بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنكُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهَاجـاً
إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْـفِرْدَوْسِ نُزُلًا
به پایگاه رسمی انتشار افکار و نظرات تربیتی «حاج فردوسی» خوش آمدید.
لطفاً قبل از مطالعهی این مطالب، با برنامهی تربیتی «منهاج فردوسیان» در آدرس: www.hajferdowsi.com آشنا شوید.
اصحاب منهاج و دوستانی که به تازگی با این پایگاه آشنا شدهاند، میتوانند نظرات و پرسشهای خود را از طریق بخش نظرات، ارسال نمایند. سؤالات شما پس از بازبینی و صدور جواب از سوی حاج فردوسی، در همین صفحه منتشر خواهد شد. اگر ایمیل خودتان را همراه سؤال، درج کنید، جواب به محض آماده شدن برایتان ارسال خواهد شد و نیازی نخواهید داشت تا زمان انتشارش منتظر بمانید. توجه داشته باشید نامههای برگزیده در کتاب «مکاتباتی بر مبنای منهاج فردوسیان» منتشر خواهد گردید. لطفاً در نامههایتان فقط از کلمهی «حاج فردوسی» استفاده کنید و از به کار بردن هر گونه القاب مانند «آقا»، «جناب» و «مانند آن» جدّاً پرهیز نمایید. همچنین سعی کنید سؤالات، به صورت روشن و شمارهگذاری شده باشد. لطفاً سؤالات شفاهی و مرتبط با منهاج را فقط از شمارهی مستقیم حاج فردوسی (09124519233) بپرسید. (سایر شمارهها مربوط به سامانه و مرکز پخش است) / همچنین میتوانید سؤالات خود را از اینجا ارسال کنید.
توجه: این مطلب، ثابت است. لطفاً به ادامهی مطالب توجه فرمایید.
سلام. خدا قوت مومن. می خواستم بپرسم بعد از اتمام نمازهای جماعت بعضی ها مصافحه می کنند برخی سجده شکر بجای می آورند برخی ابتدا تسبیحات حضرت فاطمه زهرا را می خوانند ... کدام عمل پس از نماز توصیه بیشتر شده است.
..........................................................................
باسمه تعالی
سلام علیکم
1. مصافحه ی بعد از نماز وارد نشده است و اگر کسی به عنوان این که چنین عملی در اسلام آمده است و موجب کمال و سعادت می گردد، انجام دهد، مرتکب بدعت و حرام شده است. البته اگر کسی دستش را برای مصافحه به سوی شما آورد، شایسته نیست رد کنید یا بی پاسخ بگذارید، که این کار، در عرف جامعه، نوعی توهین و بی اعتنایی محسوب شده و اثرات روحی بدی در پی خواهد داشت.
2. سجده ی شکر بسیار سفارش شده و سعی شود ترک نگردد و می تواند بعد از پایان تعقیبات، انجام شود. قانون 520 تصریح در این مطلوبیت دارد.
3. تسبیح حضرت صدیقه ی طاهره (سلام الله علیها) نیز بسیار بسیار توصیه شده است. و از روایاتش چنین بر می آید که باید قبل از هرگونه سخن گفتن یا توجه به اطراف گفته شود. قانون 518 به این امر اختصاص یافته است.
4. لازم به ذکر است، آنچه مراعاتش مهم تر و پیش تر از اینهاست، اول وقت خواندن نماز، به جماعت خواندن نماز و با حضور قلب خواندن نماز است. و مراعات مواردی که در سؤال آمده، زمانی نقش خودش را به خوبی ادا خواهد کرد که قوانین قبلی اش به خوبی مراعات شده باشند.
موفق باشید
حاج فردوسی
رفقایی که پیگیر بحث های هفتگی حاج فردوسی هستند، می دانند که چند جلسه ی اخیر به حجاب شهرت و راه های خلاص از شهرت علما و عرفا اختصاص داشت.
آنچه در جلسه ی این هفته مطرح و بررسی شد، نظر علامه طهرانی (ره) و تعارض آن با قرآن و روایات بود. آنجا که علامه طهرانی (ره) عبادت کردن به نیت رسیدن به بهشت و یا رهایی از جهنم را شرک و ناصواب می خواند، ولی قرآن و روایات، عین توحید و صواب می دانند
علاقه مندان به بحث های هفتگی حاج فردوسی می توانند فایل های صوتی آن را از فروشگاه خریداری نمایند.
