سلام
آیا مطالعهی سیر دروس حوزوی و اجتهاد و فلسفه و عرفان برای زنانی که طالب کسب علم و سیر الی الله هستند مفید و مثمر ثمر است؟
بنده به فرزند و همسرم توجه کامل دارم و میدانم وظیفه، خوب همسرداری و تربیت فرزندان صالح است و علاوه بر آن تمایل به کسب علوم و معارف و ... دارم لطفاً راهنمایی بفرمایید.
...........................................................................
باسمه تعالی و تقدس
سلام علیکن
طلب علم «مفید» بر هر زن و مرد مسلمان لازم است اما باید توجه داشته باشید:
1. نیتتان در کسب علم، باید جلب رضای حق تعالی و کمک به رفع جهل از جامعهی اسلامی و بشری باشد.
2. با رضایت کامل شوهر و همکاری او باشد.
3. به قدری که توانایی فکری و جسمی در خود سراغ دارید ادامه دهید و هر جا احساس کردید علم خاصی به درد شما نمیخورد یا توانایی درک و فهم آن را ندارید، خود را به زحمت نیاندازید.
4. قواعد و قوانین منهاج فردوسیان، مجموعهی کاملی از اعتقادات درست و احکام عملی شیعی است. اگر بتوانید بر این قواعد نظری و قوانین عملی، تسلط علمی یافته و توانایی توضیح دادن آن را [حد اقل] برای خانوادهتان پیدا کنید، به مجموعهای از علم مفید دسترسی یافتهاید که برای تحصیل آن، سالها باید از این درس به آن درس و از این کتاب به آن کتاب در تکاپو میبودید.
اعتقاد راسخ ما این است که آنچه از دیدگاهها و اعمالی که در رسیدن انسان به کمال و سعادت نقش دارد، در مجموعهی قواعد نظری و قوانین عملی منهاج فردوسیان آمده است. البته با آمدنِ نسخههای دوم و سوم منهاج، «کاملترین و جامعترین» بودنِ این برنامه بیشتر آشکار خواهد شد.
5. علومی همچون فلسفه و عرفان، بسیار سنگین و پیچیده است و تجربه نشان داده متناسب با روح و فکر زنانه نیست؛ علاوه بر این که فراگیریاش نقش مثبتی در رسیدن به کمال و سعادت ندارد.
برای موفقیت شما و همهی بانوان منهاجی در عرصههای علم و عمل، دعا میکنم.
و الحمد لله
حاج فردوسی
با سلام حضور شما حاج فردوسی عزیز
اگر ممکن است در خصوص افضل اوقات ادای نمازهای پنجگانه یومیه توضیح بفرمایید.
ضمنا به نظر شما اگر بنده نماز عصر را «بلافاصله بعد از نماز ظهر» بصورت «جماعت» بجا بیاورم افضل است یا اینکه بصورت «فرادا» در «زمان خاص نماز عصر»؟
با تشکر از راهنماییهای شما
...........................................................................
باسمه تعالی
سلام علیکم
هر یک از نمازهای پنجگانه دارای سه وقت است که توضیح میدهم:
1. اول وقت: بعد از اذان مربوطه (مثلاً اذان ظهر) به اندازهی رکعات همان نماز (مثلاً چهار رکعت) اول وقت است.
2. وقت فضیلت: مدتی بیشتر از خواندن تعداد رکعات است. چون در نمازهای پنجگانه و در فصول و ماههای مختلف، فرق میکند، توصیه میکنم از نرم افزار «نجوم اسلامی» استفاده کنید. (برای تهیهی این نرم افزار به پایین این صفحه مراجعه نمایید)
3. وقت اداء: این وقت که از دو وقت قبلی وسعت بیشتری دارد، برای هر نماز فرق میکند. برای دانستن دقیق این وقت نیز به نرم افزار یاد شده مراجعه نمایید.
نماز جماعت در صورتی که بیان شده از نماز فرادا در اول وقت خاص، افضل است.
موفق باشید
حاج فردوسی
باعرض سلام خدمت حاج اقای فردوسی عزیز
من کتب شما رو مطالعه کردم و به واسطه یکی از دوستانم که منهاجی میباشد من هم منهاجی شدم و به خیلی از ان قانونها عمل کردم فقط یه مشکل دارم اگه امکانش میباشه منو راهنمایی کنید حاج اقا من متاهلم و یک فرزند دارم اما چون ازدواج من به میل خودم نبود با اینکه همسرم زن با ایمان و واقعا زحمتکشی میباشه ولی از لحاظ قشنگی و از لحاظ اندام اصلا اون چیزی که در ذهن من بوده نیست و اصلا دوستش ندارم با اینکه اون منو خیلی دوست داره البته من بسیار از او خوش تیپتر و قشنگتر هستم ولی از این موضوع به او هیچی نگفتم.
