ &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;جواب: تمام راه کمال و سعادت در اسلام ناب و تشیع خالص آمده است. و دانستن آثار و خواص عمل به دستورات نورانی اسلام، مهم نیست و حتی در برخی مواقع، ضررهایی نیز در پی دارد.&lt;BR&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#000099&gt;[5] چگونه می توان بدون تحقیق و پرسش در اصول و فروع دین به حقایق پی برد!؟&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;جواب: قرار نیست کسی از راه پرسیدن به حقایق امور برسد. بلکه راه رسیدن به حقایق امور به این صورت است که: اول، ایمانی اجمالی به قواعد نظری پایه و تکمیلی پیدا می کنید، سپس بر طبق آن ایمان به عمل می پردازید و قوانین عملی را مراعات می کنید، از این ایمان اجمالی و عمل، ایمانی تفصیلی زاده می شود و آن، نوری است که خدای تعالی بر قلب بنده ی مؤمنش افاضه می کند. این نور جز از راه عمل به قوانین، از هیچ راهی مانند مطالعه، مباحثه، بحث، جدل، تفکر، کلاس، تمرین، تدریس و غیره به دست نمی آید. «ره چنان رو که رهروان رفتند»&lt;BR&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#000099&gt;[6] آیا اگر انسان مطلبی را با تحقیق بداند بهتر است یا صرفا اینکه مثلا دانستن دلیل فلان چیز به چه درد من می خورد چون گفته اند انجام بده انجام میدهم دیگر؟&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;جواب: اگر «چون گفته اند انجام بده، انجام می دهم» بودید، می شوید «بنده ی خدا» و «پیرو رسول» و «شیعه ی امام» ولی اگر به دنبال دلیلش بودید و بعد از یافتن دلیل علمی، شانه زیر بار دادید، می شوید «بنده ی علم» و «پیرو عقل» و «شیعه ی دانایی خویش». کسی که بنده ی خدا و پیرو رسول و آل (علیهم السلام) باشد، بر سر دو راهی ها ـ یعنی آنجا که حکمت حُکمی و فلسفه ی دستوری را نمی داند ـ تابع مولاست و مراعاتش می کند؛ ولی کسی که بنده ی علم است، توقف می کند و تا روشن شدن دلیل علمی اش، از عمل به آن دستور، طفره می رود.&lt;BR&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#000099&gt;[7] آیا اگر نرویم و نپرسیم و ندانیم و نبینیم که نماز خواندن و دعا کردن همین مراجع تقلید چگونه بوده و در نهایت به دلیل نماز خواندن پی نبریم مصادق آیه شریفه ای کسانی که ایمان آورده اید ایمان بیاورید نمی شویم؟&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;جواب: نفهمیدم چه ربطی بین «دیدن نماز خواندن مراجع» با «پی بردن به دلیل نماز خواندن» و آیه ی «ای کسانی که ایمان آورده اید، ایمان بیاورید» وجود دارد. روشن بیان کنید.&lt;BR&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#000099&gt;[8] آیا این حدیث را «کسی که از تشریح و نجوم خبری نباشد از خداشناسی بهره ای نبرده» نشنیده اید؟&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;جواب: نخیر، ندیده ام و نشنیده ام و در هیچ منبع معتبری نیافته ام. اگر شما سراغی از آن دارید، ارائه بفرمایید تا از لحاظ اعتبار منبع، سلسله ی روات، با لحاظ صدر و ذیل حدیث بررسی کنم.&lt;BR&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#000099&gt;[9] آیا می خواهید بگویید که به من چه که زحل از گاز تشکیل شده یا سنگ چه اثر مثبتی در سعادت من دارد؟&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;جواب: اگر اثری در کمال و سعادت ما می داشت، خدای متعال در قرآن کریم بیان می فرمود یا در فرمایشات رسول اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) و جانشینان بحقشان (علیهم السلام) به ما می رسید.&lt;BR&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#000099&gt;[10] آیا اول دلیل برتری و رجحان شیعه نباید برای افراد ثابت شود تا به قول شما منهاجی شوند؟&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;جواب: خوب بود تمام کتاب منهاج را مطالعه می نمودید البته به قصد هدایت شدن نه به قصد عیبجویی! پاراگراف اول صفحه ی 34 را بخوانید. از اولین گام های منهاجی شدن، برطرف کردن اشکالات عقلی و شکهای قلبی با پرسش از دانایان است.&lt;BR&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#000099&gt;[11] چرا نمی خواهید به بررسی مسئله ای مهم مانند آنچه که بر فاطمه زهرا (س) رخ داد بپردازید؟&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;جواب: چون نقشی در کمال و سعادت ما ندارد. اگر شما می توانید نقشی را ثابت کنید، دریغ نکنید.&lt;BR&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#000099&gt;[12] شما که از دادن جواب طفره می روید و بسیار در پاسخ های شما دیده ام که با صرف اینکه به درد ما نمی خورد یا دلیلی بر آن نیست از پاسخ دادن کناره گیری می کنید.&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;جواب: این جواب، بهترین و تربیتی ترین جوابی است که می شود به سؤالات بی ثمر داد. این عبارت، تعبیر محترمانه ی «به من چه؟! به تو چه؟!» است. وقتی محور رسیدن به تکامل را «عمل» بدانیم، طرح بسیاری از سؤالات، و پاسخ دادن به آنها [که ثمره ی عملی ندارد]، وقت کُشی و هدر دادن عمر شریف است.&lt;BR&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#000099&gt;[13] آیا بر خلاف آیات قرآن افراد را به پذیرش کورکورانه فرا می خوانید؟ &lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;جواب: اگر «تسلیم» بودن در مقابل فرمان های خدا را «پذیرش کورکورانه» می دانید، خود قرآن از اینگونه «پذیرش کورکورانه» تبجیل کرده است. آنجا که در تعریف و تمجید پیامبر توحیدی بزرگ حضرت ابراهیم (علیه السلام) می فرماید: «إِذْ قالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعالَمینَ» ترجمه: هنگامى كه پروردگارش به او فرمود: «تسلیم شو»، گفت: «به پروردگار جهانیان تسلیم شدم». (سوره ی بقره، آیه ی 131)&lt;BR&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#000099&gt;[14] در چنین مسیری که همراه داشتن عقلی را که از آن به نبی باطنی یاد شده منع می کنید؟&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;جواب: محدوده ی عرض اندام عقل را در جواب &lt;A title=&quot;&quot; href=&quot;http://hajferdowsi.net/post/412&quot; target=_blank&gt;نامه های قبلی&lt;/A&gt; روشن کرده ام، به آنجا مراجعه نمایید.&lt;BR&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#000099&gt;[15] پس از نظر شما کتبی مانند علل الشرایع که به بررسی علل احکام در حد وسع می پردازد کل هم کشک است و مانند آب در هاونگ کوبیدن بی اثر است؟