با تشکر
مرکز پخش آثار منهاج فردوسیان
سلام حاجی جان
خدا قوت
این نابغه عرفان ما!!!!جناب خانجانی، یه همچین سایتی داره
http://nabeghe-erfan.blogfa.com
که تو مغالطه هم قاطی کرده. یکی دو تا مقالشو خوندم و دیگه طاقت یاوه گویی هاشو نداشتم، مثلاً:
۶ ـ همانطور که هر مذهب و مکتب و حقیقتی دارای دجّال است تصوف و تشیع دجّالی هم وجود دارد که اکثر آنچه که تحت این عنوان در تاریخ جوامع خودنمائی کرده است نوع دجّالی آن بوده است . همانطور که مذهب ضد مذهب داریم تصوف و تشیع ضد تصوف هم داریم .
١٧ ـ کل دین و مذاهب الهی بهمراه شریعت ها هدفی جز بخود آوردن آدمی ندارد تا نشانه های غیبی و آسمانی را در وجود خود دریابد و نهایتاً حضور خداوند را در خویشتن درک و تصدیق نماید . و یک صوفی در همان نخستین گام یک مرید را متوجه کرامات و آیات الهی در خود می کند و او را بخود می آورد . و این اساس تشیع و مذهب امامیه یا صوفیه است .
منبع: ص 18 مقاله یکبار دگر محمد ص هنر عشق ....
چون تو سایتتون اسمش اومده و طرفم کلاً قاطی داره لطفا یه هشدار بدید
یا علی ع
...........................................................................
باسمه تعالی
سلام علیکم
بعد از سؤالات متعدد رفقا در مورد آقای علی اکبر خانجانی، مجبور به مطالعه ی جدّی آثارشان شدم که در کمال تأسف، با یک صوفی متحیر و متحیر کننده رو برو شدم. کسی که میان تصوف و مدرنیته، حیران ایستاده و نمی داند به این سو بیاید یا به آن سو برود، در عین حال، علاقه مند قرآن و عترت طاهره (علیهم السلام) نیز هست ولی قرآن و روایات را ـ گاهی ـ چنان معنا می کند و از آنها استفاده می نماید که با هیچیک از قوانین ترجمه و تأویل، سازگار نیست. برداشت هایی از قرآن کریم و نهج البلاغه دارد که غمگین ترین و مصیبت زده ترین افراد را به خنده می آورد.
تعجب من از این بود که آنان که درباره ی صوفیه و خطر آموزه های تصوف، هشدار می دهند، چرا به ایشان و عرفان التقاطی اش نمی پردازند، بعد از مطالعه ی تفصیلی، فهمیدم آنقدر آموزه های ایشان بی ارزش و مغلوط است که هیچ یک از منتقدین صوفیه، حاضر نیست فکر و ذهن و نوشته اش را به چنین کسی و چنین افکار پوچی اختصاص دهد و اصلاً وارد شدن در وادی ایشان را در شأن خود نمی بینند.
خداوند ما را از شرّ اینگونه افکار و نظرات التقاطی، محافظت فرماید و بر منهاج فردوسیان مستدام بدارد.
بمنّه و کرمه
حاج فردوسی
پایگاه اسلام کوئیست، وابسته به جناب هادوی تهرانی، به سؤالی درباره ی این که خدا چطور می تواند دیه ی انسان قرار گیرد! چنین جواب داده است:
سؤال: چرا خداوند به انسان فرمود من بهای تو هستم؟
جواب: این فرموده خداوند فرازی است از حدیث قدسی معروف كه می فرماید: «... من عشقنی عشقته و من عشقته قتلته و من قتلته فعلیّ دیته و من علیّ دیته فانا دیته». در نگاهی معرفتی به مفاد دیه و حدیث قدسی مذکور، در می یابیم که خداوند همچون مقتضای دیه، میزان آنرا بر اساس درجه و مقام معرفتی انسان تعیین کرده است. درک این لطیفه عرفانی تنها در مکتب «معرفت نفس» ممکن است.
پاداش کسی که این شایستگی را می یابد تا خویش را قربانی خداوند سازد و به مقام شهادت برسد، رجعت به خویشتن خویش (یعنی خدا) است و به این ترتیب خداوند خون بهای او می شود.