حالا اینها به کنار مشکل من اینه که من در مجردی دنبال ناموس کسی نبودم و ادم بسیار سالمی بودم منتهی خیلی دنبال استمنا بودم و از بعد ازدواج چون از همسرم راضی نبودم این عمل خیلی بیشتر شده و حتی خیلی چشم چران شدم و همش دنبال سایتها و فیلمهای مستهجن هستم که با استمنا خودمو خالی کنم با اینکه خیلی از مضرات استمنا میدونم ولی نمیتونم این عمل را ترک کنم حاج اقا خواهش میکنم فقط خواهش میکنم کمکم کنید چند بار بابت این بدبختیها میخواستم خودکشی کنم. در ضمن من خیلی ادم دلرحمی هستم چون حتی نتونستم در دوران عقد همسرمو طلاق بدم چون من رو خیلی دوست داره. باور کنید حاج اقا افراد معتاد و دزدی را میشناسم که همسرشون صدها برابر از همسر من زیباتر و خوش هیکلتر هستن و من همیشه حسرت میخورم و مجددا سراغ استمنا میروم
حاج اقا مجددا عاجزانه خواهش میکنم کمکم کنید
با تشکر
............................................................................
باسمه تعالی
سلام علیکم
از این که به نظام تربیتی منهاج فردوسیان پیوستهاید، خوشحالم و به شما تبریک میگویم. نکاتی را عرض میکنم به امید این که مفید باشد، ان شاء الله تعالی.
1. خدای تعالی هر کسی را با چیزی آزمایش میکند. آزمایش شما با داشتن همسری است که زیبایی و جذابیت مورد تصور شما را ندارد. اگر بر این نقص، با خوشرویی و رضایت صبر کنید، به زودی اجر عظیمی خواهید یافت. وعدهی خدای تعالی این است که پاداش صابران را بدون حساب خواهد داد. اگر همسر شما شیعهی دوازده امامی است و اهل نماز و روزه و حجاب و تقوا و طهارت میباشد، در نزد خدای عالم، جایگاهی دارد و نباید به هیچ وجهی دلش را بیازارید. اگر برای نقص زیباییاش منتی بر سرش بگذارید، اثر بسیار بدی در رسیدن شما به کمال و سعادت خواهد داشت.
2. راه سالمی که خدای متعال برای فرو نشاندن آتش شهوت مقرر فرموده، همسر دائم و موقت است. اگر شهوت را با همسرتان فرو نشانید، ثوابهای بسیاری نصیبتان خواهد شد که راه کمال و سعادت را برایتان هموار خواهد ساخت ولی اگر از جادهی انحرافی خودارضائی بروید، رسیدنتان به درجات عالیه، دیر و دور خواهد شد. راهی که باید در یک سال طی کنید، چند سال طول خواهد کشید.
3. در حال سجده و با گریه از خدای تعالی بخواهید که قناعت بر این همسر و منحرف نشدن به سوی خودارضائی را نصیبتان کند. دعا بسیار اثر دارد.
4. بنده هم در مواقع استجابت دعا بویژه سحرگاهان برایتان دعا خواهم کرد و امیدوارم سایر رفقای منهاجی نیز برای این مشکل ویژهی شما دعا کنند.
5. با کتاب «بهشت و جهنم در منهاج فردوسیان» خصوصاً قسمت آیات و روایات جهنم بیشتر مأنوس باشید و بدانید اگر بر دادهی خدا صبر نکنید و راضی نباشید، آیندهی سختی پیش رو خواهید داشت.
6. بهشت زیبای خدا با تمام نعمتهای فوق تصورش، برای کسانی است که ایمان آورده و عمل صالح انجام دهند. کسی که عمل زشت انجام دهد به آن درجات و آن نعمتها نخواهد رسید. ما نمیدانیم چند روز دیگر در این دنیا هستیم و چه زمانی به سرای باقی منتقل خواهیم شد. پس این چند روز باقیمانده را با شکرگزاری و پاکی بگذرانید و با پاکی به سرای ابدی سفر کنید.
زمانی که جان به حلقوم برسد خواهید یافت که دنیا و همهی زیباییهایش سرابی و توهمی بیش نبود و اصلِ لذت و زیبایی در بهشت قرار داشت. البته آنوقت دیر است و نمیشود جبران کرد. پس از امروز به فکر باشید و دریچهی چشم را بر ناموس مسلمین و عکسها و فیلمهای تحریک کننده و فریبنده ببندید تا دلتان آسوده شده و لذت ایمان را بچشید. تا لذت ایمان را نچشید، بهرهی لازم را برداشت نکردهاید.
و الحمد لله
حاج فردوسی
سلام
ممنون ازمطالب خوبتان
دستوراتی نظیر اینکه نمازشب ضروری، خواب بین الطلوعین ممنوع و... را در کجای وبلاگتان میتونم کامل دریافت کنم؟ تمام دستورات ضروری و مکروهات قرانی و روایات را دوست دارم بدانم تا عمل کنم و یا ترک کنم. لطفاً راهنمایی بفرمایید.
.......................................................................
باسمه تعالی
سلام علیکم
نظام جامع تربیتی منهاج فردوسیان، متشکل از تمام اعتقادات امامیه و تمام احکام (واجب، مستحب، حرام و مکروه) است. آنچه در اینجا یا سایر پایگاههای مرتبط و مشابه میبینید، بخشی از این نظام است. برای آشنایی با تمام قواعد نظری و قوانین عملی منهاج فردوسیان، میتوانید کتاب «مجموعهی قواعد نظری و قوانین عملی منهاج فردوسیان» را از فروشگاه تهیه کرده و مطالعه نمایید.
یکی از رفقای منهاجی در اقدامی زیبا، (و با هماهنگی) شرحی بر قوانین منهاج مینویسد. برای اطلاع از این شروح به وبلاگ «یاران منهاج» مراجعه نمایید.