&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;جواب: مطمئن هستم کتاب شریف «علل الشرائع» جناب شیخ صدوق (اعلی الله مقامه الشریف) که یکی از منابع معتبر منهاج است، را ندیده اید و الا اینگونه اظهار نظر نمی کردید. در کتاب نامبرده، چنان که خیال می کنید، به علت احکام پرداخته نشده است.&lt;BR&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#000099&gt;[16] بهتر نبود که خداوند از همان ابتدا می فرمود ای انسان هر آن چه که فرستادگان من می گویند بی چون چرا و مانند ربات انجام دهید؟&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;جواب: خدای متعال در سراسر قرآن کریم و سایر کتاب های آسمانی یعنی تورات و انجیل، به آواز بلند، از انسان ها می خواهد که از فرستادگانش بی چون و چرا پیروی کنند تا به کمال و سعادت برسند. اگر انجیل و تورات نخوانده اید، لا اقل قرآن بخوانید.&lt;BR&gt;نمونه درباره ی این امت: «إِنَّما كانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنینَ إِذا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ لِیَحْكُمَ بَیْنَهُمْ أَنْ یَقُولُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» ترجمه: گفتار مؤمنان ـ وقتى به سوى خدا و پیامبرش خوانده شوند تا میانشان داورى كند ـ تنها این است كه مى‏گویند: «شنیدیم و اطاعت كردیم.» اینانند كه رستگارند. (سوره ی نور، آیه ی 51)&lt;BR&gt;نمونه برای امت های پیشین: «مِنَ الَّذینَ هادُوا یُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ وَ یَقُولُونَ سَمِعْنا وَ عَصَیْنا وَ اسْمَعْ غَیْرَ مُسْمَعٍ وَ راعِنا لَیًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَ طَعْناً فِی الدِّینِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا وَ اسْمَعْ وَ انْظُرْنا لَكانَ خَیْراً لَهُمْ وَ أَقْوَمَ وَ لكِنْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلا یُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلیلاً» ترجمه: برخى از آنان كه یهودى‏اند، كلمات را از جاهاى خود برمى‏گردانند، و با پیچانیدن زبان خود و به قصد طعنه زدن در دین [اسلام، با درآمیختن عبرى به عربى‏] مى‏گویند: «شنیدیم و نافرمانى كردیم و بشنو [كه كاش‏] ناشنوا گردى.» و [نیز از روى استهزا مى‏گویند:] «راعنا» [كه در عربى یعنى: به ما التفات كن، ولى در عبرى یعنى: خبیث ما،] و اگر آنان مى‏گفتند: «شنیدیم و فرمان بردیم، و بشنو و به ما بنگر»، قطعاً براى آنان بهتر و درست‏تر بود، ولى خدا آنان را به علّت كفرشان لعنت كرد، در نتیجه جز [گروهى‏] اندك ایمان نمى‏آورند. (سوره ی نساء، آیه ی 46)&lt;BR&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#000099&gt;[17] پس تکلیف معجزات چه میشود؟&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;جواب: یکی از چهار کار کرد مورد تأیید عقل، تشخیص پیامبر راستین از دروغین با توجه به معجرات اوست.&lt;BR&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#000099&gt;[18] پس اینگونه بهتر نبود لا یکلف الله نفسا الا وسعها را از قرآن سانسور می کردید؟&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;جواب: علت این پیشنهاد را نمی فهمم. بیشتر توضیح بدهید. &lt;BR&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#000099&gt;[19] آیا اگر عقل را کنار نهیم باز می توانیم به شباهت و نیت صلح امام حسن (ع) و امام حسین علیه السلام (ع) پی ببریم؟&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;جواب: اگر پی نبریم، چه چیزی از کمال و سعادت را از دست خواهیم داد؟ آیا در سؤالاتی که در قبر یا قیامت از انسان پرسیده می شود، این سؤال هم خواهد بود؟! آیا ندانستن نیت صلح امام حسن (علیه السلام) ضرری به بهشتی شدن ما دارد؟! اگر پرسیده خواهد شد و ندانستن جواب، ضرر دارد، باید به دنبالش برویم و حتماً بیاموزیم ولی اگر نه فایده ای دارد و نه ضرری، می شود از مصادیق «علم لا ینفع» یعنی دانش های بی حاصل و بیهوده؛ هر چند در مورد دو سید جوانان اهل بهشت باشد. اصحاب منهاج معتقدند همانطور که دانستن نام بازیکنان فوتبال و هنرپیشه های سینما، نقشی در کمال و سعادت ما ندارد، خیلی از جزئیات تاریخ، نقشی در کمال و سعادت ما ندارد که از آن جمله، همین سؤال شماست.&lt;BR&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#000099&gt;[20] یا تفاوت لباس پوشیدن های امام صادق (ع) و سایر ائمه را درک کنیم؟&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;جواب: کسی که امام صادق (علیه السلام) و پدران و فرزندان بزرگوارشان را به عنوان استاد انتخاب کند، برایش فرقی نمی کند که دلیل لباس پوشیدن ایشان را بداند یا نداند. منهاجی معتقد است «هر چه آن خسرو کند، شیرین بود». همچنین مبحث «فعل استاد» در کتاب «اصول استخراج منهاج فردوسیان» را مطالعه کنید تا به روشنی موضع منهاج در قبال افعال رسیده از آن ذوات مقدس را دریابید.&lt;BR&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#000099&gt;[21] آیا اگر عقل را کنار نهیم و صرفاً به آنچه که پیامبر(ص) فرموده اند عمل کنیم به سعادت می رسیم؟&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;جواب: «عقل» فقط ما را تا تشخیص پیامبر، همراهی و راهنمایی می کند، بعد از رسیدن و تشخیص پیامبر، باید عقل و فهم و درک شخصی را کنار نهاد و سراپا گوش به فرمان پیامبر بود.&lt;BR&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#000099&gt;[22] به طور مثال اگر ندانیم که منظور پیامبر (ص) از این گفته که هر کس که گوشت شتر خورده وضویش باطل است و دوباره باید وضو بگیرد، چه بوده؟ آیا اگر با عقل و روحیه کنجکاوی به فهمیدن دلیل این حدیث نپردازیم نعوذبالله خود از کسانی نخواهیم بود که رسول اکرم را تمسخر نماییم و ایشان را به دخل و تصرف در احکام الهی همان گونه که یهود می گوید متهم نماییم؟&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;جواب: یکی از چهار کار مورد قبول عقل، تشخیص معنی درست سخنان رسول و امام (علیهم السلام) است که منجر به پدید آمدن علمی به نام «درایة الحدیث» شده است.&lt;BR&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#000099&gt;[23] آیا فراموش کرده ایم که خود پیامبر(ص) در جنگ احد برای جنگیدن در شهر نظر داشتند اما چون نظر دیگران بر جنگ در خارج از شهر بود ایشان نیز آن نظر را پذیرفتند و آن جریان شکست در جنگ پیش آمد. این موضوع را چگونه می توانید پاسخ دهید؟