منبع: http://farsi.islamquest.net/QuestionArchive/8964.aspx
..................................................................
همچنان که قبلاً گفتیم، این کلمات، اصلاً حدیث نیست، پس نوبت به این شرح و تفسیرهای پرتکلّف نمی رسد. و باز هم شد «سر بی صاحب تراشیدن»!!
بسم الله الرحمن الرحیم
محضرمبارك حاج آقا فردوسی
سلام علیكم
احتراماً عرض به می رساند بنده حقیربا توفیقات وعنایت پروردگار متعال مدتی است كه در كلاس های حفظ قرآن كریم شركت می نمایم ولی باتوجه به مشكلات كاری وزندگی پیشرفت خوبی نصیبم نشده است بنده عا شق قرآن هستم تك تك آیات قرآن انقلابی را در درونم بوجود می آورد و وجودم را شخم می زند و زیرو رو یم می كند هرچقدر تفاسیر وتوضیحات آیات را بیشتر مطالعه می كنم حیرتم بیشتر شرمند گیم افزونترمیگرددولی استاد راهنما كه مرابراساس شریعت وطریق ائمه معصومین علیه السلام راهنمایی كند نصیبم نشده است تامرااز سردرگمی رهایی بخشد. می خواهم به لطف خدا روحم رااز آلودگی هاپالایش نمایم . می خواهم وجودم رابا قرآن عجین نمایم ـ درسفراخیرم به عتبات عالیات از مولایم امام حسین (علیه السلام ) كه چراغ هدایت وكشتی نجات است ـ و تمام امامانی وپیامبران راكه درعراق زیارت كردم این درخواست راداشته ام زندگی ام قرآنی ومرگم هم بافهم معارف قرآن باشد. لطفاً مراراهنمایی فرمایید واگر دستورالعملی لازم است بفرمایید و باجرعه ای از معرفت حرارتم راتسكین ببخشید.
دلم پراست ولی می دانم وقت شما باارزش وبه همین چند سطر بسنده میكنم تاانشاءاله توفیق داشتم بیشر درخدمت باشم .
ان هوذكر للعالمین27 لمن شآء منكم ان یستقیم 28 وما تشاءون الآ ان یشآء الله رب العالمین 29 سوره تكویر
من الله التوفیق
العبد الحقیر المسكین المستكین
كاف ـ میم
..........................................................................
باسمه تعالی و تقدس
سلام علیكم
از اظهار لطف و محبت جنابعالی متشكرم
آتشی كه در وجود خود برای ترقی و تكامل معنوی احساس می كنید، لطفی ویژه و عنایتی خاص از سوی خدای متعال است كه به اندكی از اندكی از بندگانش می دهد، قدرش را نیك بدانید.
آنچه ما به جویندگان كمال واقعی و سعادت ابدی ارائه می دهیم، برنامه ی تربیتی منهاج فردوسیان است. این برنامه بر طبق اعتقادات و فقه شیعه ی اثنی عشریه تنظیم شده است.
تهیه ی كتاب های اصلی و جانبی این برنامه، شما را با حال و هوای آن بیشتر آشنا می سازد.
اگر امكان حضور در جلسات هفتگی داشته باشید، خیلی خوب است و اگر این امكان را ندارید، از شنیدن و مكرر شنیدن فایل های صوتی آن محروم نمانید.
مطالعه ی روزنوشته ها نیز، كمك خوبی برای آشنایی با فضای منهاج است.
برای جنابعالی آرزوی موفقیت دارم
حاج فردوسی
باسلام خدمت حاج آقا فردوسی حاج آقا در محلی بنام گره بان بین هرسین ونورآباد گروهی بسیاری فردی را بنام آقا نظام که ازدراویش شعشع هانی است تاسرحد الوهیت احترام و حتی کرنش میکنند و به او لقب اجاق داده اند آیا زن گرفتن ازاینها جایز است؟
..........................................................................