موفق باشید
حاج فردوسی
سلام علیکم
با تشکر از شما، بنده از یکی از روحانیون در مورد شرایط امام جماعت سوال کردم، که ایشان در پاسخ گفتند، ایشان اولا باید عادل باشد ثانیا قرائتش (تجوید) از شما بهتر باشد...
بعد از شنیدن این سخن وسواس عجیبی بر من حاکم شد، نزدیک 2، 3 سال من رفتن به نماز جماعت مسجدمان را ترک کردم و دیگر نرفتم، به دلیل اینکه قرائت بنده از امام جماعت ما بهتر بود... هر چند که در مساله ی عادل بودن هم چاره ای جز پذیرفتن اینکه این شخص آدم خوبی است مجبور به پذیرش شرط اول شدیم (به دلیل اینکه بسیاری از مواقع پیش می آید که فرصتی برای تحقیق در مورد عادل بودن امام جماعت پیش نمی آید. مانند: بین راه ها یا شهرهای دیگر و مساجد دیگر، دانشگاه و... که می رویم) و ضمن اینکه به نظر من در این دوره زمونه شخص عادل بسیار کم شده و بهتر بگوییم شاید نباشد. حتی من نمی دانم به چه صورت باید در مورد عادل بودن یک نفر تحقیق کنم، آن هم در وقت بسیار کم قبل از نماز!
حتی این موضوع به گونه ای در من شدت پیدا کرده که حتی دیگر نمی توانم پشت عالمان بزرگ هم نماز بخوانم، در مساجد بزرگ و یا حرم مطهر!
ابتدا در هر نماز جماعتی شرکت می کردم ولی در انتها دوباره خودم نماز را می خواندم (اعاده) ولی بعد از مدتی خسته شدم. جناب فردوسی چکار کنم، خواهشا راهنماییم بفرمایید و راهی به نشان دهید.
با تشکر
...........................................................................
باسمه تعالی
سلام علیکم
توجه شما را به چند مطلب جلب میکنم:
1. نماز جماعت یکی از عبادتهای مورد سفارش شرع انور است و اثر بسیار زیادی در رسیدن به کمال و سعادت دارد پس نباید به بهانههای واهی و سست، ترک شود.
2. امام جماعت باید شیعهی دوازده امامى، عاقل و حلال زاده باشد و اگر مأموم او مرد است، امام نیز باید مرد باشد. مرتکب گناه کبیره نشود یا اگر مرتکب شد توبه کند، بر گناهان صغیره اصرار نداشته باشد (یعنی همواره انجام دهد بدون توبه)، قرائتش درست باشد (نه این که از شما بهتر باشد)، خودش را بر جماعت تحمیل نکرده باشد (یعنی با رضایت مأمومین باشد)، نماز را نه خیلی سریع و نه خیلی کُند (بلکه به طور متعارف) بخواند.
3. ما مأموریم به ظاهر افراد حکم کنیم یعنی اگر از ظاهر کسی فسقی نمایان نیست، حکم به عدالت او میشود؛ مثل این که ریشش را نتراشیده باشد، سبیلهایش بلند یا تابداده نباشد، نمادهای ضاله مانند انگشتر اسکلتی، گردنبند طلا و صلیب نداشته باشد، لباس کفار (تیشرت با عکس فلان خواننده و هنرپیشه) نپوشیده باشد، شلوار فشن پاره پوره نداشته باشد و ... بالاخره از ظاهرش مشخص باشد که بنای زندگیاش بر گناه کردن نیست بلکه در صدد خوب بودن است.
4. نهان افراد با خداست و فقط در روز قیامت (اگر صلاح باشد) نمایان خواهد شد.
5. وسواس از ناحیهی شیطان است و هدفش این است که شما را از منهاج (راه روشن و درست) خارج کرده به افراط یا تفریط گرفتار نماید. و معلوم میشود آن ملعون در این مورد موفق بوده است و مدتها موجبات خوشحالی او را فراهم کردهاید.
6. با ملاکی که عرض شد، خواهید یافت که در این زمانه نیز عادل (در حد تعریف شرعی نه در حد عدل امیرالمؤمنین علیهالسلام) پیدا میشود و به راحتی هم پیدا میشود.
7. نماز فرادا را میتوان به جماعت اعاده کرد ولی نماز جماعت را نمیشود به صورت فرادا اعاده نمود.
8. بد گمان بودن به مؤمنین و مؤمنات، گناهی است که شما مدتها بدان گرفتار بودهاید و باید به درگاه الهی اظهار توبه و ندامت کنید.
9. آنچه در نماز جماعت بر عهدهی امام جماعت است، فقط حمد و سوره میباشد و بقیهی اعمال و اذکار بر عهدهی مأموم است. اگر کسی بتواند حمد و سوره را با قرائت درست بخواند، (به اضافهی شرایطی که گذشت) میتواند امام جماعت باشد.
10. پس سعی کنید تا امکان دارد در نماز جماعت شرکت کنید، در صف اول و نزدیک امام بایستید، نافلههایتان را بخوانید و برای بیشتر و بهتر شدن حضور قلب در نماز تلاش کنید.
11. برای رهایی از وسوسههای شیطان و گناه سوء ظن به مؤمنین، برایتان دعا خواهم کرد. ان شاء الله
12. «حاج فردوسی» بدون القاب، حتی «آقا» و «جناب».