&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;جواب: کاش به نظر پیامبر عمل می کردند نه به عقل ناقص خودشان.&lt;BR&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#000099&gt;[24] اگر این ذهن تلاش گر را از خود جدا کنیم چگونه تفاوت شیعه و سنی را درک کنیم، نمی دانم!&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;جواب: تفاوت شیعه و سنی چه ربطی به عقل دارد؟ فقط حدیث غدیر را اگر قبول کنید، تمام راه برایتان روشن می شود. صدها حدیث دیگر از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در مورد تعیین جانشین بعد از خودشان، که جای خود دارد.&lt;BR&gt;موفق باشید&lt;BR&gt;حاج فردوسی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/411">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2012-04-21T00:00:00+01:00</dc:date>
        <dc:source>hajferdowsi1.mihanblog.com</dc:source>
        <dc:creator>دفتر مرکزی منهاج فردوسیان (قم مقدسه) </dc:creator>
        <title>فرق مسلمان شدن نظام مند و موروثی</title>
        <link>http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/411</link>
        <description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=arial,helvetica,sans-serif color=#990000 size=5&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;سؤال 12: مسلمان شدن با برنامه ی منهاج فردوسیان چه تفاوتی با مسلمان شدن های موروثی دارد؟&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;جواب: بیشتر مسلمانان به صورت تجربی و بدون تبعیت از نظام خاص و برنـامه ی مشخصی مسلمان هستند؛ لهذا چون نمی دانند كجای مسلمانی و مذهبی بودن ایستاده اند؛ اولاً: نمی دانند چقدر از راه را آمده اند، ثانیاً:‌ نمی دانند چقدر از راه مانده است؛ و هیچگاه نمی توانند تجربه ی مسلمان شدن و مسلمان بودن را به دیگران انتقال دهند.&lt;BR&gt;ولی كسانی كه ترقی و كمال روحی و معنوی خود را با برنامه ی «منهاج فردوسیان» انجام می دهند و برای مسلمان شدن و شیعه بودن، دوره می بینند، هم به روشنی می دانند كه چقدر از راه را آمده اند و هم می دانند كه چقدر از راهشان باقی مانده و هم می توانند برای مشتاقان كمال و سعادت، راهنما باشند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif color=#990000 size=3&gt;منبع: درباره ی منهاج فردوسیان، سؤال 12&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/410">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2012-04-20T00:00:00+01:00</dc:date>
        <dc:source>hajferdowsi1.mihanblog.com</dc:source>
        <dc:creator>دفتر مرکزی منهاج فردوسیان (قم مقدسه) </dc:creator>
        <title>تقاضای جدول های آماده</title>
        <link>http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/410</link>
        <description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=arial,helvetica,sans-serif color=#cc0000 size=5&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;سلام علیکم. میشه لطفا جدول محاسبه رو خودتون تکمیل ترش کنید. یعنی یه جدول فضایل و یک جدول رذایل درست کنید بر اساس اولین قدمایی که یه شخص می خواد تو راه منهاج بذاره و همینطور تکمیل ترش کنید تا رده های بالاتر. اینطوری وقتی بخوایم محاسبه کنیم که در اون روز چه کردیم موارد شما رو که ببینیم بیشتر یادمون میاد. و فقط علامت می زنیم. اما جدول خالی آخر کتاب شما رو نمیدونم چطور پرش کنم. و بعضی وقتا هر چی فکر می کنم یادم نمیاد که دقیقا کارای مثبت و منفی اون روزم چی بوده. با تشکر&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;...........................................................................&lt;BR&gt;باسمه الحق المبین&lt;BR&gt;سلام علیکم&lt;BR&gt;جدول های عمومی (یعنی دارای قوانینی که معمولاً بیشتر مورد ابتلاست) به تفکیک منهاجیون (برادران منهاجی) و منهاجیات (خواهران منهاجی) در قسمت «&lt;A title=&quot;&quot; href=&quot;http://hajferdowsi.net/extrapage/jadval&quot; target=_blank&gt;جدول محاسبه&lt;/A&gt;» در حاشیه ی همین صفحه آمده است. لازم به ذکر است که این جدول ها فقط تا مرحله ی ششم را شامل است. البته کسی که بتواند تا مرحله ی ششم را مراعات نماید، حتماً و حتماً از بهشتیان است ولی برای رسیدن به درجات بالاتر [و فردوس، که برترین درجه ی بهشت است] باید مراحل هفتم تا دهم نیز ملاحظه و مراعات شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/412">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2012-04-19T00:00:00+01:00</dc:date>
        <dc:source>hajferdowsi1.mihanblog.com</dc:source>
        <dc:creator>دفتر مرکزی منهاج فردوسیان (قم مقدسه) </dc:creator>
        <title>نامه ی حامد و جواب حاج فردوسی</title>
        <link>http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/412</link>
        <description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=arial,helvetica,sans-serif color=#cc0000 size=5&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;باسلام و تشکر بابت حوصله جنابعالی برای پاسخگویی سوالات. چند سوال داشتم ممنون میشم اگر پاسخ بدید.&lt;BR&gt;1. جایگاه گریه بر مصائب اهل بیت در منهاج کجاست؟&lt;BR&gt;2. روایتی از امام صادق (علیه السلام) رسیده که به یکی از اصحاب فرمودند که ما اهل بیت آنچه از شما پنهان داشتیم بسیار بیشتر از آنی هست که بیان کردیم آیا از این روایت استنباط میتوان کرد که روایاتی که از اهل بیت رسیده همه مسائل مربوطه را بیان نکردند؟&lt;BR&gt;3. جایگاه عقل که در روایات از آن به حجت باطنی روایت شده در منهاج چه جایگاه عملی دارد؟&lt;BR&gt;باتشکر&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;..........................................................................&lt;BR&gt;باسمه تعالی و تقدّس&lt;BR&gt;سلام علیکم&lt;BR&gt;من هم از شما به خاطر سؤالات عالمانه ای که پرسیده اید، تشکر می کنم. بعضی سؤالات و ادبیات حاکم بر آن، فرهیختگی سائل را نمودار می سازد.