روز نوشته ها
پایگاه رسمی انتشار افکار و نظرات تربیتی حاج فردوسی

اطلاعیه


بدین وسیله به اطلاع اصحاب منهاج و بازدید کنندگان گرامی می رساند، این صفحه تا بازگشت حاج فردوسی از سفر نوروزی [پایان تعطیلات] به روز نخواهد گردید. نیز به نامه ها و کامنت ها، پاسخ داده نخواهد شد.
همچنین با توجه به تعطیلی های رسمی و غیر رسمی در این ایام، ارسال پستی با کندی صورت خواهد گرفت.

با احترام
مرکز نشر آثار منهاج فردوسیان
دفتر مرکزی منهاج فردوسیان (قم مقدسه)



نوشته شده در تاریخ دوشنبه بیست و نهم اسفندماه سال 1390 توسط دفتر مرکزی منهاج فردوسیان (قم مقدسه) | نظرات ()

سلام. ممنون از اینكه جوابها رو واضح میدید. می خواستم نظر شما رو درباره سید هاشم حداد هم بدونم. تو كتابها خیلی درباره ایشون مطالب سنگین نوشته اند. از طرفی خیلی از علما به ایشون ارادت داشتن. شهیدمصطفی خمینی ـ علامه مطهری ـ آیت الله بهجت ـ علامه طباطبایی ـ آیت الله كشمیری و حتی نقل شده كه مرحوم امام راحل برای ایشون بوسیله ی آقا مصطفی انگشتر 500ساله ی خانوادگیشونو فرستاده. یا آیت الله بهجت درباره ایشون گفته : سید هاشم سر الله است. حتی آیت الله گرامی فرمودن: رابطه آقای بهجت با ایشون بیشتر از رابطه اش با مرحوم قاضی بوده و ... با این حال همه میدونن كه سید هاشم یك فرد صد در صد وحدت وجودی بوده و عبارتهای علامه طهرانی تو روح مجرد گویای این حرفهاست. اگر همه این نقلها رو حمل بر صحت كنیم چه نتیجه ای میشه گرفت؟ چون سید هاشم از جرگه ی علما هم نبوده ولی آقای قاضی خیلی به ایشون حساس بودند. اونطور كه معلومه عظمت ویژه ای پیش علما داشته. جملات خیلی تند و تیزی هم در بحث توحید داره. آیا شما روش سید هاشم، منش سید هاشم، بیانات و حالات و سیره ایشون رو مبتنی بر شرع میدونید؟ از همین آقایون معاصر چه كسی رو از همه دقیقتر میدونید؟ آیت الله انصاری همدانی و روش ایشون چی؟ از كتابای شاگرداشون مثل حاج اسماعیل دولابی و آقای نجابت میشه استفاده كرد؟ و یك سئوال دیگه: روش منهاجیان روشی واضح و روشنه . خوب بالاخره این تعالیم برای ترقی معنوی هست یا نه؟ اگر باشه خوب فرد تو دوره های مختلف احتیاج داره یكی كمكش كنه. آیا اون هادی باز هم ائمه معصومین(ع) هستند یا راهنمای ظاهری هم نیاز می بینید؟ اگر لازمه معرفی بفرمایید. ممنون كه زود جواب میدید.
..........................................................................
باسمه تعالی
سلام علیکم
به بعضی بندهای مهم تر پاسخ می دهم. ان شاء الله
می خواستم نظر شما رو درباره سید هاشم حداد هم بدونم. تو كتابها خیلی درباره ایشون مطالب سنگین نوشته اند. از طرفی خیلی از علما به ایشون ارادت داشتن. شهید مصطفی خمینی ـ علامه مطهری ـ آیت الله بهجت ـ علامه طباطبایی ـ آیت الله كشمیری و حتی نقل شده كه مرحوم امام راحل برای ایشون بوسیله ی آقا مصطفی انگشتر 500 ساله ی خانوادگیشونو فرستاده. یا آیت الله بهجت درباره ایشون گفته: سید هاشم سر الله است. حتی آیت الله گرامی فرمودن: رابطه آقای بهجت با ایشون بیشتر از رابطه اش با مرحوم قاضی بوده و ... با این حال همه میدونن كه سید هاشم یك فرد صد در صد وحدت وجودی بوده و عبارتهای علامه طهرانی تو روح مجرد گویای این حرفهاست. اگر همه این نقلها رو حمل بر صحت كنیم چه نتیجه ای میشه گرفت؟ چون سید هاشم از جرگه ی علما هم نبوده ولی آقای قاضی خیلی به ایشون حساس بودند. اونطور كه معلومه عظمت ویژه ای پیش علما داشته. جملات خیلی تند و تیزی هم در بحث توحید داره. آیا شما روش سید هاشم، منش سید هاشم، بیانات و حالات و سیره ایشون رو مبتنی بر شرع میدونید؟
جواب: در این که آقا سید هاشم (رحمة الله علیه) مرد ریاضت کش و سختی کشیده و جگر سوخته ای بوده، شکی نیست؛ اما دو نکته را همواره باید در نظر داشت:
اول: سید هاشم خیلی بزرگ بوده، خیلی فوق العاده بوده، خیلی حالات خوب داشته، خیلی خواب های خوب دیده، خیلی مکاشفات عالیه داشته، خیلی علما احترامش می کردند و خیلی کذا و خیلی کذا؛ برای ما و شما چه فایده ای دارد؟! اصلاً به ما و شما چه ربطی دارد؟! خودش عبادت کرده و خودش هم ثمراتش را ـ ان شاء الله ـ دریافت کرده است.
پس سخن اول این است که عمر عزیز را در راه اثبات بزرگی برای فلان و بهمان صرف نکنیم بلکه به عمل در راه رضای حضرت باری تعالی و تحقّق بخشیدن به سنت رسول اعظم و ائمه ی معظم (علیهم السلام) مشغول باشیم.
دوم: از مرحوم سید هاشم (ره) هیچ کتاب یا دستورالعمل کامل و روشنی بر جای نمانده است. هر چه هست، سخنانی پراکنده و حالاتی مختلف از سال های پر فراز و نشیب زندگی یک سالک است. مطالعه ی حالات و سخنان بریده بریده و پراکنده ی برجای مانده، نه تنها راهگشا نیست بلکه انسان را گیج اندر گیج می کند یعنی مطالعه کننده وقتی از خواندن یک مطلب، حیران شد، بلافاصله با خواندن مطلب بعدی، در سرگردانی اول، سرگردان می شود! و از این که چرا در مطلب اول چنین حیرتی به او دست داده، حیران می ماند!
پس نتیجه، این که بزرگ بودن دیگران فایده ای به حال ما ندارد و از افرادی مانند آقا سید هاشم (ره) که هیچ برنامه ی تدوین شده و روشنی به دست نداده اند، نمی شود هیچ استفاده ای برد.
بحث وحدت وجود را بارها عرض کرده ام که علمای راستین اسلام در طول تاریخ و مراجع معظم تقلید در حال حاضر، همه فتوا به بطلانش داده و می دهند. اگر کسی مکاشفات و عجایب و غرایب داشته باشد، دلیل بر این نمی شود که همه ی اعتقاداتش صحیح است و گرنه باید مرتاض های هندی را با همان اعتقادات مشرکانه شان بپذیریم و بر صراط مستقیم هدایت بدانیم.