و الحمد لله
حاج فردوسی
با سلام و عرض ارادت حضور شما حاج فردوسی عزیز
اگر ممکن است بنده را راهنمایی بفرمایید که حضور در نماز جمعه در ایام غیبت امام به چه میزان تاکید شده؟ آیا می توان همان اعمال و نماز را در منزل به جای آورد و هر چند وقت یکبار به لحاظ اهمیت دادن به موضوع در آن شرکت نمود؟
...........................................................................
باسمه تعالی
سلام علیکم
1. حضور در جماعت مسلمین (مانند نماز جماعت، نماز عید و نماز جمعه) از سفارشات اسلام عزیز و موجب رسیدن به کمال و سعادت است. پس تا جایی که میتوانید، از این خیر بزرگ بهره ببرید.
2. نماز جمعه شرایط خاصی در امام جمعه، تعداد مأمومین، مسافت بین دو نماز جمعه و غیره دارد که (معمولاً) نمیشود در منزل به جا آورد.
موفق باشید
حاج فردوسی
با سلام و عرض ارادت حضور شما حاج فردوسی عزیز
اگر ممکن است بنده را راهنمایی بفرمایید که کدامیک از زیارات امام حسین(ع) (زیارت وارث یا زیارت عاشورا) به لحاظ روایی موثق تر و از نظر ائمه معصومین ارجح و مورد تایید قوی تر می باشد؟
............................................................................
باسمه تعالی
سلام علیکم
زیارت وارث را سید بن طاووس (ره) با چند واسطه از جابر جعفی و او از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده است.
مصدر اصلی زیارت عاشورا، دو كتاب معتبر؛ یعنی كامل الزیارات تألیف جعفر بن محمد بن قولویه قمی و مصباح المتهجد شیخ طوسی (رضوان الله تعالی علیهما) است و این دو بزرگوار تقریباً با شش سند این زیارت را نقل كردهاند. بنا بر این، زیارت عاشورا از لحاظ متن، سند، توصیه، آثار و خواص از زیارت وارث پیشتر است.
موفق باشید
حاج فردوسی
با سلام خدمت شما حاج فردوسی محترم و تشکر فراوان بابت پاسخ مفصلی که به نامه اینجانب دادید. پاسخ های شما برایم بسیار امید بخش و قابل استفاده می باشند اما در رابطه با سوال ششم که بیشتر دغدغه و آشفتگی اینجانب در رابطه با موضوع آن می باشد به نظرم درست بیان نکرده بودم. در اصل مساله ای که با آن درگیر هستم و زندگی و افکار مرا بعضا شدید درگیر خود می کند بحث مراسم عروسی خودمان است که در پیش داریم و همسرم به هر دلیلی و با توجه به شرایط محیطی که در آن بزرگ شده و شرایط سنی علاقه دارد مراسم عروسی همراه با رقص و آهنگ باشد. (البته بدون مخلوط بودن زنان و مردان)
حال حقیر که از ابتدا ان شا الله با توکل به خداوند وارد این مسیر شده ام چگونه در این برهه از زمان عمل کنم که موجبات نارضایتی خداوند و امام زمان(عج) نشویم. و از طرفی جوری برخورد نکنم که همسرم به عنوان یک دختر که آرزوهای خاص خودش را دارد از ابتدای زندگی با ناراحتی وارد زندگی مشترک نشود؟ (که نمی دانم این چه رسمی ست که در بعضی دختران وجود دارد همان رویاها و آرزوهایشان برای ازدواج و عشق و عاشقی های ظاهری ...) چطور باعث شوم همسرم حقیقت این کارها و رفتارهای پوچ را دریابد و شروع زندگی ما با گناه و یا اختلاف و سر خوردگی نباشد؟ در ضمن خدا رو شکر همسرم اهل نماز و حلال و حرام خدا می باشند اما این خواسته هایش برای عروسی به نظرم بیشتر به دلیل همان شرایط محیطی و سنی (17 سال) ایشان هست.
با این حال بسیار محتاج دعای شما هستم امیدوارم مرا راهنمایی بفرمایید. ان شالله که از این امتحان پیش رو شرمنده بیرون نیایم. باز نمی دانم چه بگویم و ما را دعا کنید دعا کنید دعا کنید
ان شا الله شما و همه رفقای منهاجی در پناه توجهات حضرت امام زمان (عج) همواره موفق و سربلند باشید.
یا حق
...........................................................................
باسمه تعالی
سلام علیکم
دلها به دست خداست و مشکل شما با دل همسرتان است. دل او چیزی میخواهد که خدا نمیپسندد. بهترین راه برای اصلاح این امر و عبور از این گردنه، دعاست. با خلوص نیت و توجه، دعا کنید یعنی از خدای بزرگ که بر هر کاری تواناست و دلها به دست اوست بخواهید که دل همسرتان را از محبت گناه تهی کرده و از محبت معنویات، پُر نماید.
من نیز برای موفقیت شما در مراحل مختلف زندگی، بویژه مرحلهای که در پیش دارید، دعا میکنم.