&lt;BR&gt;جواب 1: اشک ریختن بر مصائب استادان منهاج (علیهم السلام) نقش بسیار مهمی در رسیدن به کمال و سعادت دارد. ثمرات و فواید این گریه در قواعد نظری منهاج فردوسیان (نسخه ی دوم) منعکس شده است. در اینجا فقطه به بیان یک روایت بسنده می کنم.&lt;BR&gt;عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) أَنَّهُ قَالَ: «لِكُلِّ شَی‏ءٍ ثَوَابٌ إِلَّا الدَّمْعَةَ فِینَا» &lt;BR&gt;امام صادق (علیه السلام) فرمودند: برای هر چیزی [یعنی هر کار خیری] ثوابی [مشخص و معیّن] است مگر اشکی که درباره ی [مصائب] ما ریخته شود. (كامل ‏الزیارات/106؛ وسائل ‏الشیعة /14/597)&lt;BR&gt;جواب 2: اولاً چنین روایتی را بنده ندیده ام و در نظر ندارم. نخست باید منبع، سند و اعتبارش بررسی شود و سپس به دلالتش بپردازیم.&lt;BR&gt;ثانیاً: این روایت در تعارض آشکار با قرآن کریم و سایر روایات است.&lt;BR&gt;خدای متعال درباره ی قرآن کریم می فرماید: «وَ نَزَّلْنا عَلَیْكَ الْكِتابَ تِبْیاناً لِكُلِّ شَیْ‏ءٍ» یعنی: و این كتاب را ـ كه روشنگر هر چیزى است ـ بر تو نازل كردیم. (سوره ی نحل، آیه ی 89)&lt;BR&gt;علامه طباطبایی (رحمه الله) می نویسد: تبیان براى هر چیزى است و تبیان ـ به طورى كه گفته شده ـ به معناى بیان است، و چون قرآن كریم كتاب هدایت براى عموم مردم است و جز این كار و شأنى ندارد لذا ظاهراً مراد از «لِكُلِّ شَیْ‏ءٍ» همه ی آن چیزهایى است كه برگشتش به هدایت باشد از قبیل معارف حقیقى مربوط به مبدأ و معاد و اخلاق فاضله و شرایع الهى و قصص و مواعظى كه مردم در اهتداء و راه یافتنشان به آن محتاجند، و قرآن، تبیان همه ی اینهاست‏. (ترجمه ی المیزان، ج 12، ص 469)&lt;BR&gt;یک نمونه روایت هم عرض می کنم. مولایمان امیر المؤمنین (علیه السلام) فرمودند: «عِبَادَ اللَّهِ اللَّهَ اللَّهَ فِی أَعَزِّ الْأَنْفُسِ عَلَیْكُمْ وَ أَحَبِّهَا إِلَیْكُمْ فَإِنَّ اللَّهَ قَدْ أَوْضَحَ لَكُمْ سَبِیلَ الْحَقِّ وَ أَنَارَ طُرُقَهُ فَشِقْوَةٌ لَازِمَةٌ أَوْ سَعَادَةٌ دَائِمَةٌ»&lt;BR&gt;ترجمه: ای بندگان خدا، خدا را، خدا را، مراقب عزیزترین و محبوبترین اشخاص نسبت به خویش [یعنی خودتان] باشید چه اینکه خداوند، مقصد حق را واضح و راه های آن را برایتان روشن ساخته است؛ سرانجام کار، یا بدبختی دائمی است و یا سعادت همیشگی. (نهج البلاغه، خطبه ی 157)&lt;BR&gt;البته نمونه ها بسیار است ولی به همین یک آیه و یک روایت در رد مضمون روایتی که ادعا شده بود، بسنده می نمایم.&lt;BR&gt;جواب 3: عقل (به معنی همان چیزی که در وجود من و شما و بقیه ی انسان های معمولی است) فقط چهار کار اساسی در منهاج انجام می دهد (یعنی فقط چهار فعالیتش مورد تأیید است):&lt;BR&gt;الف) ما را ـ با تفکر در نظم نظام هستی ـ به وجود خالقی دانا و توانا برای عالم، رهنمون شود.&lt;BR&gt;ب) ما را به ضرورت وجود واسطه هایی بین خود و خدا برساند. (نبوت عامه)&lt;BR&gt;ج) ما را ـ با توجه به معجزات باهرات ـ به تصدیق رسالت حضرت ختمی مرتبت (صلی الله علیه و آله و سلم) برساند. (نبوت خاصه)&lt;BR&gt;د) ما را ـ بر طبق بنای عقلا ـ در تشخیص راست و دروغ سخنان و دستورات رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و جانشینان برحقشان یاری رساند. که این وظیفه را علمای راستین بر عهده دارند و علم های رجال و درایه از آن پدید آمده است.&lt;BR&gt;در سایر موارد، عقل حق تصرف و اظهار نظر ندارد، مواردی مانند: تفکر در ذات حضرت پروردگار، تفکر در حقیقت قضا و قدر، قیاس حکمی به حکم دیگر و استخراج حکم سومی از آن، تعیین ملاک در حلال شدن حلال ها و حرام شدن حرام ها، تعیین جانشین برای پیامبر و ...&lt;BR&gt;موفق باشید&lt;BR&gt;حاج فردوسی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/409">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2012-04-17T23:00:00+01:00</dc:date>
        <dc:source>hajferdowsi1.mihanblog.com</dc:source>
        <dc:creator>دفتر مرکزی منهاج فردوسیان (قم مقدسه) </dc:creator>
        <title>شرح آنچه رفته یا دریافتن آنچه دارد می رود؟</title>
        <link>http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/409</link>
        <description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=arial,helvetica,sans-serif color=#cc0000 size=5&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;با سلام لطفا با توجه ایام شهادت حضرت زهرا(س) به شرح ماوقع بپردازید. ضمناً در رابطه با واکنش امام علی (ع) بعد از این جریان کمی توضیح دهید. اگر ممکن است از اسناد اهل سنت در این زمینه نیز استفاده نمایید.&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;...........................................................................&lt;BR&gt;باسمه جلّت اسمائه&lt;BR&gt;سلام علیکم&lt;BR&gt;نگاه اصحاب منهاج به وقایع تاریخی، نگاهی تربیتی است یعنی می کوشند نکات مؤثر در تربیت خودشان را در صفحه ی تاریخ، جستجو کنند. لهذا برای جریان هایی که نقشی در اصلاح دیدگاه ها یا اعمالشان نداشته باشد، اهمیتی قائل نیستند. آنچه در تاریخ گذشته، ناسپاسی امت نسبت به امیرالمؤمنین (علیه السلام) و همچنین بانوی با عظمت، حضرت صدیقه ی طاهره (سلام الله علیها) است و دانستن دقایق وقایع آن، فایده ای برای اصحاب منهاج ندارد. ولی آنچه اکنون برای ما مفید و دارای دستاورد نیک است، استمداد از روح پر فتوح آن بانوی معظمه ـ به بهانه ی ایام شهادتشان ـ است. یعنی با انجام دادن کارهای خیر مانند تلاوت قرآن، صله ی رحم، رسیدگی به فقرا، صلوات فرستادن، روزه و نمازهای مستحبی، و اهدای ثوابش به روح ایشان، ارادت خود را به ساحتشان ابراز داشته و از فداکاری شان در راه حفظ دین و ولایت، شکرگزاری کنیم و کمک های روحانی و معنوی شان را خواستار شویم. برپایی مجالس عزا و شرکت در آنها نیز باید به قصد آشنا شدن هر چه بیشتر با راهی باشد که آن بانوی با عظمت، در مسیرش به شهادت رسید.&lt;BR&gt;این که لباس مشکی بپوشد و سینه بزند و زنجیر بزند و چای و شربت و شام مجلس عزا را صرف کند ولی بعد از مجلس، رفتارش عمری و یزیدی باشد، نشان از سردرگمی و حیرت در یافتن مسیر دارد.&lt;BR&gt;موفق باشید&lt;BR&gt;حاج فردوسی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/408">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2012-04-16T21:00:00+01:00</dc:date>
        <dc:source>hajferdowsi1.mihanblog.com</dc:source>
        <dc:creator>دفتر مرکزی منهاج فردوسیان (قم مقدسه) </dc:creator>