آیت الله انصاری همدانی و روش ایشون چی؟
جواب: از مرحوم انصاری همدانی (ره) یک قبر در کنار حضرت علی بن جعفر (علیهما السلام) و دو یا سه کتاب تازه نوشته شده از زندگینامه و برخی حالات و کلماتشان بر جای مانده است. نه از آن قبر و نه از این کتاب های بازاری، نمی توان راهی و رسمی و برنامه ای در آورد. اگر کسی بتواند برنامه ی مرحوم انصاری (ره) در تربیت را به صورت تدوین شده (یعنی همراه با مقدمه، متن و خاتمه) ارائه دهد. آنگاه این امکان برای محققین مسائل تربیتی (گرایش سیر و سلوک) فراهم خواهد شد که نظر بدهند آیا روش آن مرحوم کامل بوده یا نقایصی داشته است؟ منطبق بر شرع بوده یا مخالف شریعت بوده است؟

از كتابای شاگرداشون مثل حاج اسماعیل دولابی و آقای نجابت میشه استفاده كرد؟
جواب: مرحوم دولابی، سواد خواندن و نوشتن نداشت و کتابی هم ننوشت، آنچه به نام ایشان موجود است، همان پیاده شده ی سخنرانی ها یا سخنانی است که در جلسات خصوصی مطرح کرده اند. اگر بخواهید به طور کامل از برنامه و راه و رسم آن مرحوم ـ برای رسیدن به کمال و سعادت ـ استفاده کنید، برنامه و راه و رسمی در کار نیست. اگر بخواهید به صورت تفنّنی و سرگرمی مطالعه کنید، احتمال دارد سؤالات و اشکالاتی در ذهنتان ایجاد شود که رهزن راه کمال و سعادتتان گردد.
از مرحوم نجابت (ره) کتابی ندیده ام ولی بر طبق جستجوهای من، ایشان نیز برنامه ای برای تربیت ارائه نداده اند.
و یك سئوال دیگه: روش منهاجیان روشی واضح و روشنه . خوب بالاخره این تعالیم برای ترقی معنوی هست یا نه؟ اگر باشه خوب فرد تو دوره های مختلف احتیاج داره یكی كمكش كنه.
جواب: اگر کسی بر قواعد نظری، تسلط پیدا کند، خودش ناظر کار خودش خواهد بود. باید توجه داشته باشید که مزاج دستورات منهاج، معتدل است و عمل کردن به دستورات معتدل، هیچ وقت حالت فوق العاده ایجاد نمی کند. مثال می زنم، اگر یک عمر، نان گندم بخورید، نه غلبه ی سردی خواهید کرد و نه غلبه ی گرمی، چون مزاج نان گندم، معتدل است. ولی اگر زیاد هندوانه بخورید، سردی بر وجودتان غالب خواهد شد و اگر زعفران (که مزاج گرم دارد) زیاد بخورید، گرمی خواهید کرد.
دواست که باید زیر نظر پزشک مصرف شود، ولی غذا نیازی به حضور و مراقبت پزشک ندارد و هر عاقلی با اندکی دانش خوراکی ها می تواند سال های سال با خیال راحت از آنها استفاده کند.
اگر مرشدی بگوید برای رسیدن به فلان حالت ماورائی باید چهل شب در زیر زمینی تاریک و نمناک، فلان ذکر را هفت هزار بار رو به آتش بگویید و از هر صدا و صورتی که شنیدید و دیدید، نهراسید! چنین ذکر خطرناکی نیاز به استاد خبره و آشنای فن دارد. چون به اندک اشتباهی، ضرر بسیاری به شاگرد بینوا وارد خواهد شد.
اما اگر کارشناس امور تغذیه بگوید: چای ننوشید، نوشابه ننوشید، سوسیس و کالباس نخورید و روزی نیم ساعت پیاده روی کنید؛ تا سالم بمانید. عمل به این دستورات، نیازی به حضور متخصص و آشنای فن ندارد.
حال، اگر بی طالعی خدا زده بخواهد در راه علوم غریبه و کشف و شهودهای زورکی وارد شود، خود داند؛ ولی اگر شما دوست خوب من عزم کرده اید به کمال و سعادت برسید، باید با آرامش کامل خیال و خاطری جمع، باقی مانده ی عمر شریف را در منهاج فردوسیان قدم بزنید و سپس با دلی آرام و قلبی مطمئن و ضمیری شاد و امیدوار به فضل خدا به بالاترین پاداش های خدای بزرگ برای انسان، یعنی بهشت برین، قدم بگذارید و برای همیشه، جوان، سالم، دارا، زیبا، شاد و خندان باشید.
آیا اون هادی باز هم ائمه معصومین(ع) هستند یا راهنمای ظاهری هم نیاز می بینید؟ اگر لازمه معرفی بفرمایید.
جواب: اگر کسی وجود مقدس امام عصر و صاحب الامر (ارواحنا فداه) را قبول کند (به دل، نه به زبان، به راست نه به تعارف) کمک های معنوی ایشان بیش از قطرات باران که به سوی زمین می آید، به سوی قلبش خواهد آمد. ای عزیز، تمام بدبختی ما این است که نماینده ی خدا را قبول نداریم؛ که ثمره اش گدایی بر در خانه ی گدایان و کاسه لیسی تهی کاسه گان است.
موفق باشید
حاج فردوسی



نوشته شده در تاریخ یکشنبه بیست و هشتم اسفندماه سال 1390 توسط دفتر مرکزی منهاج فردوسیان (قم مقدسه) | نظرات ()

با سلام محضر شما حاج فردوسی عزیز
با توجه به وجود احادیث کم و انگشت شمار و بعضاً بی اصالت در خصوص نوروز باستانی ایرانیان، می خواستم بدانم که آیا در منهاج راجع به نوروز و اعمال آن دستوری صحیح و اصیل الروایت وجود دارد یا خیر؟ حقیقتش را بخواهید بنده با توجه به مختصر عقلی که برایم مانده، اصلاً نمی توانم نوروز را "عید" فرض کنم و "اعمال" و جشنی داشته باشم و مدام فکر می کنم که این بدعتی است که وارد دین ما شده! لطفا بنده را راهنمایی فرمایید.
ممنون و آرزوی توفیقات بیشتر شما در راه توسعه و نشر اسلام ناب محمدی(ص)
علی