موفق باشید
حاج فردوسی
با سلام خدمت شما حاج آقا فردوسی محترم
اینجانب پسر جوانی هستم 22 ساله، دانشجو و غریب یک سال است متاهل شده ام اما فعلا مستقل زندگی نمیکنیم (در دوران نامزدی به سر میبریم. البته عقد دائم کرده ایم)
نمی دانم از کجا شروع کنم و از چه بنویسم، چندین ماهی می شود که با منهاج فردوسیان آشنا شده ام و مطالب سایت را کم و بیش خوانده ام و مختصری شناخت از شما و منهاج فردوسیان پیدا کردم. حقیر قطره ای هستم ناچیز در دریای بیکران بندگان خداوند. نه ادب بندگی را کامل به جا آورده ام و نه شکرش را (مقصودم این نیست که در برابر شما اقرار به گناه کنم که میدانم که اقرار به گناه و خطا تنها باید نزد خداوند باشد) در خاطرم هست که شنیده بودم هرچه انسان(غیر معصوم(ع) ) بیشتر بداند، متوجه می شود که کمتر می داند. و حال احساس میکنم چیزی نمی دانم ودر این دنیا سرگردانم. مقصد را میدانم ـ حلال و حرام خدا را با خبرم ـ اما از هوای نفس هم بی نصیب نمانده ام. نه دنبال علوم غریبه ام نه دنبال کشف و شهود. شاید مشکل اصلی همان نداشتن برنامه هست که احتمال زیاد منهاج فردوسیان را پیشنهاد خواهید داد.
اما .... اما چند سوال درد دل گونه...!
حتما از اوضاع جامعه بخصوص دانشگاه ها خانواده ها و مسائل فرهنگی آن با خبرید. اطلاع از اوضاع فکری و سطح تفکر جوانان امروزی دارید. از دختران تا پسران. از ازدواج ها تا طلاق ها. از عشق های لحظه ای تا فراق های هفته ای. از روشنفکری تا نقد اندیشه های فلان شخص. از .... تا.... !
1ـ برنامه شما برای شخصی که باید وارد صراط مستقیم شود و آن را طی کند اما غرق در دنیا و مادیات و ... هست چیست؟
2ـ چطور این مسیر درست را به اطرافیانی که با آنان زندگی میکنیم و رفتار و کردار ما بر هم تاثیر میگذارد بگوییم؟ چطور به آنان بفهمانیم که انجام حرام یعنی گناه و گناه یعنی دور شدن از خدا. چطور بفهمانیم دور شدن از خدا یعنی چه؟!
3ـ آیا این دو موجود می توانند در کنار هم به سمت خدا حرکت کنند در حالی که هر دو در نهایت دنبال خدا هستند اما گاهی یکی نمی تواند از خواسته و آرزوهای در ظاهر شیرین دنیایی خود دل بکند؟
4ـ دختر یا پسر جوانی که در خانواده ای بزرگ شده اند که شاید ظاهر دین را داشته اند اما از کنار سایر موضوعات ساده میگذرند از آهنگ و رقص گرفته تا پوشش و حجاب ناقص اقوام و رفت آمد با آنان، آیا می شود به توفیق الهی روزی بنده واقعی خداوند باشند.
5 ـ چطور باید بر مهمانی های آنچنانی خانوادگی صبر وغلبه کرد؟ نرویم اختلاف می شود. برویم و خاموش و سر به زیر گوشه ای بنشینیم و نگیم و نخندیم اختلاف می شود. برویم و بخندیم گناه می شود.
6 ـ و اینکه بارها به ایشان گفته ام اما چطور همسرم را متوجه کنم که حقیقتا برگزار کردن یک عروسی که اگر آهنگ و رقص زن در مقابل زن هم در آن باشد و نامحرمی هم نبیند باز گناه دارد؟(چطور جلوی این نوع اتفاق و عروسی را بگیرم؟)
سرگردانی و پریشانی مرا در سوال کردنم ببخشید. یادم هست روزگاری آزوی شهادت داشتم و امروز از این می ترسم که خدای ناکرده با شرمندگی نزد خداوند حاضر شوم. فقط میدانم تا دیر نشده باید اقدام کرد باید التماس کرد و متوسل با ائمه معصومین علیهم سلام شد تا نجات یافت. لازم میدانم بگویم که ازدواج ما عشق و عاشقی نبوده و بعد از پیشنهاد از طرف پدرم به خواستگاری رفتیم و بعد آشنایی و با توکل و محض رضای خدا ازدواج کردیم!!!
خدا رو شکر. کاش من و همسرم هم جز منهاجیان بشویم.
اما حاج فردوسی محترم لطفا مرا راهنمایی کنید که چطور این مسائل را حل کنم و همسرم را با خود همراه کنم و با هم به سمت خدا بیاییم. امیدوارم از اینکه وقت شما را گرفتم حلال کنید و مرا راهنمایی بفرمایید.
التماس دعا
حق نگهدارتان
...........................................................................
باسمه تعالی و تقدس
سلام علیکم
شور و حرارت شما برای رسیدن به کمال و سعادت، قابل ستایش است و خیلی باید قدرش را بدانید. در جهانی که اکثر جمعیتش را غافلان تشکیل میدهند، چنین بیداری وجدانی کمیاب است. و اما جواب سؤالات شما:
1ـ برنامه شما برای شخصی که باید وارد صراط مستقیم شود و آن را طی کند اما غرق در دنیا و مادیات و ... هست چیست؟
جواب: هدایت دو نوع است؛ یکی به معنی افاضهی ایمان و ایجاد طلب است. این نوع هدایت فقط و فقط در انحصار وجود مقدس حق تعالی است و حتی به صراحت، رسول اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) را از داشتن چنین هدایتی محروم معرفی میفرماید.