        <title>انکار مقامات بزرگان!</title>
        <link>http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/408</link>
        <description>&lt;FONT face=arial,helvetica,sans-serif color=#cc0000 size=5&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=arial,helvetica,sans-serif color=#cc0000 size=5&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;باسلام خدمت حاج فردوسی عزیز&lt;BR&gt;سوالی از خدمتتون داشتم ممنون میشم که پاسخ گو باشین. میخواستم عرض کنم جنابعالی که همه اونایی که رد میکنین هم لباسی&amp;nbsp; های خودتون هستن که مردم دینشون رو از اونا میگیرن و گرفتن. به نظر میرسه شما اگه با این آقایون مباحثه یا مناظره ای داشته باشین که اونا رو وارد برنامه منهاج بکنید به طریق اولی مردم هم به فردوس راهنمایی میشن و به نظر بنده، خدا صاحب عصر و زمونه رو برسونه تا پرده از حقیقت این دین شریف بردارن تا که شما و بعضی هم لباسیهاتون. و کار به جایی رسیده که هر بی لباس و با لباسی هر کاری و هر نظری که در مورد دین اسلام دارن رو پیاده میکنن و برا خودشون اعوان و انصاری جمع میکنن که البته اکثرا برا خداست و برا تقرب به خدا منتها در این ایام فتنه به قول مقام معظم رهبری شناختن عرصه دشوار هست. همون طوری که مجتهد عصر سید الشهدا فتوا به قتل حضرت دادن و مردم برای رضای خدا با ولی خدا به مقابله پرداختن کار شما هم ترویج روایات اهل بیت هست ولی پیشنهاد میکنم به سفارش امام راحل به فرزندشون در مورد بزرگان دین تاملی بکنین که فرمودن انکار مقامات بزرگان نکن بلکه بگو من نمیفهمم البته جسارت نباشه!&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;...........................................................................&lt;BR&gt;باسمه تعالی و تقدّس&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=arial,helvetica,sans-serif color=#cc0000 size=5&gt;سلام علیکم&lt;BR&gt;بنده از این نامه، سؤالی نفهمیدم بلکه فقط دو پیشنهاد استفاده کردم:&lt;BR&gt;1. با آقایان مدعی راه تکامل که در لباس روحانیت هستند، مباحثه یا مناظره ای داشته باشم.&lt;BR&gt;2. انکار مقامات بزرگان نکنم.&lt;BR&gt;در مورد اول عرض می کنم: آن مقدار که از دست من بر می آمده، از مبادی رسمی و غیر رسمی، به صورت مستقیم و غیر مستقیم، حتی با التماس های مکرر، خواسته ام که زمانی را اختصاص داده و سخن مرا بشنوند، ولی گویا آقایان محترم بر مرکب مراد، سوار شده و حاضر به تفاهم و تفهیم نیستند.&lt;BR&gt;در مورد دوم عرض می کنم: اگر بزرگان را به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و دوازده جانشین بحقشان (علیهم السلام) معنی کنیم، بنده خاک قدمشان نیستم، تا چه رسد به انکار مقاماتی که در نزد خدای عالم دارند.&lt;BR&gt;ولی اگر «بزرگان» را به «شیخ فلان» و «میرزا فلان» و «سید فلان» معنی کنیم، اساساً هیچ امری برای دیدن آنان و توجه به مقاماتشان به ما نرسیده است. هر کس به چیزی رسیده و مقامی دارد، برای خودش است و نوش جانش. هر کس بنده ی خوب خدا بوده و به درجات عالیه رسیده، خوشا به حالش. گفتن و شنیدن حالات و مقامات فلانی و بهمانی، چه سودی برای ما دارد؟! چه نقشی در کمال و سعادت ما دارد؟! چه امری از ناحیه ی دین مقدس و شرع انور برای توجه به غیر استادان منهاج (علیهم السلام) به ما رسیده است؟! چرا باید عمر شریف ـ که سرمایه ی ما برای رسیدن به کمال و سعادت است ـ را در ذکر فضایل و حالات و مقامات فلان بنده ی خوب خدا مصرف کنیم؟! البته با فرض این که همه ی آنانی که مشهور به «اولیاء الله» و «بزرگان معرفت» هستند، واقعاً چنین باشند و حالات و مقاماتشان راست باشد؛ که بیش از نود و اندی درصد از اینان شیاد و دزدان راه کمال و سعادت و بیش از نود و اندی از کرامات و حکایات، دروغ محض است و برای سرگرم کردن ساده لوحان، ساخته شده است، که در جایی دیگر اثبات کرده ایم و برای نمونه می توانید به «تذکرة الاولیاء» عطار نیشابوری مراجعه نمایید.&lt;BR&gt;پس کسی که حاج فردوسی را منکر مقامات عالیه ی حقّه ی بزرگان (به معنی رسول اعظم و ائمه ی اطهار علیهم السلام) بداند، سخت در اشتباه است و تهمتی بزرگ و بهتانی عظیم و افترائی سخت بسته است.&lt;BR&gt;همچنین کسی که حاج فردوسی را منکر مقامات غیر استادان منهاج (علیهم السلام) بداند، سخت در اشتباه است زیرا حاج فردوسی به غیر استادان منهاج (علیهم السلام) اصلاً نگاه نمی کند تا چه رسد به این که مقاماتشان را اقرار یا انکار نماید.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=arial,helvetica,sans-serif color=#cc0000 size=5&gt;ای به ولای تو تولای من ـ وز &lt;U&gt;خود&lt;/U&gt; و &lt;U&gt;اغیار&lt;/U&gt;، تبرّای من&lt;BR&gt;گر بشکافند سراپای من ـ جز تو نیابند در اعضای من&lt;BR&gt;ناد علیّاً علیاً یا علی&lt;BR&gt;موفق باشید&lt;BR&gt;حاج فردوسی&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/407">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2012-04-13T21:00:00+01:00</dc:date>
        <dc:source>hajferdowsi1.mihanblog.com</dc:source>
        <dc:creator>دفتر مرکزی منهاج فردوسیان (قم مقدسه) </dc:creator>
        <title>چند سؤال در موضوعات مختلف</title>
        <link>http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/407</link>
        <description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=arial,helvetica,sans-serif color=#990000 size=5&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;به نام خداوند مهربان&lt;BR&gt;با عرض سلام و خسته نباشید خدمت حاج فردوسی امیدوارم که حالتان خوب باشد.&lt;BR&gt;حاج فردوسی من کتاب کشف الاشتباه در کجروی اصحاب خانقاه را مطالعه کردم که حاوی مطالب بسیار ظریف و حساسی راجع به صوفیان و ومشایخ صوفیه بود (لعنت خدا بر بنیانگذاران این فرقه) که بطور چشمگیری در دین اسلام و مذهب تشیع نفوذ کرده که خیلی از شیعیان مثل خودم بصورت ندانسته و جهل انرا انجام میدهیم. من که به بسیاری از اشتباهات خودم پی بردم و اکنون امر به معروف و نهی از منکر را برای افراد گمراه سر لوحه کار خودم قرار دادم تا مردم را در حد توان و معلوماتی که از کتب ارزشمند شما کسب کرده ام از جهل مذهبیشان اگاه کنم.