...........................................................................
باسمه تعالی شأنه
سلام علیکم
درباره ی نوروز، فقط یک روایت از جناب مُعلی بن خُنیس از امام صادق علیه السلام وارد شده است که حضرت فرموده اند: «إِذَا كَانَ یوْمُ النَّیرُوزِ فَاغْتَسِلْ وَ الْبَسْ أَنْظَفَ ثِیابِكَ وَ تَطَیبْ بِأَطْیبِ طِیبِكَ وَ تَكُونُ ذَلِكَ الْیوْمَ صَائِماً» ترجمه: چون روز نوروز شد، غسل کن و پاکیزه ترین لباست را بپوش و عطر بزن و آن روز را روزه بدار.
البته چون این روایت در کتاب های معتبر ما (مصباح المتهجد، شیخ طوسی؛ وسائل الشیعه، شیخ حرّ عاملی؛ بحار الانوار، علامه مجلسی) آمده، بر طبق اصول استخراج منهاج فردوسیان، از همین یک روایت، قانون های 1219 و 1220 در آخرین مرحله ی قانون های انجام دادنی یعنی مرحله ی نهم استخراج شده است.
باید توجه داشته باشید که انجام این کارها در هر روزی مطلوب است و انجام دادنش به نیّت اجرای دستور استاد معظم، حضرت امام صادق (علیه السلام) بر ارزش و ثواب عمل می افزاید.
اما انجام کارهایی که مرسوم ایام نوروز است مانند، بازی، خنده، موسیقی، رقص، تبرّج [یعنی خود را به رخ یکدیگر کشیدن] و غیره، در هیچ روزی شایسته ی مؤمن نیست و باید ترک گردد.
البته رادیو و تلویزیون چون برای همه ی مردم ایران است و در میان این جمعیت، زرتشتی، مسیحی، کلیمی، بهایی، سنی و شیعه ی بی مبالات و بی تقوا وجود دارد، باید سلیقه ی همه را داشته باشند. [بدترین توجیهی که می شود برای فساد رسانه ی ملی مملک مدعی اسلام و تشیع ارائه داد!] ولی مؤمنین باید مواظب خود و خانواده شان باشند و از آلوده شدن به آداب جاهلی بپرهیزند.
موفق باشید
حاج فردوسی



نوشته شده در تاریخ شنبه بیست و هفتم اسفندماه سال 1390 توسط دفتر مرکزی منهاج فردوسیان (قم مقدسه) | نظرات ()

باسلام . خدا قوت. فشار قبر در شب اول فوت است یا اولین شبی که میت را در خاک می گذارند؟ در فرض دوم انسانهایی که مثلا : همراه هواپیما منفجر و پودر یا تکه تکه می شوند فشار قبرشان چگونه است؟ فشار قبر بر جسم خاکی است یا بر روح انسان؟ آیا خواندن مستمر نماز وحشت به نیت تمامی افرادی که در آن روز مرده اند به همه شان می رسد؟ و آیا تاثیری برای خود شخص پس از مرگش دارد؟
……………………………….................................
هو الحق
سلام علیکم
اینگونه سؤالات علمی [که ثمره ی عملی مستقیمی ندارد] را از پایگاه های ویژه اش بپرسید. در پایان، چند سایت پاسخگویی برایتان معرفی خواهم کرد ولی لازم می دانم مقداری در مورد خود سؤال بنویسم.
همه ی جهان پر است از علامت های سؤال و فوق تصور ما، پرسش در جهان وجود دارد. ولی دانستن جواب همه ی آن پرسش ها، نه تنها فایده ای ندارد بلکه در موارد بسیار، ضرر هم دارد. چون حداقل، موجب صرف شدن عمر گرانمایه به امور بی فایده است.
به همین دلیل، ما رفقای منهاجی را اینطور تمرین می دهیم که قبل از پرسیدن، اندکی در ثمره ی دانستن جواب، فکر کنند. یعنی قبل از این که سؤالشان را مطرح کنند و دنبال جوابش بگردند، از خودشان می پرسند که دانستن جواب این سؤال، چه نقشی در رسیدن من به کمال و سعادت دارد؟
اگر بتوانند به طور مشخص، نقشی بیابند، سؤالشان را مطرح کرده و دنبال جوابش هم خواهند رفت حتی اگر جوابشان در آخر دنیا باشد. ولی اگر نقش روشنی نداشته باشد، از پرسیدن و صرف عمر و فکر در آن، دست می کشند. در فرهنگ دینی ما، از علم بی فایده به خدا پناه برده شده است.
این را نوشتم تا سایر رفقا هم حواسشان را جمع کرده و سؤالاتی برخاسته از سر درد و نیاز، بپرسند.
اما آدرس پایگاه ها برای پرسیدن هر سؤالی از هر نوعی و باری به هر جهت:

اسلام کوئست
http://farsi.islamquest.net/
پاسخگو
http://www.pasokhgoo.ir/
پرسمان
http://porseman.org/
مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (علیه السلام)
http://www.valiasr-aj.com/fa/index.php

اما جواب به دو سؤال آخر [که ثمره ی عملی دارد]:
آیا خواندن مستمر نماز وحشت به نیت تمامی افرادی که در آن روز مرده اند به همه شان می رسد؟
جواب: بله، بر طبق روایات معتبر، اعمال نیک و خیرات ما به مردگان می رسد و به حالشان فایده دارد.
آیا تاثیری برای خود شخص پس از مرگش دارد؟
جواب: بله مانند تمام عبادات که اگر با نیت خالص انجام گیرد، در عالم دیگر به یاری عمل کننده اش خواهد آمد.
موفق باشید
حاج فردوسی



نوشته شده در تاریخ جمعه بیست و ششم اسفندماه سال 1390 توسط دفتر مرکزی منهاج فردوسیان (قم مقدسه) | نظرات ()

نظر به اینکه برخی رفقا، تقاضای سلسله ی طریقتی مرحوم پهلوانی (ره) را داشتند. به دو نقل، بیان می کنم.


نقل اول (از پایین به بالا):
شیخ علی پهلوانی نمکی تهرانی سعادت پرور (1383ه.ش) از علامه سید محمد حسین طباطبایی (1361ه.ش) از سید علی آقا قاضی (1366ه.ق) از سید احمد کربلائی (1332ه.ق) از ملا حسینقلی شوندی همدانی (1311ه.ق) از سید علی شوشتری (1283ه.ق) از ملا قلی جولا (؟)
در مورد ملا قلی جولا، ادعا شده یکی از اوتاد و یکی از ابواب حضرت بقیة الله بوده است. (البته توجه داشته باشید که هم «اوتاد» و هم «باب الحجة» بودن از ساخته های بی اساس صوفیه است و مستندی برایش نداریم. اگر این سلسله را بپذیریم، پایانش به فردی ناشناس ختم می شود)