نوع دیگر هدایت، راهنمایی کسانی است که اشتیاق لازم جهت کسب درجات عالیه را دارند. آنچه از انبیاء، اوصیاء و علماء بر می آید، این نوع هدایت است. اگر خدای متعال ارادهی خیر برای بندهای کرده بود و دلش را برای پذیرش هدایتگری انبیاء آماده نموده بود، ما میتوانیم راه درست را به او نشان دهیم. اگر کسی شوق لازم را در خودش نمیبیند، با مطالعهی پیوستهی کتاب «بهشت و جهنم در منهاج فردوسیان» و تأمل و تفکر در آن، به شوق و انگیزهی لازم خواهد رسید. ان شاء الله
و اگر شوق و انگیزهی لازم را دارد، کتاب منهاج را باز کرده و قدم به قدم بر طبق آنچه در صفحات 33 تا 37 (نسخهی اول) آمده، عمل نماید تا در اندک زمانی تکامل را حس کرده و سعادت را لمس کند. ان شاء الله.
2ـ چطور این مسیر درست را به اطرافیانی که با آنان زندگی میکنیم و رفتار و کردار ما بر هم تاثیر میگذارد بگوییم؟ چطور به آنان بفهمانیم که انجام حرام یعنی گناه و گناه یعنی دور شدن از خدا. چطور بفهمانیم دور شدن از خدا یعنی چه؟!
جواب: قرار نیست یک نفر که از جانب خدای تعالی هدایت مییابد، تمام اطرافیانش هم همان هدایت را دریافت کنند. در روایات ما وارد شده است که روز عاشورا برای حضرت اباعبد الله (علیهالسلام) در خانه عزاداری کنید اگر از اهل خانه تقیه ندارید. یعنی در قدیم، کار آنقدر مشکل بوده که یک نفر شیعه از زنش یا پسر بزرگش یا دامادش تقیه میکرده و بخشی از اعتقادات خود را انکار مینموده است!! شما یقیناً امروز چنین شرایطی ندارید. به راحتی اظهار اعتقادات صحیح میکنید و بدان افتخار هم دارید. این، نعمت بسیار بزرگی است که باید شاکر آن باشیم.
کسی را که خدای تعالی برایش ارادهی خیر نکرده، از دست هیچ کس بر نمیآید که نجاتش دهد، البته باید با امیدواری فراوان، همواره برای هدایت یافتن دیگران، دعا کنیم.
3ـ آیا این دو موجود می توانند در کنار هم به سمت خدا حرکت کنند در حالی که هر دو در نهایت دنبال خدا هستند اما گاهی یکی نمی تواند از خواسته و آرزوهای در ظاهر شیرین دنیایی خود دل بکند؟
جواب: جامعه همواره آلوده بوده و خواهد بود، اگر کسی حرکت به سوی معنویت و بهشت برین را مشروط به اصلاح جامعه، خانواده و محیط کارش کند، شاید هیچگاه قدم از قدم بر ندارد. اطراف ما پُر است از انسانهایی که دل به ظاهر شیرین دنیا دادهاند و از باطن مسموم آن غافلند. سعی من بر این است که رفقایم را به این مسألهى مهم متوجه نمایم که به فکر اصلاح خودتان باشید، اصلاح دیگران در مرحلهی بعد قرار دارد. «غافل» را قرآن کریم، پایینتر از «حیوانات» معرفی فرموده است؛ حال فرقی نمیکند که این «غافل» مرد باشد، زن باشد، کوچک باشد، بزرگ باشد، جوان باشد، پیر باشد یا ... اگر کسی «غافل» شد با او مدارا کنید و به فکر اصلاح خودتان باشید. البته دعا برای هدایت دیگران و امر به معروف و نهی از منکر، به جای خودش محفوظ است.
4ـ دختر یا پسر جوانی که در خانواده ای بزرگ شده اند که شاید ظاهر دین را داشته اند اما از کنار سایر موضوعات ساده میگذرند از آهنگ و رقص گرفته تا پوشش و حجاب ناقص اقوام و رفت آمد با آنان، آیا می شود به توفیق الهی روزی بنده واقعی خداوند باشند.
جواب: از اعجازهای خداوند این است که «یُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَ یُخْرِجُ الْمَیِّتَ مِنَ الْحَیِّ وَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها» یعنی: زنده را از مرده بیرون مىآورد، و مرده را از زنده بیرون مىآورد، و زمین را بعد از مرگش زنده مىسازد. (سورهی روم/آیهی 19)
شاید خداوند در رحم این زن یا در صلب آن مرد، برکتی قرار داده باشد که نسلی پاک و الهی را تحویل بدهد. بعضی از مؤمنین راستین، از پدر یا مادری مشرک متولد شدهاند. یکی از زنان خوب رسول اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم)، دختر ابوسفیان (سرکردهی کفار و منافقین قریش) است. پس توجه داشته باشید که همه چیز عالم همان نیست که ما میبینیم و میفهمیم. باید به رضای الهی راضی بود و برای بهبود اوضاع، دعا و تلاش کرد.
5 ـ چطور باید بر مهمانی های آنچنانی خانوادگی صبر وغلبه کرد؟ نرویم اختلاف می شود. برویم و خاموش و سر به زیر گوشه ای بنشینیم و نگیم و نخندیم اختلاف می شود. برویم و بخندیم گناه می شود.