&lt;BR&gt;حالا سخن من اینه که من به بعضی افراد کوته فکر بر میخورم که اصلا توجیه نمیشوند و حتی مرا با سخن اشتباهشان توجیه میکنند به عنوان نمونه یه دوست جوان دارم که به او میگویم غنا گوش نکن یا عرق نخور و یا دنبال ناموس مردم نباش میگه چرا و رو چه حسابی؟ میگم بعلت اینکه یا حضرت محمد گفته یا در قران ذکر شده این ادم نفهم در جوابم میگه شاید حضرت محمد شما خودش را داخل چاه انداخت اونوقت شما هم خودتونو باید مثل گوسفند ته چاه بیندازید یا میگه من که قران خوندم ولی ایه ای برای نخوردن عرق نیامده تازه جالبتر اینکه میگه من قبلا نماز میخوندم، قران میخوندم ولی چون به جایی نرسیدم دیگه وقتمو برای این کار هدر نمیدم. به نظر شما با این افراد چه رفتاری داشته باشیم یا چه جواب دندانشکنی واسه این مزخرفاتش بگم؟&lt;BR&gt;و مورد بعدی من تا قبل از اینکه منهاج شوم ریشمو با تیغ ارایش میکردم اما الان هر 2 هفته فقط ریشمو با ماشین اصلاح یه کم کوتاه میکنم و اولین کسی که به من انتقاد میکنه پدرمه و میگه تو جوونی ریشتو با تیغ کوتاه کن مثل باقی برادرات اما من هیچ توجیهی برای محاسن ریش ندارم فقط میگم از سنتهای حضرت محمد میباشه اگه امکان داره چند نمونه از محسنات ریش رو بگید تا پدرمو توجیه کنم خلاصه با اینکه من کتاب زیاد خوندم نمیتونم هیچ کسی را توجیه کنم. اگه یه راه حل به من ابلاغ کنید خوشحال میشم.&lt;BR&gt;و موضوع دیگر اینکه در کتاب کشف الاشتباه چند کتاب از علامه حاج شیخ ذبیح الله عسگری نامبرده شده اگه من خواسته باشم کتابهای کشف الغرور و کشف المنافع و کشکول را مطالعه کنم مشکل دارد یا نه و ایا کتب ذکر شده فارسی میباشند یا خیر؟&lt;BR&gt;با تشکر و امید موفقیت روز افزون شما&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;...........................................................................&lt;BR&gt;باسمه تعالی و تقدّس&lt;BR&gt;سلام علیکم&lt;BR&gt;سعی می کنم درباره ی قسمت هایی نظر داده و سؤالاتتان را به صورت مختصر، جواب دهم و امیدوارم راهگشا باشد.&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;ـ اکنون امر به معروف و نهی از منکر را برای افراد گمراه سر لوحه کار خودم قرار دادم تا مردم را در حد توان و معلوماتی که از کتب ارزشمند شما کسب کرده ام از جهل مذهبیشان اگاه کنم.&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;جواب: احسنت، تلاش در راه آشنا کردن انسان های جاهل و حیران با منهاج فردوسیان، موجب عمیق شدن هدایت در وجود خودتان خواهد بود. ان شاء الله&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;ـ به بعضی افراد کوته فکر بر میخورم که اصلا توجیه نمیشوند و حتی مرا با سخن اشتباهشان توجیه میکنند.&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;جواب: اصلاً از شما خواسته نشده که کسی را توجیه کنید. فقط با زبان خوش و بیان زیبا به نشر معارف دینی بپردازید، هر کس قبول کرد، خوش به حالش، هر کس قبول نکرد، شما به ثواب خودتان می رسید. پس با توکل بر خدای متعال ـ که هدایت کننده ی واقعی اوست ـ به نرمی و ملاطفت، خوبی ها و زیبایی های راه تکامل و نعمت های بهشت و عذاب های جهنم را یاد آور شوید.&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;ـ به نظر شما با این افراد چه رفتاری داشته باشیم یا چه جواب دندانشکنی واسه این مزخرفاتش بگم؟&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;جواب: قاعده 72/2: در منهاج فردوسیان اعتقاد دارند؛ بیشتر مردم جهان، نادان، ناسپاس، غیرمؤمن، غیر عاقل و پیرو گمان هستند. (اكثریت)&lt;BR&gt;با توجه یه این قاعده، دوست شما یکی از اکثریت است. چه اصراری دارید که جواب دندانشکنی به او بدهید؟! گیرم که با جواب قاطع شما، دندان های او هم شکست، با بقیه ی مردم دنیا که همان بهانه ها را برای فرار از بهشت و فرو افتادن به اعماق جهنم دارند، چه خواهید کرد؟! پس به دستور خدای متعال عمل کنید که فرمود: «قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فی‏ خَوْضِهِمْ یَلْعَبُونَ» (سوره ی انعام، آیه ی 91) یعنی: بگو: «خدا» آن گاه بگذار تا در ژرفاى [باطل‏] خود به بازى [سرگرم‏] شوند. &lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;ـ چند نمونه از محسنات ریش رو بگید تا پدرمو توجیه کنم.&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;جواب: حضرت ابراهیم (علیه السلام) ما را «مسلمان» نامیده است. قرآن کریم می فرماید: «مِلَّةَ أَبیكُمْ إِبْراهیمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمینَ مِنْ قَبْل‏» (سوره ی حج، آیه ی 78) یعنی: آیین پدرتان ابراهیم [نیز چنین بوده است‏] او بود كه قبلًا شما را مسلمان نامید. &lt;BR&gt;مسلمان یعنی کسی که تسلیم امر خدا و رسول و اولی الامر است. اگر امر خدای جهانیان از طریق پیامبرش به ما برسد و ما بشنویم و اطاعت کنیم، به ما می گویند، «بنده ی خدا» ولی اگر امر خدا برسد و ما به دنبال دلیل عقلی آن حکم باشیم، سپس وقتی دلیل عقلی و توجیه علمی آن حکم را یافتیم، اطاعت کنیم، به ما می گویند: «بنده ی عقل» و «بنده ی علم».&lt;BR&gt;«عقل» تا آنجا شریف و ارزشمند است که خالق عالم را برای ما ثابت کند و دستمان را در دست فرستاده ی خدا بگذارد، ولی بعد از این که با چراغ عقل، شاهراه کمال و سعادت را در پیروی از پیامبر و جانشینان بحقش یافتیم، دوباره به چراغ کم فروغ عقل ناقص بشری توجه کردن، برای فهمیدن احکام الهی خطاست.&lt;BR&gt;آنچه اصحاب منهاج را در طی کردن راه کمال و سعادت، سرعت می بخشد، تسلیم بودن در برابر دستورات استادان منهاج (علیهم السلام) است. اصحاب منهاج به دستاوردهای عقلی و علمی دانشمندان اصلاً کاری ندارند. اگر تمام عقلا و علمای جهان همصدا شوند که موسیقی، آرام بخش، درمانگر و مفید است، منهاجی چون دلباخته و سرسپرده و تسلیم استاد است، نه آن صداها را می شنود و نه صاحب صداها را چیزی می بیند و نه برای نظراتشان پشیزی ارزش قائل است.&lt;BR&gt;وقتی محققان بزرگ دنیا به این نتیجه می رسند که خوردن دو لیوان شراب سرخ در روز، برای عروق و قلب مفید است! منهاجی به نظر استادش مراجعه می کند که فرمودند: اگر یک قطره شراب در ظرف آبی بیافتد، آن آب، نجس و نوشیدنش ممنوع است. منهاجی به راحتی، به تمام تحقیقات دانشمندان دنیا پشت پا می زند و راه سعادت را در کلام استادش می جوید و بس، چون بنده ی علم نیست بلکه بنده ی خداست و پیرو فرستاده ی خدا.&lt;BR&gt;با این دیدگاه، وقتی از منهاجی می پرسند: چرا باید مردان، ریششان را بلند بگذارند و سبیل را کوتاه کنند؟ فقط یک جواب دارد، با قاطعیت می گوید: استادم (که جانم، مالم، پدرم، مادرم، همسرم، فرزندانم و تمام جهان و جهانیان فدایش باد) چنین دستور داده است.&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;ـ اگه من خواسته باشم کتابهای کشف الغرور و کشف المنافع و کشکول را مطالعه کنم مشکل دارد یا نه و ایا کتب ذکر شده فارسی میباشند یا خیر؟&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;جواب: ظاهراً هر سه کتابی که نام برده اید، فارسی هستند ولی بعید است بتوانید این کتاب ها را در بازار پیدا کنید چون سال های زیادی از چاپش می گذرد و گمان ندارم تجدید چاپ شده باشد.&lt;BR&gt;موفق باشید&lt;BR&gt;حاج فردوسی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/406">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2012-04-13T00:00:00+01:00</dc:date>