نقل دوم (از بالا به پایین):
سیدنا و مولانا محمد رسول الله(ص)
مولانا علی بن ابیطالب (ع)
کمیل ابن زیاد نخعی
شیخ عبدالواحد بن زید
شیخ ابو یعقوب نهر جوری
شیخ عمر بن عثمان مکی
شیخ ابویعقوب طبری
شیخ ابوالقاسم بن رمضان
شیخ ابوالعباس بن ادریس
شیخ داوود بن محمد معروف به خادم الفقراء
شیخ محمد بن مانکیل
کهف الدین اسماعیل قصری
نجم الدین کبری
رضی الدین علی لالا
جمال الدین احمد جوزقانی
نورالدین عبدرالرحمن اسفراینی
رکن الدین علاءالدوله سمنانی
نظام الدین محمود مزدقانی
سید علی همدانی
خواجه اسحق ختلانی
سید عبدالله برزش آبادی
محمد بیداوازی
شاه علی اسفراینی
محمد خبوشانی
شیخ غلام علی نیشابوری
تاج الدین حسین تبارکانی
محمد کارندهی
حاتم زراوندی
محمد علی موذن خراسانی
رضا تبریزی
علی نقی اصطهباناتی
قطب الدین محمد نیریزی شیرازی
آقا محمد کازرانی
آقا محمد بید آبادی (1198ه.ق)
سید صدرالدین کاشف دزفولی (1258 ه.ق)
سید علی شوشتری (1283ه.ق)
ملا حسینقلی همدانی (1311ه.ق)
سید احمد کربلائی (1332ه.ق)
سید علی آقا قاضی(1366ه.ق)
سید محمد حسین طباطبایی (1361ه.ش)
علی پهلوانی سعادت پرور (1383ه.ش)

برخی از محققین کتابشناس در این مورد می نویسد: «عرفای متأخر حوزه ی علمیه نجف و قم نیز اغلب سلسله اساتید خود را به مرحوم مولی حسینقلی همدانی و از وی به سید علی شوشتری می‏رسانند. در مورد اساتید عرفانی مرحوم شوشتری اختلاف هست ولی با ملاحظه یک سلسله قرائن قوی شاگردی او نزد مرحوم کاشف دزفولی مسلّم است که او نیز شاگرد بیدآبادی بوده، آنچنان که ذکرش رفت. بالاتر از آن، همسانی دستورهای عرفانی این عارفان با دستورهای مرحوم بیدآبادی، اتصال آنان را به مکتب تربیتی وی مسلّم می‏دارد.» [علی صدرایی خویی، آداب السیر و السلوک، نامه ‏ای از آقا محمد بیدآبادی به میرزای قمی، پیام حوزه، تیر1374، ص 99 و 100]
البته من (حاج فردوسی) نظری در این باره ندارم و فقط خواستم آنچه موجود است را بازگو کرده باشم. قضاوت و رأی نهایی با کارشناسان فن است.
و له الحمد
حاج فردوسی



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه بیست و پنجم اسفندماه سال 1390 توسط دفتر مرکزی منهاج فردوسیان (قم مقدسه) | نظرات ()


سلام
شما علوم غریبه تدریس میکنید؟؟؟ یا میتونین شخصیو معرفی کنین؟؟؟ تو رو خدا از کمک دریغ نکنین
با تشکر

..........................................................................

باسمه المتعالی
سلام علیکم
اولاً: علوم غریبه تدریس نمی کنیم.
ثانیاً: کسی را هم نمی شناسیم که تدریس علوم غریبه داشته باشد.
ثالثاً: اگر هم بشناسیم، معرفی نمی کنیم.
رابعاً: رفتن به دنبال یاد گیری علوم غریبه در ضدیّت با منهاج است. زیرا منهاج یعنی راه روشن و وسیع ولی علوم غریبه یعنی راه های باریک و تاریک.
خامساً: رفقای منهاجی را به شدت از رفتن به دنبال یادگیری و عمل به علوم غریبه نهی می کنیم و معتقدیم، [جز در موارد بسیار اندک] موجب خسران و گمراهی می شود.
موفق باشید
حاج فردوسی



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه بیست و چهارم اسفندماه سال 1390 توسط دفتر مرکزی منهاج فردوسیان (قم مقدسه) | نظرات ()

سلام جناب آقای حاج فردوسی
اول از همه خدا رو شکر که یک سری چیز ها رو اینجا خوندم از پروردگار مهربونم می خوام کمکم کنه اشتباهاتم رو جبران کنم
اما راستش با وجود اینکه چیز هایی که اینجا خوندم با عقل و احساسم جور در میومد یک حس بدی نسبت به اینجا و شما و منهاج و بقیه ی چیز ها دارم
ازتون می خوام یک جوری یک متنی حرفی رو در جوابم بگید که حسم هم نسبت به اینجا عوض بشه
یادتونه درباره ی کتابی که دارم می نویسم با هاتون مشورت کردم
من نگفتم که همه ی آدما عوض میشن گفتم فقط تلاشم رو می کنم تا اعتقاداتم رو به جوونای هم سن و سالم و بقیه بگم
راستی یک سوال شما یک جا نوشته بودید که شیعه ی واقعی باید چشم و دلش از خوبی پر باشه فکر کنم تقریبا همین بود مگه نه !
یعنی چی ؟راستش نمی فهمم منظورتون چیه یک کم توضیح بدید.یعنی اگه کسی رو دیدی که خوبی هایی داره باید اون ها رو نادیده بگیری چون معصومین بهتر بودند(البته من یقین دارم که هیچ کس بهتر از اون ها نبوده و نیست و نخواهد بود)
اگه میشه درباره ی کتابم هم فکر کنید اگه سعی کنم هدفم رو فقط رضای خدا کنم اون موقع چی؟ منطقی جواب بدید لطفا به ایمیلم بفرستید