جواب: به صراحت اعلام کنید که منهاجی شدهاید و بعضی کارها برای شما ممنوع است. بگو و بخند از خوش اخلاقی است ولی غیبت، توهین، مسخرگی، مسخره کردن، دست دادن و روبوسی با نامحرم، رقصیدن، نواختن و گوش دادن موسیقی، نوشیدن شراب، خوردن گوشت خوک و خرگوش و خرچنگ و اینگونه کارها (که در قوانین منهاج آمده است)، را ترک کنید. خیلی مؤدبانه تفهیم کنید که تا حدودی همراه جمع هستید، از بقیهی راه عذرخواهی نموده و با خوشرویی جدا شوید. بعد از مدتی خواهید دید که شما را به عنوان یک منهاجی محکم خواهند شناخت و احترام خواهند کرد. بعد از مدتی خواهید دید که اگر بخواهید خلاف قوانین منهاج عمل کنید،همان انسان لاابالی به شما تذکر خواهد داد و اظهار تعجب خواهد کرد که شما منهاجی هستید و این کارها از یک منهاجی بعید است.
مثل معتادی که با افتخار ترک میکند، مثل سیگاریای که با افتخار سیگار را ترک میکند، و به همهی رفقا و بستگانش اعلام مینماید که من دیگر تریاکی نیستم، من دیگر سیگاری نیستم، شما هم با افتخار اعلام کنید که من دیگر منهاجی شدهام و فلان کار و فلان کار را برای همیشه ترک کردهام. شیطانپرست با افتخار اعلام میکند بندهی شیطان شده است، موهای فشنش، آرایش صورتش، گردنبند اسکلتیاش، شلوار پارهاش و انگشتر جمجمهایاش را با افتخار نشان همه میدهد ولی مؤمن از اعلام و بیان این که ایمان راسخ به خدای تعالی و اولیای دین پیدا کرده و مقید شده است به دستوراتشان عمل کند، شرم دارد و حاشیه میرود.
بسیار خوشم آمد از جوانی که میگفت: رفیقم موبایلش را به من نزدیک کرد که چند تصویر نامناسب نشانم دهد ولی من با مهربانی دستم را روی صفحه گذاشتم و گفتم: «عزیزم من منهاجی شدهام. برای من جایز نیست به هر تصویری نگاه کنم. از این به بعد هم از اینگونه تصاویر و فیلمها به من نشان نده. من رفیق گذشتهات نیستم. من فرق کردهام. من منهاجی شدهام.» او هم تبسمی کرد و دیگر هیچوقت مرا با انحراف و جهنم خودش شریک نکرد.
6 ـ و اینکه بارها به ایشان گفته ام اما چطور همسرم را متوجه کنم که حقیقتا برگزار کردن یک عروسی که اگر آهنگ و رقص زن در مقابل زن هم در آن باشد و نامحرمی هم نبیند باز گناه دارد؟(چطور جلوی این نوع اتفاق و عروسی را بگیرم؟)
جواب: به زبان خوش تذکر بدهید، نهی از منکر نمایید و سعی کنید ورود و حضور در چنین جلساتی نداشته باشید. بیش از این از شما خواسته نشده است.
ـ لطفا مرا راهنمایی کنید که چطور این مسائل را حل کنم و همسرم را با خود همراه کنم و با هم به سمت خدا بیاییم.
جواب: اعتقاد ما این است، چنان که در قواعد نظری نسخهی دوم خواهد آمد، اگر کسی آرزوی داشتن زندگی بدون گناه را داشته باشد، بالاخره خدای تعالی او را به آرزویش خواهد رسانید. والعاقبة للمتقین.
همچنین اعتقاد داریم، چنان که در قواعد نظری منهاج آمده است، اگر کسی بین خود و خدای خود را اصلاح کند، خدای تعالی بین او و مردم را اصلاح خواهد فرمود. اگر شما رابطهی خود و خدای متعال را در پنهان اصلاح کنید، خدای تعالی تمام جهان را مأمور میکند تا رابطهی شما را در عیان و با مردم، اصلاح کنند. اگر در کار و حالات خودتان دقت کنید، خواهید یافت اعمالی که در شأن شما نیست ولی انجامش میدهید یا در شأن شماست که انجام دهید ولی ترکش میکنید. اگر تمرکزتان بر روی اصلاح این موارد باشد و استقامتی نشان دهید، تمام زمین و آسمان که سربازان حق تعالی هستند، شما را حمایت خواهند کرد.
با کتاب «بهشت و جهنم در منهاج فردوسیان» مأنوس باشید. هم زمانی که در تنهایی با همسرتان هستید و هم در جمع های خانوادگی، بسیار برایشان بخوانید. شاید دلی در آن جمع باشد و از خواب غفلت بیدار گردد. اگر شما در وقت مطالعه و بازگویی اوصاف بهشت و اوصاف جهنم، حال لازم را داشته باشید؛ یعنی در اوصاف بهشت به وجد بیایید و در اوصاف جهنم به ترس و گریه بیافتید، اثرش هم بر خود شما، هم بر همسرتان و هم بر جمع اطرافیان، بسیار بیشتر خواهد بود.