        <dc:source>hajferdowsi1.mihanblog.com</dc:source>
        <dc:creator>دفتر مرکزی منهاج فردوسیان (قم مقدسه) </dc:creator>
        <title>نامه ی حسین و جواب بند به بند آن</title>
        <link>http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/406</link>
        <description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=arial,helvetica,sans-serif color=#990000 size=5&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;باسلام خدمت حاج اقا&lt;BR&gt;سوال اولم اینه كه ایا كتب منهاج درنمایشگاه كتاب امسال وجود داره تا بشه از اونجا تهیه كرد؟&lt;BR&gt;سوال دوم بعضی از اقایان چطور اجازه دستگیری ازافراد رو دارن؟&lt;BR&gt;نظر شما درباره اقایان كمیلی، تحریری، فروغی، شوشتری، علیپور، سعیدی، شیرازی، صمدی املی و غیره كه اجازه تربیت دارن چیه؟ واقعا دنبال چه اهدافی هستن؟ چرا مرجع تقلیدی در این زمینه نظری نمیده؟ همه دنبال مرید هستن. این وسط مردم عادی و بی خبر از همه جا متضرر میشن. واقعا یكبار برای همیشه اگر چیزی هست كه باید گفته بشه بگین. ایا در قران و روایات و احادیث به یافتن استاد در زمینه تربیت انسان و رسیدن به تعالی حرفی زده شده یا نه؟&lt;BR&gt;ممنون&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;..........................................................................&lt;BR&gt;باسمه تعالی و تقدّس&lt;BR&gt;سلام علیکم&lt;BR&gt;سؤالات شما را به صورت بند به بند پاسخ می دهم. ان شاء الله&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;ـ سوال اولم اینه كه ایا كتب منهاج در نمایشگاه كتاب امسال وجود داره تا بشه از اونجا تهیه كرد؟&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;جواب: بله فقط کتاب ها، آدرس را در همین صفحه اعلام خواهیم کرد. ان شاء الله/ البته راه سریع تر و آسان تر، خرید پستی از &lt;A title=&quot;&quot; href=&quot;http://hajferdowsi.net/extrapage/esales&quot; target=_blank&gt;فروشگاه&lt;/A&gt; است.&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;ـ سوال دوم بعضی از اقایان چطور اجازه دستگیری از افراد رو دارن؟&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;جواب: خدای متعال به حکمت بالغه ی خود، افرادی نخبه و زبده (که نابغه های واقعی هستند) را بر می گزیند و توسط فرشته ی وحی (حضرت جبرئیل امین علیه السلام) آنان را تربیت نموده و برای تربیت انسان های زمانشان می فرستد. این بزرگواران، اجازه ی دستگیری را به واسطه ی فرشته ی وحی از خدای عالم دریافت می کنند. البته سلسله ی این نوابغ با آمدن حضرت ختمی مرتبت محمد بن عبد الله (صلی الله علیه و آله و سلم) خاتمه یافت. پس از ایشان، دوازده نفر از جانشینان آن حضرت ـ به عدد اسباط بنی اسرائیل ـ یکی بعد از دیگری به امر خدای تعالی و با اجازه ی حضرت سید المرسلین و امام قبل از خود، دستگیری از مشتاقان راه کمال و سعادت را برعهده گرفتند. اکنون این اجازه در دستان مقدس حضرت بقیة الله الاعظم (ارواحنا له الفداء) است. با توجه به حیات دنیوی و حضور مادی آن بزرگوار و اهتمام ویژه ای که به تربیت نفوس مستعده دارند، سلسله ی کسانی که اجازه ی دستگیری دارند، در ایشان متوقف شده است و دیگر کسی از این طریق، اجازه ی دستگیری دریافت نکرده است.&lt;BR&gt;در کنار جریان روشن و سالم دستگیری انبیاء و اوصیاء، جریان انحرافی ای ـ که ما به آن عرفان و تصوف می گوییم ـ همواره رشد کرده و مثل دستگیری انبیاء و اوصیاء، مدعی دستگیری و رساندن مشتاقان به سر منزل کمال و سعادت بوده و هست.&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;ـ نظر شما درباره اقایان كمیلی، تحریری، فروغی، شوشتری، علیپور، سعیدی، شیرازی، صمدی املی و غیره كه اجازه تربیت دارن چیه؟&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;جواب: تمام این آقایان را می شناسم و با برخی از ایشان، سالها مراوده و ساعت ها مباحثه داشته ام. همگی مردانی با تقوا و در کسوت شریف روحانیت هستند. اجازه شان چیزی است در حد همان فرمایش حضرت آیت الله وحید خراسانی (حفظه الله) که فرمودند: «&lt;A title=&quot;&quot; href=&quot;http://s1.picofile.com/file/7353111391/%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%A2%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D9%88%D8%AD%DB%8C%D8%AF_%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87_%DB%8C_%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87.3gp.html&quot; target=_blank&gt;فلسفه کشک است&lt;/A&gt;»! این شوخی ها را خیلی جدی نگیرید. «اجازه داشتن» مهم نیست، بلکه «اجازه ی تربیت مشتاقان از جانب خدای تعالی داشتن» مهم است. و گمان نمی کنم هیچیک از آقایان نامبرده شده ـ با تقوایی که در آنها سراغ دارم ـ چنین ادعایی بکنند. یعنی ادعا کنند که خدای تعالی آنان را اجازه داده است که فلانی و فلانی را به سوی کمال و سعادت هدایت کنند. اگر این اجازه را ندارند، پس سایر اجازه ها از زید و بکر و خالد، قابل اعتنا نیست. &lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;ـ واقعا دنبال چه اهدافی هستن؟&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;جواب: ان شاء الله به دنبال اصلاح و خیر هستند ولی چون سیستمی که در آن تربیت شده اند، صوفی گرا و عرفان زده بوده، ناخواسته گرایش هایی زاویه دار با مسیر علمای راستین در دیدگاه های نظری و احکام عملی دارند.