..........................................................................
هو الحق المبین
سلام علیکم
نامه تان را به صورت بند به بند جواب می دهم.
اول از همه خدا رو شکر که یک سری چیز ها رو اینجا خوندم از پروردگار مهربونم می خوام کمکم کنه اشتباهاتم رو جبران کنم. اما راستش با وجود اینکه چیز هایی که اینجا خوندم با عقل و احساسم جور در میومد یک حس بدی نسبت به اینجا و شما و منهاج و بقیه ی چیز ها دارم. ازتون می خوام یک جوری یک متنی حرفی رو در جوابم بگید که حسم هم نسبت به اینجا عوض بشه
جواب: حس شما کاملاً طبیعی است. یک مَثَل قدیمی می گوید: «فلانی آنقدر آب جوش خورده است که وقتی به آب سرد هم می رسد، فوت می کند!». اینقدر اخبار گوناگون و حکایت های جور واجور از اسم ها و ایسم های جدید و نوپدید شنیده و خوانده اید که در ناخودآگاه ذهنتان هر اسم جدید و چیزی که بوی نوآوری می دهد، محکوم به انحراف است. یعنی ذهن ناخودآگاه شما اینطور حکم می کند که حتماً باید ریگی به کفش آن باشد. در گذشته ها، نمونه ای از این اخبار و حکایات و تحلیل ها را منتشر کردم و نتیجه گرفتم که باید به آنان که تازه با «برنامه ی تربیتی منهاج فردوسیان» آشنا می شوند، حق داد که با دیده ی شک و تردید بنگرند و با احتیاط برخورد نمایند.
مطلب مورد اشاره را در آدرس زیر مطالعه کنید:
http://hajferdowsi.net/post/52
یادتونه درباره ی کتابی که دارم می نویسم با هاتون مشورت کردم
من نگفتم که همه ی آدما عوض میشن گفتم فقط تلاشم رو می کنم تا اعتقاداتم رو به جوونای هم سن و سالم و بقیه بگم
راستی یک سوال شما یک جا نوشته بودید که شیعه ی واقعی باید چشم و دلش از خوبی پر باشه فکر کنم تقریبا همین بود مگه نه !
یعنی چی ؟ راستش نمی فهمم منظورتون چیه یک کم توضیح بدید. یعنی اگه کسی رو دیدی که خوبی هایی داره باید اون ها رو نادیده بگیری چون معصومین بهتر بودند (البته من یقین دارم که هیچ کس بهتر از اون ها نبوده و نیست و نخواهد بود)
جواب: منظور این است که منهاجیون و منهاجیات نباید با دیدن کرامت ها و کارهای خارق العاده، جذب صاحب آن شوند زیرا بسیار دیده و شنیده ایم که خیلی از مکاشفات و مشاهدات، خواب و خیال بوده و خیلی از عجایب و غرایب، سحر و جادو و کار اجنه بوده است.
برای این که عمق مطلب را درک کنید، لازم است کتاب «کشف الاشتباه در کجروی اصحاب خانقاه» را مطالعه نمایید.
همچنین به صِرف این که فلان آقا، آدم خوبی است و نماز شب می خواند و تقوا و طهارت دارد، نباید موجب شود که ما خود را تابع و شیعه ی او بدانیم. هر کسی از رعیت [یعنی غیر از طبقه ی انبیا و ائمه] باید به صورت مستقیم به امامش اتصال روحی داشته باشد. البته اتصال علمی برای همه ممکن نیست و باید از طریق علمای راستین، این ارتباط حاصل شود. ولی اتصال ولایی برای همه هست و غیر آن اشکال دارد.
اگه میشه درباره ی کتابم هم فکر کنید اگه سعی کنم هدفم رو فقط رضای خدا کنم اون موقع چی؟ منطقی جواب بدید لطفا به ایمیلم بفرستید
جواب: اگر احساس می کنید که خواهید توانست با نوشتن این کتاب، مفید باشید، نیتتان را برای خدای متعال و رسیدن به ثواب های عالیه اش خالص کنید و با توکل بر او و توسل به خاندان وحی (علیهم السلام) کارتان را شروع نمایید.
ضمناً کی بی منطق جواب داده ام یا جواب غیر منطقی داده ام که از من می خواهید اینبار منطقی جواب بدهم؟!
موفق باشید
حاج فردوسی



نوشته شده در تاریخ سه شنبه بیست و سوم اسفندماه سال 1390 توسط دفتر مرکزی منهاج فردوسیان (قم مقدسه) | نظرات ()

سلام حاج آقا
دیروز فرمودید سؤال رو به ایمیلم بفرستید من چون مسافرت هستم امکانش برام مهیا نیست اگه ممکنه درباره آقای پهلوانی و شاگردهاش که آیا روش سلوکی و برنامه ها و دستورالعمل هاشون مورد تأیید مراجع تقلید هست یا نه؟ آیا دادن ذکر به اشخاص و تربیت کردن افراد مورد تأیید مراجع هستش؟ خواهشاً بفرمایید آیا می تونم بهشون مراجعه کنم؟ آیا منظور از یافتن استاد شامل حال این آقایون میشه؟
از لطف شما ممنون هستم. جواب رو در صورت صلاحدید در سایت قرار دهید تا با اینترنت ایرانسل ببینم.

..........................................................................
باسمه تبارک و تقدّس
سلام علیکم
سبک تربیتی مرحوم پهلوانی (ره) همان روش علامه طباطبایی (ره) از مرحوم قاضی (ره) از مرحوم کربلایی (ره) از مرحوم ملا حسینقلی شوندی (ره) از مرحوم سید علی شوشتری (ره) به بالاست.
درباره ی سلسله ی طریقتی مرحوم پهلوانی (ره) به طور جداگانه خواهم نوشت. ان شاء الله
باید توجه داشته باشید گرچه بعضی دیدگاه ها و اعمال صادر شده از آن مرحوم یا برخی شاگردانشان، اصلاً مورد تأیید شرع انور و مراجع معظم تقلید نیست ولی به حدی هم نیست که آنان را از رسیدن به کمال و سعادت ابدی، محروم نماید و یکسر به جهنم ببرد.
طبق قولی که به برخی رفقا داده ام، قرار شده برخی انحرافات علمی و عملی آقایان عرفا و علمای صوفی زده را بنویسم ولی هنوز، فرصت کافی به دست نیامده است. یکی از افرادی که مورد نقد علمی [و البته خیلی محترمانه] قرار خواهند گرفت، مرحوم پهلوانی (ره) است.
این که نوشته اید: «آیا دادن ذکر به اشخاص و تربیت کردن افراد مورد تأیید مراجع هست؟»
عرض می کنم: ذکر به معنی یاد خدا یا کلمات خاصی برای گفتن، مورد تأیید اسلام و علمای اسلام است ولی نوآوری هایی که در حاشیه ی ذکر گفتن پدید می آید، مثل اجازه ی استاد برای ذکر خاص یا عدد خاص یا مقدمات خاص یا شرایط خاص یا مکان خاص یا زمان خاص [که در متن روایت نیامده است] یا تلفیق و مونتاژ برخی ذکرها با برخی دیگر، موجب می شود که غلبه ی بدعت بر سنت پیش آید و نورانیت ذکر، در زیر لایه های متراکم خرافات و بدعت ها، بی فروغ یا کم فروغ گردد.
این که نوشته اید: «آیا می تونم بهشون مراجعه کنم؟»
عرض می کنم: به نظر بنده، بر طبق مطالعات و مشاهدات بسیار و بحث های مفصلی که با این جنابان داشته ام، مراجعه به آقایان، از غوطه خوردن در معصیت و تاریکی بهتر است ولی برای کسی که قصد جدّی در رسیدن به کمال و سعادت دارد، صلاح نمی بینم زیرا برنامه ی خاصی برای تربیت ندارند و سردرگمی از همان اول تا آخر، همراه سالک یا شاگرد آن راه خواهد بود.
اگر سخن مرا نمی پذیرید، با نخبه ترین و زبده ترین شاگردان مرحوم پهلوانی (ره) گفتگو کنید و از آنان بخواهید تا شما را با مراحل، منازل و مقصد و مقصود برنامه ی تربیتی شان آشنا کنند. خواهید یافت که نمی توانند، زیرا در نظامی رشد کرده اند که بنا نداشته رهرو را روشن کند و تمام مسیر را به صورت علمی برایش تبیین نماید. نه متنی برای ارائه دارند و نه می توانند تبیین درستی داشته باشند. (خواهش می کنم حتماً امتحان کنید)
این که نوشته اید: «آیا منظور از یافتن استاد شامل حال این آقایون میشه؟»
عرض می کنم: استاد در منهاج فردوسیان، فقط رسول اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) و دوازده جانشین بر حقشان (علیهم السلام) هستند و با توجه به حیات دنیوی حضرت صاحب الامر (ارواحنا له الفداء) هیچ نیازی به سرسپردگی و دلدادگی به غیر نیست. فقط نیاز علمی به دانستن دستورات آن بزرگواران می ماند که محدثین و فقهای بزرگوار شیعه در طول تاریخ و مراجع معظم تقلید در زمان حال، ما را بدان راهنمایی می کنند.
موفق باشید
حاج فردوسی