باسمه تعالی
سلام علیکم
هر وقت دختران پاکدامن شیعه ی اثنی عشریه، نایاب شدند؛ و ازدواج با این طایفه، ضرورتی داشته باشد، و ضرورت به حد اضطرار رسیده باشد، جایز است. ان شاء الله
موفق باشید
حاج فردوسی
سلام
با اینکه قبولتون ندارم[1] اما از اینکه زحمت کشیدید و جواب دادید ممنون
البته باید کتاب منهاج فردوسیان رو بخرم شاید واقعا حق با شما باشه ... ضمنا به نظر شما بهترین راه نفی خواطر چیه یا همون القاآت شیطانی و فکرهای باطل [2]
اینطور که متوجه شدم منهاج کلا به بهشت وجهنم اعتقاد داره نه مطلب سوم مثل عندیت و ... [3]
به نظر شما منظور از این ایه چیست؟؟؟ ... وکنتم ازواجا ثلاثه ... سوره واقعه ... [4]
اگر قرار بود خدا بگه توی همون بهشت مقامی هست واسه مقربین پس باید یکی یکی مقامات و طبقات بهشت رو ذکر میکرد ... [5]
فادخلی فی عبادی وادخلی جنتی تنها تو کل قرآن یکبار خدا از بهشت خودش نام میبره که به نظر میرسه مطالبی هست که هر کس نمیداند... نظر شما چیست؟؟؟ [6]
..........................................................................
باسمه تعالی و تقدّس
سلام علیکم
[1] نیازی نیست ما را قبول داشته باشید، همین که حرف حق، یعنی قرآن و روایات معتبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه ی طاهرین (علیهم السلام) را قبول داشته باشید، برای رسیدن به کمال و سعادت شما، کافی است. ان شاء الله
[2] هیچ یک از راه های صوفیه برای تمرکز خیال و تخلیه ی ذهن و مدیتیشن و غیره را توصیه نمی کنیم. فقط سعی کنید در حال نماز و تلاوت قرآن، حواستان را به معنی کلمات متوجه کنید. با تمرین این معنا، در یک شیب آرام، به حضور قلب مورد نظر خواهید رسید. برای خلاص شدن از افکار شیطانی، مطالعه ی کتاب های مفید، گفتگو با دوستان خوب و گفتن ذکرهای معتبر مانند «صلوات» و «لا اله الا الله» (البته بدون عدد و زمان و آداب خاص) مفید خواهد بود. ان شاء الله
[3] از مجموع صدها آیه و روایت معتبر، چیزی بیشتر از دو منزل (بهشت و جهنم) به ما نرسیده است. و چون اصحاب منهاج در قدم اول، از اختراعات و شیرین کاری های صوفیه و عرفا و فلاسفه، آزاد می شوند، درک این مطلب دینی برایشان خیلی راحت می شود؛ به خلاف کسانی که حاضر نیستند آیه و روایت را بر بافته ها و یافته های ملا فلان و میرزا بهمان ترجیح دهند. این زندانیان اوهام و خیالات، همواره در حیرت به سر خواهند برد. ان شاء الله
[4] شیخ طوسى (رحمه الله) در امالى خود به سندى كه از ابن عباس دارد از او روایت كرده كه گفت: از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) معناى آیه شریفه «وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ فِی جَنَّاتِ النَّعِیمِ» را پرسیدم، فرمود: جبرئیل به من گفت: اینان عبارتند از على، و شیعیان او، آرى على و شیعیانش جلوتر از هر كس دیگر به بهشت در مىآیند و به كرامت و احترامى كه نزد خدا دارند مقرب درگاه خدایند. (امالى شیخ طوسى، ج 1، ص 70).
و در كمال الدین به سند خود از خیثمه جعفى از امام ابى جعفر (علیه السلام) روایت كرده كه در ضمن حدیثى فرمود: «السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ» ماییم، و آخرون هم كه در بارهاش فرموده: «وَ قَلِیلٌ مِنَ الْآخِرِینَ» ما هستیم. (كمال الدین، ج 1، ص 206، ضمن حدیث 20)
و در عیون در باب «ما جاء عن الرضا (علیه السلام) من الاخبار المجموعة» به سند خود از على (علیه السلام) روایت آورده كه فرمود: آیه شریفه «وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ» در باره من نازل شده است. (عیون اخبار الرضا، ج 2، ب 31، ص 65، ح 288)
از مجموع این سه روایت و سایر روایات این باب چنین به دست می آید که مردم در روز قیامت به سه دسته تقسیم می شوند: یک دسته جهنمیان هستند (اصحاب الشمال)، دسته ی دوم، خوبان و بهشتیان از سایر امت ها هستند (اصحاب الیمین)، دسته ی سوم، سبقت گیرندگان به بهشت هستند (السابقون) که ائمه ی طاهرین (علیهم السلام) و شیعیانشان می باشند. این گروه اخیر (یعنی سابقون) علاوه بر این که زودتر از دیگران به بهشت می روند، درجه شان نیز بالاتر و والاتر است.