برای سعادت و موفقیت شما و همهی زوجهای جوان منهاجی دعا میکنم
حاج فردوسی
با سلام و عرض ارادت حضور شما حاج فردوسی عزیز
اگر ممکن است بنده را در خصوص چگونگی صله رحم با بستگان نزدیک بی نماز و اهل ماهواره و نظایر آن راهنمایی بفرمایید.
با تشکر و دعای خیر برای شما
...........................................................................
باسمه تعالی
سلام علیکم
«رحم» به معنی زهدان است که دستگاه تولید و رشد جنین می باشد. پس بحث های «صله ی رحم» و «قطع رحم» مربوط به بستگان نسبی است؛ یعنی کسانی که به یک رحم مربوط می شوند. و بر طبق برخی روایات، تا چهل نسل، رحم محسوب می شوند.
پس افرادی همچون پدر زن، مادر شوهر، داماد، عروس، داماد خاله، عروس عمه و ... رحم محسوب نمی شوند و از محل بحث ما خارج هستند.
در مورد رفتار با «رحم» سه حالت وجود دارد که به ترتیب توضیح می دهم و سپس نتیجه گیری می کنم؛
حالت اول: صله ی رحم، یعنی خوشحال کردن.
آنچه موجب طول عمر و زیاد شدن مال و برکت زندگی است و ثواب عظیم اخروی دارد، خوشحال کردن ارحام است. یعنی اگر بتوانید برای کسی که وابستگی خونی به شما دارد، کاری انجام دهید که او شاد شود، «صله ی رحم» انجام داده اید. مثلاً برایش زن پیدا کنید، برایش شوهر پیدا کنید، برایش کار پیدا کنید، به او وام قرض الحسنه بدهید، برایش مسکن بسازید یا بخرید، قسمتی از مخارج خانواده اش را به عهده بگیرید، برایش هدیه و کادو ببرید و اگر از دیدن شما شاد می شود، به دیدنش بروید. حتی اگر از تماس تلفنی و احوالپرسی تلفنی خوشحال می شود، به او تلفن زده و حالش را بپرسید. و مانند این موارد.
حالت دوم: قطع رحم، یعنی رنجاندن.
آنچه موجب کوتاه شدن عمر و بی برکتی در زندگی است و کیفر شدید اخروی دارد، رنجاندن «رحم» است به هر طریقی که انجام شود. از جمله کارهایی که موجب رنجاندن ارحام می شود و مصداق قطع رحم است می توان به این موارد اشاره کرد: دعواهای زمان تقسیم ارث، توهین کردن، کارشکنی کردن و مانع شدن از این که به مقاصدشان برسند و ... حتی دعواهای برادران و خواهران (مجرد) در خانه ی پدری بر سر لباس، غذا، مسائل درسی، اختلافات سیاسی و بحث های بی فایده اگر موجب رنجش طرف مقابل گردد، قطع رحم است و بدون شک پیامدهای بسیار بد دنیوی و اخروی دارد.
حالت سو: نه صله و نه قطع، یعنی روابط عادی داشتن.
اینطور نیست که اگر کسی صله ی رحم نکند، حتماً قطع رحم کرده است. بلکه می توان حالتی عادی داشت یعنی نه رحمتان را خوشحال کنید و نه موجب رنجش و آزردگی خاطرش را فراهم آورید. در این حال، گر چه از ثواب و برکات بسیار «صله ی رحم» محروم می شوید ولی چون موجب رنجش او نشده اید، ضرری هم نخواهید دید.
بعد از این مقدمه، برگردیم به سؤال شما: «در خصوص چگونگی صله رحم با بستگان نزدیک بی نماز و اهل ماهواره و نظایر آن»
به نظر می رسد شما ـ مثل خیلی از مردم جامعه ـ «صله ی رحم» را «دید و بازدید» معنی کرده اید. لهذا این اشکال برایتان پیش آمده که با ارحام بی نماز و اهل معصیت، چگونه رفت و آمد کنید که از انحرافات و معصیت های آنان به شما و خانواده تان آسیبی نرسد. در عین حال خود را ملزم می دانید که حتماً باید با آنها رفت و آمد داشته باشید.
از مقدمات بالا، به روشنی معلوم می شود که برای صله ی رحم، اصلاً نیازی به رفت و آمد نیست و می توان در حالی که اصلاً رحم را نبینید، او را خوشحال کنید و ثواب بزرگ صله ی رحم را کسب کنید. همچنین می توانید او را نیازارید و برایش ایجاد گرفتاری و دردسر نکنید، تا گرفتار قطع رحم نشوید. یکی از بهترین راه های صله ی رحم، «استغفار کردن»، «دعا کردن» و «زیارت کردن» برای ارحام در زندگی و بعد از مرگ آنهاست.
و اما جواب: وظیفه ی شرعی شما این است که خود و خانواده تان را از معرض گناه و انحراف دور کنید پس اگر قوم و خویش شما اهل معصیت است و احتمال واگیری به خود یا خانواده تان می دهید، رفت و آمد با آنها را محدود کنید ولی از خوشحال کردنشان از هر راهی که به نظرتان می رسد، دریغ ننمایید؛ مانند تماس تلفنی، کارت پستال فرستادن، سلام رساندن توسط دیگران، سفارش آنها را به دیگران کردن و مانند اینها.
امیدوارم حق مطلب را بیان کرده و راه درست را نشان داده باشم.
موفق باشید
حاج فردوسی