نوشته شده در تاریخ دوشنبه بیست و دوم اسفندماه سال 1390 توسط دفتر مرکزی منهاج فردوسیان (قم مقدسه) | نظرات ()

بنام خداوند مهربان
سلام حاج فردوسی خسته نباشید
فقط دو سوال دیگه در باب موسیقی و علوم ماوراالطبیعه دارم  که بیزحمت منو راهنمایی کنید
حاج اقا اگه علوم ماورا هیچ ریشه اساسی و بنیانگذار معتبر ندارد پس چطور و توسط چه کسانی ابداع شده که هر کس مشکلی داره بوسیله یکی از شاخه های این علوم حل میشه حتما بنیانگذار این علوم تا حدی خداشناس بوده که به این علوم تسلط داشته که با دعا مشکلات مردم رو  حل کنه چه برای سحر وجادو یا برای دزدی و غیره شما میدونید که طلسم و سحر و جادو شاخه ای از این علوم میباشه پس اگه این علوم من در اوردیه یا توسط افراد غیر متبحر نوشته شده چطور مردم را طلسم میکنند ویا چطور شخص طلسم شده را ازاد میکنند
وحاج اقا اگه یه روزی یه منهاجی مقابل یه صوفی قرار بگیره قدرت کدام بیشتره؟چون صوفی با علوم غریبه و ماورایی سر و کار داره ولی منهاج شیعه اثنی عشری میباشه ولی شمااز قدرت یه منهاجی در کتابهایتان موردی را ذکر نکرده اید ایا منهاجی میتواند از خود دفاع کند و ایا اصلا میتواند با منهاجی شدن قدرتی بدست بیاورد البته نه برای خودنمایی بلکه برای کمک به مردم و رضای خدا
ونکته بعدی در باب موسیقی میباشه
که شما فرمودید هر موسیقی مصنوعی حرام میباشد پس حاج اقا چرا رهبر فرزانه اسلام اجازه پخش اهنگ از رادیو و تلویزیون را دادند اگه موزیک مشکل دارد و یا چرا در عزاداریها از طبل و شیپور استفاده میشه و یا اصلا چرا در حرم امام رضا نقاره زنان از شیپور استفاده میکنند
بیزحمت حاج اقا منو توجیه کنید البته مجدد میگویم من دیگه نه دنبال علوم ماورا و نه دنبال موزیک هستم فقط بعضی مواقع سوالاتی واسم پیش میاد که شما منو به بزرگی خودتون ببخشید و جوابمو بدین
راستی حاج اقا شما اقای کافی پناهیان ودانشمند و امثالهم را تایید میکنید که ما سخنان این افراد رو گوش کنیم و یا حاج اقا چرا خودتون در صدا و سیما هیچ صحبتی نمیکنید که هم ما از صحبتهای شما فیض ببریم و هم مردم شما رو بشناسند و با منهاج اشنا شوند و شاید مثل من از خواب غفلت بیدار شوند
با تشکراز شما حاج فردوسی
دوستدار شما حسن