[5] درجات بهشت و درکات جهنم در روایات زیادی بیان شده است. برای اطلاع بیشتر به کتاب «بهشت و جهنم در منهاج فردوسیان» مراجعه نمایید.
[6] اینكه فرمود: «فَادْخُلِی فِی عِبادِی» در حقیقت امضاى عبودیت وى است و جمله «وَ ادْخُلِی جَنَّتِی» منزلگاه او را معین مىكند، و منظور از اینكه كلمه «جنت» را بر ضمیر تكلم اضافه كرد و فرمود: «داخل جنت من شو» این بوده است كه او را به تشریف خاصى مشرف كند، و در كلام خداى تعالى هیچ جا غیر این آیه، جنت را به خود نسبت نداده است. (ترجمه المیزان، ج20، ص 478)
توجه داشته باشید برخی افراد که دارای ذهنی شاعرانه و خیال پردازانه هستند، از کلمه ی شریفه ی «علمناه من لدنا علما» مقامی به نام مقام «لدنیّت» درست کرده اند!! از کلمه ی شریفه ی «عند ملیک مقتدر» مقامی به نام مقام «عندیّت» ساخته و پرداخته اند!! از کلمه ی شریفه ی «جنتی» مقامی به نام «جنة الذات» تراشیده اند!! ولی تمام اینها و نظائرش، سندی از ناحیه ی استادان منهاج (علیهم السلام) [یعنی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه ی طاهرین (علیهم السلام)] ندارد و مشتی بافته ی شاعرانه و خوش ذوقی ادیبانه است.
اگر برای هر یک از اینها بتوانند، روایتی معتبر ارائه دهند، تسلیم می شویم ولی با خوش خیالی های امثال آقای ... نمی توان از غیب، خبر داد.
موفق باشید
حاج فردوسی
باسلام
من جوانی 18 ساله هستم و با معدل حدود 19.5 و صبر و تحمل کشیدن رنج فقر را ندارم ، چند وقتی است که یکی از دوستانم پاش را در یک کفش کرده که بیا بریم حوزه .
راستیتش به چند دلیل میگم نه .... مهمترینش اینکه شهریه ش خیلی خیلی کمه و در اصل ما باید با این شهریه گذران معیشت بکنیم
واقعا بااین گرونی همچین چیزی امکان داره؟؟
از شما بعنوان یک برادر بزرگتر راهنمایی می خوام، راستی من پیش ریاضی فیزیکم و تقریبأ شاگرد اول مدرسه هستم ومی خواستم به عنوان مثال بدونم شما هم در تنگی معیشتید؟؟ چه پیشنهادی میکنید
راستی من علاقه ی زیادی به شهر قم وحرم حضرت معصومه دارم ، در قم آیا دانشگاه الهیات است ؟ راستی دانشگاه امام صادق ، تو قمه؟؟
به نظرتون رشته الهیات یا ... چطوره...
به خدا سر در گمم
لطفأ جواب کاملی بدهید ...
..........................................................................
باسمه تعالی
سلام علیکم
سؤال شما بیشتر مربوط به مشاوره ی تحصیلی می شود و اینگونه مشاوره در تخصص من نیست. آنچه در تخصص من است، مشاوره برای رسیدن به کمال و سعادت می باشد.
اگر بپرسید آیا طلبه شدن و ورود به حوزه و درس حوزوی خواندن، نقشی در کمال و سعادت انسان دارد، عرض می کنم: بی تأثیر نیست ولی آنقدر تأثیرش کم رنگ است که قابل اعتنا نمی باشد.
اگر قصد رسیدن به کمال واقعی و سعادت ابدی دارید، باید وارد منهاج فردوسیان شده و بر طبق مراحل تکاملی آن، حرکت نمایید. کسانی که منهاجی می شوند، در هر شغل و لباسی که باشند، مؤمنان حقیقی و صدرنشینان بهشت برین هستند.
توصیه می کنم شغلی را انتخاب کنید که بدان علاقه دارید و به سفارش این و آن توجهی نکنید.
موفق باشید
حاج فردوسی