&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;ـ چرا مرجع تقلیدی در این زمینه نظری نمیده؟&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;جواب: تا جایی که بنده سراغ دارم مواضع حضرات آیات وحید خراسانی، صافی گلپایگانی، مکارم شیرازی، نوری همدانی و سیستانی (حفظهم الله تعالی) در مورد انحرافات عرفان و تصوف، بسیار صریح و شفاف، بارها منتشر شده است.&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;ـ ایا در قران و روایات و احادیث به یافتن استاد در زمینه تربیت انسان و رسیدن به تعالی حرفی زده شده یا نه؟&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;جواب: سراسر قرآن و روایات ما، امر به چنگ زدن به دامن استاد دارد و اصراری فوق العاده می نماید بر این که کسی که استادی ندارد، به کمال و سعادت نخواهد رسید. این آیات و روایات را در کتاب «استاد کامل در منهاج فردسیان» جمع آوری و بررسی کرده ام. تنها فرق ما با سایر ادیان و مذاهب و نگرش های تربیتی، در معرفی استاد است. «استاد» در منهاج فردوسیان فقط رسول معظم و دوازده جانشین برحقشان هستند که سرسپردگی و دلسپردگی به آنان، اصل هر خیر و لازمه ی رسیدن به کمال و سعادت است؛ ولی دیگر برنامه های تربیتی، «میرزا فلان» و «ملا فلان» و «شیخ فلان» و «سید فلان» را هم استاد می دانند! و تبعیت از آنان را بر خود، لازم می شمارند.&lt;BR&gt;موفق باشید&lt;BR&gt;حاج فردوسی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/405">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2012-04-11T00:00:00+01:00</dc:date>
        <dc:source>hajferdowsi1.mihanblog.com</dc:source>
        <dc:creator>دفتر مرکزی منهاج فردوسیان (قم مقدسه) </dc:creator>
        <title>سؤالی درباره ی انگیزه ی عبادات</title>
        <link>http://hajferdowsi1.mihanblog.com/post/405</link>
        <description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=arial,helvetica,sans-serif color=#990000 size=5&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;با سلام خدمت شما&lt;BR&gt;بالاترین انگیزه و نیت ما از عبادت باید برای محبت به خدا باشد می شود این را شرح دهید که یعنی چه و چگونه؟&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;...........................................................................&lt;BR&gt;باسمه تعالی شأنه&lt;BR&gt;سلام علیکم&lt;BR&gt;در هیچ آیه یا روایتی دستوری مبنی بر این که «عبادت باید به انگیزه ی محبت به خدا باشد»، نیامده است.&lt;BR&gt;اما در روایتی آمده است که عبادت کردن به انگیزه ی محبت خدا، عبادت «آزادگان» است:&lt;BR&gt;«عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّ الْعُبَّادَ ثَلَاثَةٌ قَوْمٌ عَبَدُوا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَوْفاً فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْعَبِیدِ وَ قَوْمٌ عَبَدُوا اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى طَلَبَ الثَّوَابِ فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْأُجَرَاءِ وَ قَوْمٌ عَبَدُوا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ حُبّاً لَهُ فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْأَحْرَارِ وَ هِیَ أَفْضَلُ الْعِبَادَةِ» &lt;FONT face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif size=3&gt;(كافی/2/84)&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;در روایت دیگری، عبادت از روی محبت، عبادت کرام [بزرگواران] شمرده شده و امام صادق (علیه السلام) عبادت خود را به این انگیزه، معرفی می فرمایند:&lt;BR&gt;قَالَ الصَّادِقُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ علیه السلام: «إِنَّ النَّاسَ یَعْبُدُونَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى ثَلَاثَةِ أَوْجُهٍ فَطَبَقَةٌ یَعْبُدُونَهُ رَغْبَةً فِی ثَوَابِهِ فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْحُرَصَاءِ وَ هُوَ الطَّمَعُ وَ آخَرُونَ یَعْبُدُونَهُ خَوْفاً مِنَ النَّارِ فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْعَبِیدِ وَ هِیَ رَهْبَةٌ وَ لَكِنِّی أَعْبُدُهُ حُبّاً لَهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْكِرَامِ وَ هُوَ الْأَمْنُ لِقَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ یَوْمَئِذٍ آمِنُونَ وَ لِقَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَ یَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ فَمَنْ أَحَبَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَحَبَّهُ اللَّهُ وَ مَنْ أَحَبَّهُ اللَّهُ تَعَالَى كَانَ مِنَ الْآمِنِینَ» &lt;FONT face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif size=3&gt;(وسائل ‏الشیعة/1/62)&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;با توجه به این روایات، عرض می کنیم:&lt;BR&gt;در اصلِ این که عبادت از روی محبت به حق تعالی «افضل» انواع عبادات است، شکی نیست اما سخن در این است که چه کسی می تواند از عهده ی عبادت کردن به این انگیزه، برآید؟!&lt;BR&gt;با دقت در روایت دوم، می بینیم که عبادت کردن به انگیزه ی محبت الهی، عبادت کننده ای در حد امام صادق (علیه السلام) می طلبد یعنی خدای تبارک و تعالی را از روی محبت عبادت کردن، از عهده ی اکثریت خوبان عالم خارج است.&lt;BR&gt;پس اگر انسان ـ بخصوص در سنین نوجوانی و جوانی که سن غلبه ی احساسات است ـ این حِس و حال را داشته باشد که به انگیزه ی محبت حق تعالی عبادت می کند، توهمی بیش نیست، چون مقدمه ی عبادت از روی محبت، شناخت تفصیلی از حق تعالی است و آن جز بعد از طی مراحل بسیار، حاصل نمی شود.&lt;BR&gt;اگر کسی بداند که بهشت چه جایی است و چه نعمت هایی دارد و جهنم چه جایی است و چه عذاب هایی دارد، سپس بعد از این شناخت تفصیلی، ادعا کند که طمع بهشت ندارد و ترس از جهنم ندارد و عبادتش فقط برای محبت اوست، از دو حال خارج نیست؛ یا از اولیایی در حد پیامبران مُرسل و ملائکه ی مقرّب است، یا توهم زده و دیوانه!&lt;BR&gt;برای آشنا شدن با نعمت های بهشت و عذاب های جهنم (البته در حد یک تصوّر محدود و دنیوی)، مطالعه ی کتاب «بهشت و جهنم در منهاج فردوسیان» را توصیه می کنیم.&lt;BR&gt;موفق باشید&lt;BR&gt;حاج فردوسی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
    </item>
</rdf:RDF>