..........................................................................
باسمه تعالی
سلام علیکم
نامه ی شما را به صورت بند به بند پاسخ می دهم، ان شاء الله.
حاج اقا اگه علوم ماورا هیچ ریشه اساسی و بنیانگذار معتبر ندارد پس چطور و توسط چه کسانی ابداع شده که هر کس مشکلی داره بوسیله یکی از شاخه های این علوم حل میشه حتما بنیانگذار این علوم تا حدی خداشناس بوده که به این علوم تسلط داشته که با دعا مشکلات مردم رو  حل کنه چه برای سحر وجادو یا برای دزدی و غیره شما میدونید که طلسم و سحر و جادو شاخه ای از این علوم میباشه پس اگه این علوم من در آوردیه یا توسط افراد غیر متبحر نوشته شده چطور مردم را طلسم میکنند ویا چطور شخص طلسم شده را ازاد میکنند
جواب: سِحر [که به فارسی به آن جادوگری می گویند] ریشه در حقیقت دارد. قرآن کریم می فرماید:
«وَلَمَّا جَاءهُمْ رَسُولٌ مِّنْ عِندِ اللّهِ مُصَدِّقٌ لِّمَا مَعَهُمْ نَبَذَ فَرِیقٌ مِّنَ الَّذِینَ أُوتُواْ الْكِتَابَ كِتَابَ اللّهِ وَرَاء ظُهُورِهِمْ كَأَنَّهُمْ لاَ یَعْلَمُونَ * وَاتَّبَعُواْ مَا تَتْلُواْ الشَّیَاطِینُ عَلَى مُلْكِ سُلَیْمَانَ وَمَا كَفَرَ سُلَیْمَانُ وَلَكِنَّ الشَّیْاطِینَ كَفَرُواْ یُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنزِلَ عَلَى الْمَلَكَیْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ وَمَا یُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى یَقُولاَ إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلاَ تَكْفُرْ فَیَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا یُفَرِّقُونَ بِهِ بَیْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ وَمَا هُم بِضَآرِّینَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ وَیَتَعَلَّمُونَ مَا یَضُرُّهُمْ وَلاَ یَنفَعُهُمْ وَلَقَدْ عَلِمُواْ لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِی الآخِرَةِ مِنْ خَلاَقٍ وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْاْ بِهِ أَنفُسَهُمْ لَوْ كَانُواْ یَعْلَمُونَ * وَلَوْ أَنَّهُمْ آمَنُواْ واتَّقَوْا لَمَثُوبَةٌ مِّنْ عِندِ اللَّه خَیْرٌ لَّوْ كَانُواْ یَعْلَمُونَ» ﴿سوره ی بقره، آیات 101 تا 103﴾
ترجمه: و آنگاه كه فرستاده‏اى از جانب خداوند بر یشان آمد كه آنچه را با آنان بود تصدیق مى‏داشت گروهى از اهل كتاب [یعنی یهودیان] كتاب خدا را پشت‏سر افكندند چنانكه گویى [از آن، هیچ] نمى‏دانند. و آنچه را كه شیطان[صفت]ها در سلطنت ‏سلیمان خوانده [و درس گرفته] بودند پیروى كردند و سلیمان كفر نورزید لیكن آن شیطان[صفت]ها به كفر گراییدند كه به مردم سحر مى‏آموختند و [نیز از] آنچه بر آن دو فرشته، هاروت و ماروت در بابل فرو فرستاده شده بود [پیروى كردند] با اینكه آن دو [فرشته] هیچ كس را تعلیم [سحر] نمى‏كردند مگر آنكه [قبلاً به او] مى‏گفتند ما [وسیله] آزمایشى [براى شما] هستیم پس زنهار، كافر نشوى و[لى] آنها از آن دو [فرشته] چیزهایى مى‏آموختند كه به وسیله آن میان مرد و همسرش جدایى بیفكنند هر چند بدون فرمان خدا نمى‏توانستند به وسیله آن به احدى زیان برسانند و [خلاصه] چیزى مى‏آموختند كه برایشان زیان داشت و سودى بدیشان نمى‏رسانید و قطعاً [یهودیان] دریافته بودند كه هر كس خریدار این [متاع] باشد در آخرت بهره‏اى ندارد. وه كه چه بد بود آنچه به جان خریدند اگر مى‏دانستند. اگر آنها گرویده و پرهیزگارى كرده بودند قطعاً پاداشى [كه] از جانب خدا [مى‏یافتند] بهتر بود، اگر مى‏دانستند.
اگر به خوبی در این آیات شریفه دقت کنید، جواب سؤالتان را به خوبی می یابید.
اولاً، جادوگری ریشه ی آسمانی دارد (و [نیز از] آنچه بر آن دو فرشته، هاروت و ماروت در بابل فرو فرستاده شده بود [پیروى كردند])
ثانیاً: اثر اندک جادوگری به اذن خداست (هر چند بدون فرمان خدا نمى‏توانستند به وسیله آن به احدى زیان برسانند)
ثالثاً: علوم غریبه و سحر، ضررش بیشتر از فایده اش است. (چیزى مى‏آموختند كه برایشان زیان داشت و سودى بدیشان نمى‏رسانید)
رابعاً: فایده ی جادوگری فقط در دنیاست. (و قطعاً [یهودیان] دریافته بودند كه هر كس خریدار این [متاع] باشد در آخرت بهره‏اى ندارد)
خامساً: کاش به جای پیروی از آموزه های جادوگرانه ی آن دو فرشته، پیروی از آموزه های پیامبرشان می کردند. (اگر آنها گرویده و پرهیزگارى كرده بودند قطعاً پاداشى [كه] از جانب خدا [مى‏یافتند] بهتر بود، اگر مى‏دانستند)
نتیجه این که، منهاجی شدن بسی برتر از ساحر شدن و جادوگری است.
وحاج اقا اگه یه روزی یه منهاجی مقابل یه صوفی قرار بگیره قدرت کدام بیشتره؟ چون صوفی با علوم غریبه و ماورایی سر و کار داره ولی منهاج شیعه اثنی عشری میباشه ولی شما از قدرت یه منهاجی در کتابهایتان موردی را ذکر نکرده اید ایا منهاجی میتواند از خود دفاع کند و ایا اصلا میتواند با منهاجی شدن قدرتی بدست بیاورد البته نه برای خودنمایی بلکه برای کمک به مردم و رضای خدا
جواب: شما هنوز در حال و هوای عجایب و غرایب و امور خارق العاده هستید. یعنی تصور کرده اید که منهاجی شدن موجب تقویت اراده (از نوع تقویت اراده ی مرتاض ها) می شود. این تصور، اشتباه است.
کسانی که در راه رسیدن به قدرت های دنیوی تلاش کرده اند، ثمره اش را در همین دنیا خواهند دید. راه رسیدن به قدرت بسیار است، مثل ثروتمند شدن، مشهور شدن، دانشمند شدن، ورزش های مخصوص، بدن سازی و ... که از هر یک در راه قدرتمند کردن بخشی از وجود انسان استفاده می شود. و البته سخت ترین راهش، تقویت اراده برای تصرف در موجودات می باشد که بعضی مرتاضان به دنبالش هستند. ولی ماهیت همگی یکی است و فقط کالای دنیاست و در آخرت، به هیچ نخواهند خرید.
ونکته بعدی در باب موسیقی میباشه که شما فرمودید هر موسیقی مصنوعی حرام میباشد پس حاج اقا چرا رهبر فرزانه اسلام اجازه پخش اهنگ از رادیو و تلویزیون را دادند اگه موزیک مشکل دارد و یا چرا در عزاداریها از طبل و شیپور استفاده میشه و یا اصلا چرا در حرم امام رضا نقاره زنان از شیپور استفاده میکنند.
جواب: قرار ما با رفقای منهاجی این است که راه را از کتاب و سنت و عترت بگیریم نه از جامعه و تلویزیون و رادیو. مراجع معظم تقلید، بویژه حضرت امام خامنه ای (دام ظله) به کمیّت و کیفیّت موسیقی در رادیو و تلویزیون راضی نیستند ولی بنا به ملاحظاتی [از جمله این که در این کشور، سایر ادیان و مذاهب هم زندگی می کنند] خیلی سخت گیری نشان نمی دهند و تکلیف را بر عهده ی مؤمنین گذاشته اند.
بیزحمت حاج اقا منو توجیه کنید البته مجدد میگویم من دیگه نه دنبال علوم ماورا و نه دنبال موزیک هستم فقط بعضی مواقع سوالاتی واسم پیش میاد که شما منو به بزرگی خودتون ببخشید و جوابمو بدین
راستی حاج اقا شما اقای کافی پناهیان و دانشمند و امثالهم را تایید میکنید که ما سخنان این افراد رو گوش کنیم.
جواب: بحث های آقای دانشمند [بخصوص درباره ی اثبات ولایت] قابل استفاده است. همچنین بحث های آقای دکتر رفیعی که مبتنی بر آیات و روایات و خالی از خواب و مکاشفه و بافته های صوفیه است، نیز خیلی قابل استفاده است. سوز نفس مرحوم کافی (خصوصاً در «یا بن الحسن» ها و روضه هایش) مثال زدنی است. صحبت های کارشناسان برنامه ی «سمت خدا» بویژه آقایان ماندگار، عالی و فرحزاد هم نکات و مطالب خوبی دارد.
اما آقای پناهیان ـ با احترام زیادی که برایشان قائل هستم ـ بافته ها و تحلیل های خودشان در منبر بیشتر از آیات و روایات، جلوه می کند. البته خیلی از سخنانشان برگرفته از آیات و روایات است و مخالفتی با نصوص ندارد ولی بیان آیات و روایات، شیرینی دیگری دارد.
حاج اقا چرا خودتون در صدا و سیما هیچ صحبتی نمیکنید که هم ما از صحبتهای شما فیض ببریم و هم مردم شما رو بشناسند و با منهاج اشنا شوند و شاید مثل من از خواب غفلت بیدار شوند.
جواب: عجله ای نیست. نوبت به صدا و سیما هم خواهد رسید. ان شاء الله
موفق باشید
حاج فردوسی



نوشته شده در تاریخ یکشنبه بیست و یکم اسفندماه سال 1390 توسط دفتر مرکزی منهاج فردوسیان (قم مقدسه) | نظرات ()

سلام حاج فردوسی عزیز خسته نباشید و با عرض تشکر از جوابهای شما
حاج اقا امروز سالروز تولد منه و من تصمیم گرفتم علاوه بر سالروز تولد جسمی سالروز تولد عقلی خودمو جشن بگیرم یعنی تازه پا در صراط مستقیم بگذارم البته با کمک فقط شخص خودتان
حاج اقا واقعا شما گوهر نایابی بودید که من شما رو تازه پیدا کردم و حاضرم تمام سخنان شما رو مو به مو گوش کنم و عمل کنم واقعا با این تفاسیر دیگه به کسی و کتابی اعتماد ندارم و تنها کاری که میتونم واستون انجام بدم اینه که شما رو سر نمازم دعا کنم.
فقط حاج اقا بعضی مواقع سوالاتی به ذهنم میرسه که باید بیزحمت جوابمو بدین که تعدادی از سوالاتمو الان ذکر میکنم
1 ـ در جزوه ی درباره منهاج در قسمت نقاط اشترک و افتراق منهاج با تصوف در گزینه در باب موسیقی مواردی ذکر کرده اید. میخواهم بدانم ایا تمام موزیکها و موسیقیها اعم از پاپ کلاسیک سنتی و اصیل مشکل دارد یا نه؟ پس اگر مشکل دارد خواننده هایی مثل اقای عصار محمد اصفهانی شجریان افتخاری شهرام ناظری و یا اهنگهای ورزشی که گاها از رادیو و تلویزیون پخش میشوند و یا حتی اهنگهای مارشی جنگ و اهنگهای دوران دفاع مقدس که ادم را به وجد می اورند چه؟ ایا گوش دادن به این اهنگها برای تنوع مشکل دارد البته بحث گوش کردن به قران و دعا جدای از این مسایل میباشد
بیزحمت حاج اقا تکلیف منو با این مساله رو مثل سوالهای قبلیم جواب کامل بدهید
با تشکر ویژه از شما حاج فردوسی گل

..........................................................................
باسمه تعالی
سلام علیکم
در مور غنا و موسیقی، بحث های بسیار و مفصلی صورت گرفته است. برخی کارشناسان، موسیقی را مفید و برخی مضر می دانند. بعضی ها بین موسیقی تفکیک قائل شده و نواهای تند و غربی را مضر ولی نواهای نرم و شرقی را مفید می دانند. حتی بعضی قائل به موسیقی درمانی شده اند! یعنی مدعی هستند که می توان با گوش دادن به آهنگ های خاص، برخی بیماری ها را بهبود بخشید. ولی از منظر منهاج و منهاجیون، چون علم بشر محدود و ناقص است، باید به دامن وحی پناه برد و اگر تمام دانشمندان جهان در یک سو به حمایت از موسیقی بپردازند ولی استاد اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) غیر آن را بفرمایند، ما پیروی از استادان منهاج (علیهم السلام) را بر می گزینیم.
به همین دلیل، چون استاد معظم حضرت امام صادق (علیه السلام) [که نظرشان همان نظر رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) و بالاترین نظرهاست،] فرموده اند: «لَا خَیْرَ فِیهِ، لَا تَقْرَبْهُ» یعنی هیچ خیری در گوش دادن به موسیقی نیست و نزدیکش هم مرو، اصحاب منهاج، از گوش دادن به هرگونه موسیقی مصنوعی، پرهیز می کنند.
منظور از موسیقی مصنوعی، موسیقی هایی است که انسان از وسایل مخصوص موسیقی یعنی سازهای بادی و ضربی و زهی تولید می کند.
البته گوش دادن به آهنگ طبیعت، مانند صدای باد، صدای پرندگان، صدای آبشار و همچنین گوش دادن به نوای خوش تلاوت قرآن و دعاها، بدون اشکال بوده و در برخی مواقع، ثواب هم دارد.
پس به چند مطلب مهم در مورد موسیقی توجه داشته باشید:
اول: هیچوقت عمداً به موسیقی گوش ندهید، ولی اگر به گوشتان رسید و نتوانستید از معرضش فرار کنید، اشکال ندارد.
دوم: هر صدای موزونی که از ساز تولید شده باشد، حتی اگر سرود ملی یا مارش جنگی باشد را گوش ندهید چون در برخی فرمایشات استادان منهاج (علیهم السلام) از گوش دادن به صدای ساز (سازهایی مانند: تار، تنبور، طبل، سنج، چنگ و نی) نهی شده است بدون این که فرقی بین آهنگ ها قائل شده باشند. پس احتیاط در این است که هیچ صدای تولید بشر از سازهای موسیقی را گوش ندهید.
سوم: در هیچ جای قرآن یا روایات معتبر، اثری از «موسیقی عرفانی» نیست. همانطور که رقص عرفانی (معروف به سماع) از نظر شرعی ممنوع است، موسیقی عرفانی هم دروغی از دروغ های صوفیه بوده و ممنوع است.
چهارم: اگر کسی قرآن کریم یا سخنان حق و راستین را با موسیقی همراه کند، به آن آیات و سخنان حق، جفا کرده است و کیفرش سخت تر خواهد بود.
در پایان، روایت زیبایی از کتاب «بهشت و جهنم در منهاج فردوسیان» می آورم تا با دقت در آن، عزمتان بر پاک کردن گوش از موسیقی، راسخ تر گردد. ان شاء الله.
قَالَ: قُلْتُ له علیه السلام: جُعِلْتُ فِدَاك إِنِّی أَرَدْتُ أَنْ أَسْأَلَك عَنْ شَی‏ءٍ أَسْتَحْیی مِنْهُ. قَالَ: سَلْ. قُلْتُ: هَلْ فِی الجَنَّةِ غِنَاءٌ؟ قَالَ: «إِنَّ فِی الجَنَّةِ شَجَراً یأْمُرُ اللهُ رِیاحَهَا فَتَهُبُّ فَتَضْرِبُ تِلْك الشَّجَرَةُ بِأَصْوَاتٍ لَمْ یسْمَعِ الخَلَائِقُ بِمِثْلِهَا حُسْناً. ثُمَّ قَالَ: هَذَا عِوَضٌ لِمَنْ تَرَك السَّمَاعَ فِی الدُّنْیا مِنْ مَخَافَةِ اللهِ».
ترجمه: (راوی می گوید: به محضر مقدس امام صادق علیه السلام) عرض كردم: فدایت شوم می خواهم چیزی از شما بپرسم ولی خجالت می كشم.
فرمودند: بپرس
عرض كردم: آیا در بهشت، موسیقی هم هست؟
فرمودند: [آری،] در بهشت، درختـی وجود دارد كه خدای متعال باد را امر می كند تا [بر آن درخت،] بوزد. پس آن درخت [به واسطه ی وزش آن باد،] صداهایی تولید می كند كه هیچكس به خوبی آن را نشنیده است.
سپس فرمودند: این [شنیدن نغمه ها و موسیقی های بهشتی] پاداش كسی است كه موسیقی را در دنیا به خاطر ترس از خدا ترك كرده باشد.
منبع: بهشت و جهنم در منهاج فردوسیان، سند 51، صفحه ی 47 به نقل از: تفسیر قمی/2/170؛ بحار الانوار/8/127.

موفق باشید
حاج فردوسی



نوشته شده در تاریخ جمعه نوزدهم اسفندماه سال 1390 توسط دفتر مرکزی منهاج فردوسیان (قم مقدسه) | نظرات ()